برگردان به زبان ساده
ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت
وی جام بلورین که خورد باده نابت
هوش مصنوعی: ای چشمهای زیبا و خوابآلود که میتوانی مرا به دنیای خواب ببری، ای جام بلوری که نوشیدن شراب تو لذتبخش است.
خواهم همه شب خلق به نالیدن شبگیر
از خواب برآرم که نبینند به خوابت
هوش مصنوعی: میخواهم تمام شب مردم را بیدار کنم تا در آن لحظههای اولیه صبح، خواب تو را نبینند.
ای شمع که با شعله دل غرقه به اشکی
یارب تو چه آتش که بشویند به آبت
هوش مصنوعی: ای شمعی که با روشناییات، دل پر از اشک را روشن کردهای، کاش آتشی که در وجود توست، با آب زلالی شسته شود.
ای کاخ همایون که در اقلیم عقابی
یارب نفتد ولوله وای غرابت
هوش مصنوعی: ای کاخ باشکوهی که در سرزمین بزرگی قرار داری، کاش دچار مشکل نشوی و همچنان به عظمت خود باقی بمانی.
در پیچ و خم و تابم از آن زلف خدا را
ای زلف که داد این همه پیچ و خم و تابت
هوش مصنوعی: من در ظاهر و باطن خود به شدت تحت تأثیر زلفِ تو هستم، ای زلفی که با زیباییات این همه پیچوخم و جاذبه به زندگیام بخشیدهای.
عکسی به خلایق فکن ای نقش حقایق
تا چند بخوانیم به اوراق کتابت
هوش مصنوعی: ای خالق واقعی، تصویری بساز و به مردم نشان بده، تا چه مدت باید به سخنان نوشته شده در کتابها گوش دهیم؟
ای پیر خرابات چه افتاده که دیریست
در کنج خرابات نبینند خرابت
هوش مصنوعی: ای مرد دانا و راهنمای نیکوکار، چه شده است که مدتهاست در این مکان نادرست و پر از فساد خبری از تو نیست؟
دیدی که چه غافل گذرد قافله عمر
بگذاشت به شب خوابت و بگذشت شبابت
هوش مصنوعی: دیدی که چقدر بیخبر و غافل عمر انسان به سرعت میگذرد؟ همانطور که قافلهای در حال حرکت است، زندگی ما هم در حال عبور است و ما در خواب غفلت هستیم و فرصتها را از دست میدهیم.
آهسته که اشکی به وداعت بفشانیم
ای عمر که سیلت ببرد چیست شتابت
هوش مصنوعی: آهسته اشکهایی را برای وداعمان بریزیم، ای زندگی! چرا اینقدر عجله داری که ما را از میان میبری؟
ای مطرب عشاق که در کون و مکان نیست
شوری به جز از غلغله چنگ و ربابت
هوش مصنوعی: ای نوازندهی عاشقان، در جهان هیچ شور و حالی نیست که جز صدای چنگ و ساز تو باشد.
در دیر و حرم زخمه سنتور عبادت
حاجی به حجازت زد و راهب به رهابت
هوش مصنوعی: در مکانهای مذهبی و عبادتگاهها، صدای سنتور دعا و نیایش حاجی به سرزمین حجاز میرسد و همچنین راهب به عبادت خود میپردازد.
ای آه پر افشان به سوی عرش الهی
خواهم که به گردی نرسد تیر شهابت
هوش مصنوعی: ای آهی که به زیبایی و به آرامی پراکنده میشوی، به سمت عرش الهی در حرکت هستم. میخواهم که تیر تاثیر و زیبایی تو به هیچکس نرسد و تنها در دلم باقی بماند.
شهریست بهم یار و من یک تنه تنها
ای دل به تو باکی نه که پاکست حسابت
هوش مصنوعی: شهری وجود دارد که پر از دوستان و یارانی است، اما من بهتنهایی در آنجا هستم. ای دل، نگران نباش که حساب و کتابت خالی و پاک است.