برگردان به زبان ساده
پا شو ای مست که دنیا همه دیوانهٔ توست
همه آفاق پر از نعرهٔ مستانهٔ توست
هوش مصنوعی: بخیز ای دلخوش، چرا که تمام دنیا شیفتهٔ توست و در هر سو، صداهای شاد و سرمستکنندهٔ تو به گوش میرسد.
در دکان همه بادهفروشان تخته است
آن که باز است همیشه در میخانهٔ توست
هوش مصنوعی: در میان تمامی مغازههای شرابفروشی، درهایی وجود دارد که بسته هستند، اما تنها در دکان تو همیشه باز است و به معنای آن است که در میخانهات همیشه برای مهمانان و عاشقان باز است.
دست مشاطهٔ طبع تو بنازم که هنوز
زیور زلف عروسان سخن شانهٔ توست
هوش مصنوعی: دست هنرمندانهات را ستایش میکنم که هنوز زیباییهای کلمات و جملات را مانند شانهای برای آرایش زلف عروسان میسازد.
دور پیوند تسلسل به تو دادند آری
دست غیبیست که با گردش پیمانهٔ توست
هوش مصنوعی: به تو ارتباطی فراگیر و بیپایان دادهاند، بله، این یک نیروی پنهانی است که با چرخش زندگیات به حرکت در میآید.
ای زیارتگه رندان قلندر برخیز
توشهٔ من همه در گوشهٔ انبانهٔ توست
هوش مصنوعی: ای مکان مورد زیارت رندان دیوانه، بلند شو! زیرا همهٔ بهره و روزی من در گوشهٔ پنهان توست.
همت ای پیر که کشکول گدایی در کف
رندم و حاجتم آن همّت رندانهٔ توست
هوش مصنوعی: ای پیر، تلاش تو را میخواهم که در دست من کشکول گدایی است و من فقط به همت و تلاش رندانهٔ تو نیاز دارم.
ای کلید در گنجینهٔ اسرار ازل
عقل دیوانهٔ گنجی که به ویرانهٔ توست
هوش مصنوعی: ای کلیددار رازهای قدیمی، عقل بیقرار من مانند گنجی است که در ویرانهی وجود تو قرار دارد.
شمع من دور تو گردم به کاخ شب وصل
هر که توفیق پری یافته پروانهٔ توست
هوش مصنوعی: من مانند شمعی در اطراف تو میچرخم و در شب وصال تو، هر کسی که توفیق پرواز به عشق تو را یافته، مثل پروانهای به دور تو میگردد.
در خرابات تو سر نیست که ماند دستار
وای از آن سرکه شرابی که به خمخانهٔ توست
هوش مصنوعی: در میخانهٔ تو دیگر چیزی از مقام و رتبه باقی نمانده است و تنها چیزی که باقی مانده، همان شراب است که در خمخانهٔ تو وجود دارد.
همه غواص ادب بودم و هرجا صدفیست
همه بازش دهن از حیرت دردانهٔ توست
هوش مصنوعی: من همیشه به دنبال زیباییهای ادبی بودهام و در هر کجا که جواهری پیدا کنم، همه آنها به خاطر درخشش خاص تو دچار حیرت میشوند.
تخت جم دیدم و سرمایهٔ شاهان عجم
که نه با سرمدی شوکت شاهانهٔ توست
هوش مصنوعی: من تخت سلطنت و ثروت شاهان عجم را دیدم، اما هیچ یک از آنها به شکوه و عظمت تو نمیرسید.
در یکی آینه عکس همه آفاق ای جان
این چه جادوست که در جلوهٔ جانانهٔ توست
هوش مصنوعی: در یک آینه، تصویر تمام جهان را میبینم، جانم. این چه سحری است که در زیبایی و جلوه تو نهفته است؟
زهره گو تا دم صبح ابد افسون بدمد
چشمک نرگس مخمور به افسانهٔ توست
هوش مصنوعی: زهره، به مهتاب بگو که تا صبح ابد، جادو و افسون بپراکند. چشمک زدن نرگس مست، به خاطر داستان توست.
ای گدای سر خوانت همه شاهان جهان
شهریار آمده دربان در خانهٔ توست
هوش مصنوعی: ای مسکین، تمام پادشاهان جهان برای گرفتن برکت از سفره تو آمدهاند و در خانهات، دربان به استقبال آنها ایستاده است.