گزیدهٔ غزلیات
شهریار
»
گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ : گذار آرد مَهِ من گاهگاه از اشتباه اینجا
غزل شمارهٔ ۲ - مناجات : علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را
غزل شمارهٔ ۳ - غزاله صبا : به چشمک این همه مژگان به هم مزن یارا
غزل شمارهٔ ۴ - هفتاد سالگی : سنین عمر به هفتاد میرسد ما را
غزل شمارهٔ ۵ - ارباب زمستان : زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را
غزل شمارهٔ ۶ - داغ لاله : بیداد رفت لالهٔ بر باد رفته را
غزل شمارهٔ ۷ - طور تجلی : شب به هم درشکند زلف چلیپایی را
غزل شمارهٔ ۸ - در راه زندگانی : جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا : آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
غزل شمارهٔ ۱۰ - ناکامیها : زندگی شد من و یک سلسله ناکامیها
غزل شمارهٔ ۱۱ - دریاچه اشک : طبعم از لعل تو آموخت درافشانیها
غزل شمارهٔ ۱۲ - آشیان عنقا : زین همرهان همراز من تنها تویی تنها بیا
غزل شمارهٔ ۱۳ - سوز و ساز : باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
غزل شمارهٔ ۱۴ - ساز حبیب : صدای سوز دل شهریار و ساز حبیب
غزل شمارهٔ ۱۵ - نقش حقایق : ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت
غزل شمارهٔ ۱۶ - مرغ زخمی : ای جگرگوشه، کیست دمسازت؟
غزل شمارهٔ ۱۷ - دل درویشنوازت : ای چشم خمارین، تو و افسانهٔ نازت
غزل شمارهٔ ۱۸ - خودپرستی خداپرستی : تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است
غزل شمارهٔ ۱۹ - دیدار آشنا : ماهم که هالهای به رخ از دود آهش است
غزل شمارهٔ ۲۰ - بر سر خاک ایرج : ایرجا سر بِدَرآور که امیر آمده است
غزل شمارهٔ ۲۱ - یکشب با قمر : از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست
غزل شمارهٔ ۲۲ - همت ای پیر : پا شو ای مست که دنیا همه دیوانهٔ توست
غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی : شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است
غزل شمارهٔ ۲۴ - سپاه من : منم که شعر و تغزل، پناهگاه من است
غزل شمارهٔ ۲۵ - چراغ هدایت : کنون که فتنه فرا رفت و فرصت است ای دوست
غزل شمارهٔ ۲۶ - کاروان بیخبر : کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست
غزل شمارهٔ ۲۷ - چشم انتظار : ندارِ عشقم و با دل سر قمارم نیست
غزل شمارهٔ ۲۸ - فریده : هیچ آفریدهای به جمال فریده نیست
غزل شمارهٔ ۲۹ - انتحار تدریجی : خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست
غزل شمارهٔ ۳۰ - کنج فنا : سری به سینه خود تا صفا توانی یافت
غزل شمارهٔ ۳۱ - چشم مست : برداشت پرده شمعم و پروانه پرگرفت
غزل شمارهٔ ۳۲ - مسافر مجنون : رفتم و بیشم نبود روی اقامت
غزل شمارهٔ ۳۳ - اشک شوق : دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت
غزل شمارهٔ ۳۴ - ملال محبت : گاهی گر از ملال محبت بخوانمت
غزل شمارهٔ ۳۵ - دستم به دامانت : نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت
غزل شمارهٔ ۳۶ - ویلن تاجبخش : شنیدهام که به شاهان عشق بخشی تاج
غزل شمارهٔ ۳۷ - دیوان و دیوانه : یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد
غزل شمارهٔ ۳۸ - خزان جاودانی : مه من هنوز عشقت دل من فگار دارد
غزل شمارهٔ ۳۹ - گل پشت و رو ندارد : با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو ندارد
غزل شمارهٔ ۴۰ - شتاب شباب : شباب عمر عجب با شتاب میگذرد
