برگردان به زبان ساده
راه گم کرده و با روی چو ماه آمدهای
مگر ای شاهد گمراه به راه آمدهای
هوش مصنوعی: تو که زیبا و همچون ماه هستی، به نظر میرسد که در میان راه های پر پیچ و خم، راه خود را گم کردهای. آیا واقعاً برای پیدا کردن مسیر خود به اینجا آمدهای؟
باری این موی سپیدم نگر ای چشم سیاه
گر به پرسیدن این بختْ سیاه آمدهای
هوش مصنوعی: نظر کن به موی سپید من، ای چشم سیاه! آیا برای پرسیدن از بخت بد من آمدهای؟
محنت چاه محاقم ننماید جانکاه
تا تو چون ماه نوام بر لب چاه آمدهای
هوش مصنوعی: درد و رنج من به اندازهای نیست که جانم را به خطر اندازد، تا زمانی که تو مانند ماه نو بر لب چاه آمدهای.
کشته چاه غمت را نفسی هست هنوز
حذر ای آینه در معرض آه آمدهای
هوش مصنوعی: عشق و غم تو همچنان در جانم باقیست، اما ای آینه، احتیاط کن که من در حال گریهام.
از در کاخ ستم تا به سر کوی وفا
خاک پای تو شوم کاین همه راه آمدهای
هوش مصنوعی: من از درب کاخ ظلم تا سر کوی وفا میآیم و امیدوارم که خاک پای تو شوم، چون به خاطر تو این همه راه را پیمودهام.
چه کنی با من و با کلبه درویشی من
تو که مهمان سراپردهٔ شاه آمدهای
هوش مصنوعی: چه میخواهی از من و از خانهی ساده و فقیرانهام، در حالی که تو به مهمانی دربار شاه آمدهای؟
میتپد دل به برم با همه شیر دلی
که چو آهوی حرم شیرنگاه آمدهای
هوش مصنوعی: دل من با تمام شجاعت و دلیریاش نمیتواند آرام بماند، چرا که تو همچون آهو و به زیبایی و دلربایی، با نگاهت به سوی من آمدهای.
آسمان را ز سر افتاد کلاه خورشید
به سلام تو که خورشید کلاه آمدهای
هوش مصنوعی: خورشید به خاطر سلام تو، انگار کلاهی از سرش افتاده و آسمان بر سرش سایه انداخته است.
از گناهی که رود با تو در اسلام چه باک
که تو ترسا بچه خود عذر گناه آمدهای
هوش مصنوعی: به نگرانی از گناهانی که به همراهت در اسلام وجود دارد، اهمیت نده. تو حتی اگر به عنوان یک مسیحی باشی، به خاطر فرزندت عذرت را پذیرفتهای.
شهریارا حرم عشق مبارک بادت
که در این سایه دولت به پناه آمدهای
هوش مصنوعی: ای شهریار، عشق تو را خوش آمد میگویم که در این پناه و سایه، از نعمتهای خدا بهرهمند شدهای.