برگردان به زبان ساده
ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی
خاری به خود میبندی و ما را ز سر وا میکنی
هوش مصنوعی: ای گل زیبا، چرا با خوشحالیات دل ما را میشکنی؟ تو خود را به زحمت میاندازی و ما را از خود دور میکنی.
از تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتم
کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا میکنی
هوش مصنوعی: بدلیل انحراف تیر کجتابی تو، قامت من به وسعت کمان تغییر کرده است. ای آسمان، چرا اینقدر با ما بدرفتاری میکنی؟
ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را
با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا میکنی
هوش مصنوعی: ای شمعی که با نسیم میرقصی، چرا بر آتش میزنی؟ پروانه را با دوستات مهربانی کن، نه مثل دشمنان که با آنها سازگاری میکنی.
آتش پرید از تیشهات امشب مگر ای کوهکن
از دست شیرین درددل با سنگ خارا میکنی
هوش مصنوعی: امشب انگار آتش از تیشهات خارج شده است، آیا تو که کوهکن هستی، از درد دلت که به شیرین مربوط میشود، با سنگ سخت در حال صحبت هستی؟
با چون منی نازکخیال ابرو کشیدن از ملال
زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا میکنی
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی با کسی مثل من که احساسات لطیفی دارد، با ناز و ابرو کشیدن از اندوه سخن بگویی، ای غزال وحشی؟ اما زیبایی که در این کار دارد، قابل ستایش است.
امروز ما بیچارگان امید فرداییش نیست
این دانی و با ما هنوز امروز و فردا میکنی
هوش مصنوعی: امروز ما انسانهای بیچاره امیدی به فردا نداریم. تو این را میدانی و هنوز با ما در مورد امروز و فردا صحبت میکنی.
دیدم به آتشبازیات شوق تماشایی به سر
آتش زدم در خود بیا گر خود تماشا میکنی
هوش مصنوعی: من در تماشای تماشایی آتشبازیات شوقی پیدا کردم و از آن رو در درون خود آتشی به وجود آوردم. بیا، اگر خودت را تماشا میکنی، به درونم بیا.
آه سحرگاه ترا ای شمع مشتاقم به جان
باری بیا گر آه خود با ناله سودا میکنی
هوش مصنوعی: در صبحگاه غمگین و پر از آرزو، آرزو دارم که تو ای شمع نورانی، با من بیایی. اگر تو در دل خود نالههای عاشقانهای داری، به قلب من نیز آن را منتقل کن.
ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن
در گوشه میخانه هم ما را تو پیدا میکنی
هوش مصنوعی: ای غم، بگو در نهایت کجا باید بروم تا دیگر نتوانی مرا پیدا کنی؛ حتی در گوشه میخانه هم تو سراغ من را میگیری.
ما شهریارا بلبلان دیدیم بر طرف چمن
شورافکن و شیرینسخن اما تو غوغا میکنی
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و جذابیت خاصی اشاره میکند که در میان بلبلان و گلها وجود دارد. او به این نکته اشاره میکند که در کنار این زیباییها، یک فرد خاص وجود دارد که با کلام شیرین و رفتار خود همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد و فضایی پر از هیجان و شور ایجاد میکند.