غزل شمارهٔ ۴۱ - وداع جوانی : جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کرد
غزل شمارهٔ ۴۲ - طغرای امان : آمد آن شاهد دل برده و جان بازآورد
غزل شمارهٔ ۴۳ - ستاره صبح : چو آفتاب به شمشیر شعله برخیزد
غزل شمارهٔ ۴۴ - من نخواهد شد : رقیبت گر هنر هم دزدد از من، من نخواهد شد
غزل شمارهٔ ۴۵ - رؤیای جوانی : کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد
غزل شمارهٔ ۴۶ - بهار زندانی : بی تو ای دل نکند لاله به بار آمده باشد
غزل شمارهٔ ۴۷ - عیدی عشاق : صبا به شوق، در ایوان شهریار آمد
غزل شمارهٔ ۴۸ - یادی از ایرج : خوابم آشفت و سر خفته به دامان آمد
غزل شمارهٔ ۴۹ - افسانه شب : ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد
غزل شمارهٔ ۵۰ - جلوه جلال : شب است و چشم من و شمع اشکبارانند
غزل شمارهٔ ۵۱ - مسافر همدان : مسافری که به رخ اشک حسرتم بدواند
غزل شمارهٔ ۵۲ - سیل روزگار : لبت تا در شکفتن لاله سیراب را ماند
غزل شمارهٔ ۵۳ - سرود ساربان : بهار آمد که بازم گل به باغ و بوستان خواند
غزل شمارهٔ ۵۴ - عید خون : نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند
غزل شمارهٔ ۵۵ - درس محبت : روشنانی که به تاریکی شب گردانند
غزل شمارهٔ ۵۶ - هفت خوان عشق : سبوکشان که به ظلمات عشق خضر رهند
غزل شمارهٔ ۵۷ - بارگاه حافظ : شبها به کنج خلوتم آواز میدهند
غزل شمارهٔ ۵۸ - حافظ جاویدان : تا که از طارم میخانه نشان خواهد بود
غزل شمارهٔ ۵۹ - جلوه جانانه : شمعی فروخت چهره که پروانهٔ تو بود
غزل شمارهٔ ۶۰ - خوابی و خماری : دوش در خواب من آن لالهعذار آمده بود
غزل شمارهٔ ۶۱ - بازار شوق : یاد آن که جز به روی منش دیده وا نبود
غزل شمارهٔ ۶۲ - او بود و او نبود : اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود
غزل شمارهٔ ۶۳ - اشک ندامت : گر به پیرانه سرم بخت جوانی به سر آید
غزل شمارهٔ ۶۴ - روزهشکن : تا دهن بستهام از نوشلبان میبرم آزار
غزل شمارهٔ ۶۵ - ای شیراز : دیدمت دورنمای در و بام ای شیراز
غزل شمارهٔ ۶۶ - به یاد استاد فرخ : فَرُّخا از تو دلم ساخته با یاد هنوز
غزل شمارهٔ ۶۷ - سینمای خزان : شب است و باغ گلستان خزان رؤیاخیز
غزل شمارهٔ ۶۸ - جمال کعبه : اگر که شبرو عشقی چراغ ماهت بس
غزل شمارهٔ ۶۹ - افسانه روزگار : قمار عاشقان بردی ندارد از نداران پرس
غزل شمارهٔ ۷۰ - گله عاشق : آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس
غزل شمارهٔ ۷۱ - خدا حافظ : به تودیع تو جان میخواهد از تن شد جدا حافظ
غزل شمارهٔ ۷۲ - شهید عشق : به خاک من گذری کن چو گل گریبان چاک
غزل شمارهٔ ۷۳ - غنای غم : از غم جدا مشو که غنا میدهد به دل
غزل شمارهٔ ۷۴ - یاران دغل : گر من از عشق غزالی غزلی ساختهام
غزل شمارهٔ ۷۵ - هجران کشیده ام : دامن مکش به ناز که هجران کشیدهام
غزل شمارهٔ ۷۶ - زندان زندگی : تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی : برو ای تُرک که تَرک تو ستمگر کردم
غزل شمارهٔ ۷۸ - لاله سیراب : نفسی داشتم و ناله و شیون کردم
غزل شمارهٔ ۷۹ - حراج عشق : چو بستی در به روی من، به کوی صبر رو کردم
غزل شمارهٔ ۸۰ - بخت خفته و دولت بیدار : ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم
غزل شمارهٔ ۸۱ - خمار انتظار : شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم
غزل شمارهٔ ۸۲ - دوست ندیدم : به تیرهبختی خود کس نه دیدم و نه شنیدم
غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش : یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
غزل شمارهٔ ۸۴ - در کوچه باغات شمران : دل شبست و به شمران سراغ باغ تو گیرم
غزل شمارهٔ ۸۵ - چه میکشم : در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
غزل شمارهٔ ۸۶ - نگین گم شده : گلچین که آمد ای گل من در چمن نباشم
غزل شمارهٔ ۸۷ - دیگجوش : اگرچه رند و خراب و گدای خانه به دوشم
غزل شمارهٔ ۸۸ - به مرغان چمن : خراب از باد پائیز خمارانگیز تهرانم
غزل شمارهٔ ۸۹ - زیان شهرت : به مرگ چاره نجستم که در جهان مانم
غزل شمارهٔ ۹۰ - چشمه قاف : از همه سوی جهان جلوه او میبینم
غزل شمارهٔ ۹۱ - عهد قدیم : چه شد آن عهد قدیم و چه شد آن یار ندیم
غزل شمارهٔ ۹۲ - حرم قدس : روی در کعبه این کاخ کبود آمدهایم
غزل شمارهٔ ۹۳ - ساز عبادی : تا کی چو باد سر بدوانی به وادیام
غزل شمارهٔ ۹۴ - غزال و غزل : امشب از دولت می دفع ملالی کردیم
غزل شمارهٔ ۹۵ - من و ما : مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم
غزل شمارهٔ ۹۶ - وحشی شکار : تا کی در انتظار گذاری به زاریام
غزل شمارهٔ ۹۷ - ترانه جاودان : ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیام
غزل شمارهٔ ۹۸ - جرس کاروان : از زندگانیام گله دارد جوانیام
غزل شمارهٔ ۹۹ - باده وحدت : سر برآرید حریفان که سبویی بزنیم
غزل شمارهٔ ۱۰۰ - خون سیاووش : هر سحر یاد کز آن زلف و بناگوش کنیم
غزل شمارهٔ ۱۰۱ - غزل یا لغز : بلبل عشقم و از آن گل خندان گویم
غزل شمارهٔ ۱۰۲ - شاعر افسانه : نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم
غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران : از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
غزل شمارهٔ ۱۰۴ - یوسف گم گشته : یا رب آن یوسف گم گشته به من بازرسان
غزل شمارهٔ ۱۰۵ - کنج ملال : خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن
غزل شمارهٔ ۱۰۶ - درس محبت : در بهاران سری از خاک برون آوردن
غزل شمارهٔ ۱۰۷ - چه خواهد بودن : آسمان گو ندهد کام چه خواهد بودن
غزل شمارهٔ ۱۰۸ - آیینهٔ شاهی : ای کعبه دری باز به روی دل ما کن
غزل شمارهٔ ۱۰۹ - گدا پادشاه کن : ای طلعت تو خنده به خورشید و ماه کن
غزل شمارهٔ ۱۱۰ - سه تار من : نالد به حال زار من امشب سه تار من
غزل شمارهٔ ۱۱۱ - ناله های زار : به اختیار دلی برد چشم یار از من
غزل شمارهٔ ۱۱۲ - گلهٔ خاموش : کس نیست در این گوشه فراموشتر از من
غزل شمارهٔ ۱۱۳ - اقبال من : تیرهگون شد کوکبِ بختِ همایونفالِ من
غزل شمارهٔ ۱۱۴ - جلوه جواله : این همه جلوه و در پرده نهانی گل من
غزل شمارهٔ ۱۱۵ - به سروناز شیراز : باز شد روزنی از گلشن شیراز به من
غزل شمارهٔ ۱۱۶ - به یاد مرحوم میرزاده عشقی : عشقی که درد عشق وطن بود درد او
غزل شمارهٔ ۱۱۷ - یاد قدیم : یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او
غزل شمارهٔ ۱۱۸ - انتظار فرج : ای آفتاب هالهای از روی ماه تو
غزل شمارهٔ ۱۱۹ - بمانیم که چه : سایه جان رفتنی استیم بمانیم که چه؟
غزل شمارهٔ ۱۲۰ - غزال رمیده : نوشتم این غزل نغز با سواد دو دیده
غزل شمارهٔ ۱۲۱ - یاد شهیار : کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی
غزل شمارهٔ ۱۲۲ - غروب و مهتاب دریا : ای ماه شب دریا ای چشمه زیبایی
غزل شمارهٔ ۱۲۳ - طوطی خوشلهجه : مایه حسن ندارم که به بازار من آیی
