برگردان به زبان ساده
تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سراغ وقت من آئی که نیستم
هوش مصنوعی: هنگامی که هستم، نمیدانی کیستم، اما روزی خواهد آمد که به سراغ من خواهی آمد و متوجه خواهی شد که من دیگر نیستم.
در آستان مرگ که زندان زندگیست
تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم
هوش مصنوعی: در آستانه مرگ، که زندگی را به نوعی زندان تشبیه کرده، نمیتوان به خود اتهام زد که چرا زندگی کردهام.
پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل
یک روز خنده کردم و عمری گریستم
هوش مصنوعی: آشکار است که اشکهای من مانند گلاب است. من مثل گل یک روز لبخند زدم، اما برای سالها گریستم.
طی شد دو بیست سالم و انگار کن دویست
چون بخت و کام نیست چه سود از دویستم
چهل سال از عمرم گذشت و اصلا فکر کن دویست سال از آن گذشته است، چرا که در این مدت بخت و روزگار خوبی نداشتم دویست سال هم عمر کنم سودی ندارد
خود مدعی که نمرهٔ انصاف اوست صفر
در امتحان صبر دهد نمره بیستم
هوش مصنوعی: شخصی که در قضاوت خود ادعای انصاف دارد، اما در آزمایش صبر نمرهی صفر میگیرد، در واقع باید در این امتحان نمرهی بالایی را انتظار داشته باشد.
گر آسمان وظیفهٔ شاعر نمیدهد
گو نام هم به خفیه بلیسد ز لیستم
هوش مصنوعی: اگر آسمان به شاعر وظیفهای نمیدهد، لااقل نام مرا در خفا در لیست خود بگنجاند.
سرباز مفت این همه درجا نمیزند
سرهنگ گو ببخش به فرمانِ ایستم
هوش مصنوعی: سرباز بیهدف و بدون دلیل پیش نمیرود، سرهنگ، بگو ببخشید که طبق فرمان ایستادهام.
گوهرشناس نیست در این شهر شهریار
من در صف خزف چه بگویم که چیستم
هوش مصنوعی: در این شهر کسی نیست که ارزش من را بشناسد، و من در میان مردم بیارزش چه بگویم درباره خودم؟