برگردان به زبان ساده
رقیبت گر هنر هم دزدد از من، من نخواهد شد
به گلخن گرچه گل هم بشکفد، گلشن نخواهد شد
حتی اگر رقیبت هنر را از من بدزدد ( برباید ) باز هم نمیتواند مانند من باشد ( نمیتواند مانند من با ارزش باشد ) حتی اگر در گلخن ( اتشگاه ) گل ها شکوفه کنند، باز هم اتشگاه تبدیل به گلستان نخواهد شد ( مانند گلستان نخواهد شد )
مگر با داس سیمین، کِشتِ زرین بدروی؛ ورنه
به مشتی خوشه درهمکوفتن، خرمن نخواهد شد
مگر آنکه با داس نقره ای، کشت طلایی ( برداشت طلایی ) بکنی، در غیر این صورت، با کوبیدن مشتی خوشه درهم ( خورد کردن ) نمیتوان تپه ( توده ) ای ( از غلات ) ساخت
حجابی نیست در طور تجلی، لیکن اینش هست
که مَحرم جز شبانِ وادیِ ایمن نخواهد شد
هوش مصنوعی: در تجلی الهی هیچ حجاب و پردهای وجود ندارد، اما تنها کسانی که به ورای این عالم و در وادی ایمن درک مؤثر میکنند، میتوانند به این نور دسترسی پیدا کنند.
برو از هفتخطنوشانِ پای خمِّ می میپرس
که هر دُردی، شراب نابِ مردافکن نخواهد شد
برو و از کسانی که در نوشیدن شراب خبره اند بپرس که هر دردی ( ته نشست مایعات، خصوصا شراب ) تبدیل به شراب نابی که مرد را از پای درآورد نمیشود
به سر، تاج سُهیلش باید و تاراج توفانها
به این سَهلی که کوه آبستنِ معدن نخواهد شد
هوش مصنوعی: برای اینکه به اوج برسی و در برابر چالشها مقاوم باشی، باید ابزارهای مناسب را در اختیار داشته باشی. این وسایل و قابلیتها به تو کمک میکنند تا از سختیها عبور کنی و به موفقیت برسی، حتی اگر شرایط سخت و توفانی باشد. همچنین، نه هر مکانی مناسب است و نه هر فردی میتواند در برابر ناملایمات دوام بیاورد.
دمیدن در گلوی شیشه، نای شیشهگر داند
به باد و دم کسی دانای فوت و فن نخواهد شد
فوت کردن در گلوی شیشه ( محل باریک بالای ظرف شیشه ای که بخش نازک تر ان را تشکیل میدهد ) را گلوی شیشه گر میداند ( شیشه گر میداند که از گلوی خود چگونه استفاده کند ) به فوت کردن و نفس کشیدن کسی نمیتواند در این کار متبحر شود
به آتشگاه حافظ رونق سوز و گداز از ماست
چراغ جاودانست این و بی روغن نخواهد شد
هوش مصنوعی: شکوه و زیبایی آتشگاه حافظ از سوز و گداز ماست، و چراغی که در این مکان روشن است، همیشگی و نیاز به روغن ندارد.
دریغ از مومیا کرد این طبیب سنگدل با ما
مگر دست شکسته بار بر گردن نخواهد شد؟
هوش مصنوعی: ای کاش که این پزشک بیدرد به ما رحم میکرد، مگر اینکه درد شکسته شدن دست، بار سنگینی بر دوش ما نخواهد گذاشت.
شبستانی که طوفانش دمید از رخنه و روزن
دو صد شمعش برافروزی یکی روشن نخواهد شد
شبستانی ( اتاق مسقف در مساجد بزرگ ) که طوفان ( باد ) از روزنه های دیوار و سقفش وارد شود، حتی اگر دویست شمع در ان روشن کنی، یکی از انها روشن نخواهند ماند ( بخاطر باد خاموش میشوند )
تو کز گنجینه بیرون تاختی ترسم خَزَف باشی
که گوهر، شاهد بازار یا برزن نخواهد شد
هوش مصنوعی: تو که از گنجینه خارج شدی، نگرانم که شاید ارزش چندانی نداشته باشی و به هیچ عنوان برای بازار یا محل مورد توجه قرار نگیری.
کسی کو در حریم حرمت الهام اَفرشتهست
خرابِ خِفَّتِ اَحلامِ اهریمن نخواهد شد
هوش مصنوعی: کسی که در فضای تقدس و احترام به خداوند قرار دارد و الهام گرفته از فرشتگان است، هرگز در خواب های ویرانگر و بدیها گرفتار نخواهد شد.
فلک گو نطفهٔ مردی ز زِهدانِ زمین برگیر
که این زالِ سِتَروَن، دیگر آبستن نخواهد شد
هوش مصنوعی: پس هرگونه نطفهای از زهدان زمین بگیر که این مرد بیفرزند دیگر قادر به تولید مثل نخواهد بود.
امید زندگی در سینهها کشتن فغان دارد
امین باشی که هرگز مرگ، بیشیون نخواهد شد
هوش مصنوعی: امید به زندگی در دلها پژمرده شده و پر از ناله و اندوه است. اما اطمینان داشته باش که مرگ هیچگاه بدون فریاد و شیون نخواهد بود.
تو پنداری که گل بردی و نای بلبلان بستی
ندانستی که بیتیغِ زبان، سوسن نخواهد شد
هوش مصنوعی: شما فکر میکنید که با زیبا کردن و آرام کردن فضا، توانستهاید صدای بلبلها را خاموش کنید، اما نمیدانید که بدون سختی و چالش، نمیتوان به زیبایی و شکوه سوسن دست یافت.
دمی چون کورهٔ آتش چرا چون شمع نگدازم؟
عزیز من دل عاشق که از آهن نخواهد شد
هوش مصنوعی: چرا باید مانند شمعی که میسوزد، برای تو در آتش درونم بسوزم؟ ای عزیزم، دل عاشق من هرگز به سخن زرین تبدیل نخواهد شد.
به تیر طعنه، یعقوبِ حزین، چاک گریبان دوخت
ولی گر بادش آرد بوی پیراهن نخواهد شد
هوش مصنوعی: با نیش زبان یعقوب، چاک گریبانم را دوختند، اما اگر بادی بگذرد و بوی پیراهنش را بیاورد، دیگر نمیتوانم به عقب برگردم.
گل از دامن فرو ریز و چو باد از این چمن بگذر
که جز خونِ دل آخر نقش این دامن نخواهد شد
هوش مصنوعی: گل را از دامن خود بریز و مانند بادی که از این باغ میگذرد، عبور کن، زیرا در نهایت جز درد و رنج چیزی از این دامن باقی نخواهد ماند.
دلی کو شهریارا دشمن جان دوستتر دارد
دریغ از دوستی با وی که جز دشمن نخواهد شد
هوش مصنوعی: دل کسی که به مقام بلندی میرسد، دشمنی را بیشتر از جان دوستش ارج مینهد. افسوس بر دوستی با چنین فردی که جز خصومت نمیتواند داشته باشد.