غزل شمارهٔ ۱۲۴ - شیدائی : رندم و شهره به شوریدگی و شیدایی
غزل شمارهٔ ۱۲۵ - چشمه ابدیت : شکفتهام به تماشای چشم شهلایی
غزل شمارهٔ ۱۲۶ - ساز صبا : بزن که سوز دل من به ساز میگویی
غزل شمارهٔ ۱۲۷ - شاهد گمراه : راه گم کرده و با روی چو ماه آمدهای
غزل شمارهٔ ۱۲۸ - وای وای من : هردم چو توپ میزندم پشت پای وای
غزل شمارهٔ ۱۲۹ - طوطی قناد : الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
غزل شمارهٔ ۱۳۰ - مرغ بهشتی : شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردی
غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر : چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی؟
غزل شمارهٔ ۱۳۲ - شمشیر قلم : نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی
غزل شمارهٔ ۱۳۳ - با روح صبا : ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی
غزل شمارهٔ ۱۳۴ - انتظار : باز امشب ای ستاره تابان نیامدی
غزل شمارهٔ ۱۳۵ - دیوانه و پری : آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری
غزل شمارهٔ ۱۳۶ - مکتب طبیعت : فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری
غزل شمارهٔ ۱۳۷ - پریشان روزگاری : زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری
غزل شمارهٔ ۱۳۸ - ماه کلیسا : ای پریچهره که آهنگ کلیسا داری
غزل شمارهٔ ۱۳۹ - پری و فروغ : ز دریچههای چشمم نظری به ماه داری
غزل شمارهٔ ۱۴۰ - خال برنده : دستی که گاه خنده به آن خال میبری
غزل شمارهٔ ۱۴۱ - سیهچشمان شیرازی : دل و جانی که دربردم من از ترکان قفقازی
غزل شمارهٔ ۱۴۲ - درس حال : اگر بلاکش بیداد را به داد رسی
غزل شمارهٔ ۱۴۳ - کاش یارب : در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
غزل شمارهٔ ۱۴۴ - یار باقی کار باقی : رفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقی
غزل شمارهٔ ۱۴۵ - زندانی خاک : نه عقلی و نه ادراکی و من خود خاک و خاشاکی
غزل شمارهٔ ۱۴۶ - جمع و تفریق : ای گل به شکر آنکه در این بوستان گلی
غزل شمارهٔ ۱۴۷ - مزد شبانی : خوشست پیری اگر مانده بود جان جوانی
غزل شمارهٔ ۱۴۸ - مقام انسانی : خلوتم چراغان کن ای چراغ روحانی
غزل شمارهٔ ۱۴۹ - شرم و عفت : نالدم پای که چند از پی یارم بدوانی
غزل شمارهٔ ۱۵۰ - نای شبان : ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی
غزل شمارهٔ ۱۵۱ - وا جوانی : بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی
غزل شمارهٔ ۱۵۲ - اخگر نهفته : ای دل به ساز عرش اگر گوش میکنی
غزل شمارهٔ ۱۵۳ - غوغا میکنی : ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی
غزل شمارهٔ ۱۵۴ - نی محزون : امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
غزل شمارهٔ ۱۵۵ - نفرین : چو ابرویت نچمیدی به کام گوشه نشینی
غزل شمارهٔ ۱۵۶ - دالان بهشت : شاهد شکفته مخمور چون شمع صبحگاهی
غزل شمارهٔ ۱۵۷ - ماه هنرپیشه : تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی
غزل شمارهٔ ۱۵۸ - ماه سفرکرده : ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی
غزل شمارهٔ ۱۵۹ - جمال بقیت اللهی : سپاه صبح زد از ماه خیمه تا ماهی
غزل شمارهٔ ۱۶۰ - دنیای دل : چند بارد غم دنیا به تن تنهایی
غزل شمارهٔ ۱۶۱ - عشق پیری : مژه سوزن رفویی، نخی از شکنج مویی
غزل شمارهٔ ۱۶۲ : پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند