برگردان به زبان ساده
رفتم و بیشم نبود روی اقامت
وعده دیدار گو بمان به قیامت
هوش مصنوعی: رفتم و دیدم که دیگر جایی برای اقامت من نیست. وعدهام را برای دیدار بعدی بگذار تا روز قیامت.
گر تو قیامت به وعده دور نخواهی
یک نظرم جلوه کن بدان قد و قامت
هوش مصنوعی: اگر به وعده قیامت اعتقاد نداری، حداقل یکبار با زیباییات به من نگاهی بینداز.
بانگ اذان است و چشم مست تو بینم
در خم محراب ابروان به امامت
هوش مصنوعی: صدای اذان به گوش میرسد و من چشمان مست تو را در کمان ابروی خویش میبینم که در حال امامت قرار دارد.
قصر نمازت چه ای مسافر مجنون
کعبه لیلی است قصد کن به اقامت
هوش مصنوعی: ای مسافر دیوانه، قصر نماز تو در کجا است؟ کعبه، لیلی است که برایش آمدهای. بهتر است قصدت را بر ماندن در اینجا قرار دهی.
در همه عالم عَلَم به عشق و جنونی
گو بشناسندت از جبین به علامت
هوش مصنوعی: در تمام جهان، با عشق و شیدایی تو را بشناسند، و نشانهات را از پیشانیات بدانند.
آنچه به غفلت گذشت عمر نخواندم
عمر دگر خواهم از خدا به غرامت
هوش مصنوعی: هر لحظهای از عمرم که بدون توجه سپری شده، به حساب نمیآورم و از خدا میخواهم که عمر دیگری به من بدهد تا جبران کنم.
پیرم و بر دوشم از ندیم جوانی
از تو چه پنهان همیشه بار ندامت
هوش مصنوعی: من پیری هستم و بر دوشم باری از جوانیام است که از دوستانم به یادگار مانده است. از تو چه پنهان که همیشه بار اندوه و پشیمانی را به دوش میکشم.
خرمن گلها به باد رفت و به دلها
نیش ندامت خلید و خار ملامت
هوش مصنوعی: گلها در باد پراکنده شدند و در دلها، احساس ندامت و پشیمانی ایجاد شد و خاری از ملامت وسرزنش به وجود آمد.
نیش ندامت چنان گزنده که گویی
پشّه هجومت کند به شاخ حجامت
هوش مصنوعی: نیش ندامت آنقدر دردناک و آزاردهنده است که انگار مگس با سر حجامت تو درگیر میشود.
هرچه زنندم به طعنه زخم که بازآ
پوست به تن میفزایدم به ضخامت
هوش مصنوعی: هر چه در مورد من حرف و زخم زبان بزنند، باز هم پوست من به مرور زمان مقاومتر و ضخیمتر میشود.
چون کنم ای عاقلان که این مرض عشق
رو نهد از هر سخاوتی به وخامت
هوش مصنوعی: چطور میتوانم با شما که عاقل هستید، بگویم که این بیماری عشق، از هر نوع خوبی و بخشش به شدت بدتر است؟
لیکن از این ناله هم دریغ ندارم
تا نکشد کار عاشقان به لئامت
هوش مصنوعی: اما از این ناله و فریاد هم دریغ نمیکنم تا اینکه کار عاشقان به پستی و زشتی نرسد.
شحنه شهری تو دست یاز به شمشیر
باری اگر شیر میکشی به شهامت
هوش مصنوعی: ای دلیر، اگر در میدان جنگ حاضر میشوی و با شمشیر به نبرد برمیخیزی، باید همچون شیر با شجاعت و شهامت عمل کنی.
قصر شهان کی رسد به کلبهٔ درویش
تخت تبختر کجا و تاج کرامت
هوش مصنوعی: کاخ پادشاهان چگونه میتواند به خانهی یک درویش برسد؟ تفاوت بین تخت و مقام خودبرتربینی و تاج و مقام کرامت چقدر است!
من به سلام و وداع کعبه و صحرا
صیحه زنانم که بارکن به سلامت
هوش مصنوعی: من به کعبه و بیابان سلام و خداحافظی میکنم و با صدای بلند میگویم که بار سفر را با سلامت به دوش بکشید.
شمع دل شهریار شعله آخر
زد به سراپا که سوختن به تمامت
هوش مصنوعی: شمع دل شهریار در آخرین لحظات خود به شدت شعلهور شد و همه وجودش را سوزاند، نشان از این دارد که او به طور کامل و عمیق میسوزد.