برگردان به زبان ساده
الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
نگارین نخل موزونی همایون سرو آزادی
هوش مصنوعی: ای گل زیبا و ناز، تو همانند شاخ شمشاد و نخل های خوش فرم، دلربا و منحصر به فرد هستی.
عروس بخت ما را ماه در آیینه میرقصد
که شمع حجله میخندد به روی چون تو دامادی
هوش مصنوعی: عروس خوشبختی ما در آئینه مانند ماه میرقصد و شمع حیاط مراسم عروسی به خاطر زیبایی تو تبسم میکند.
من این پیرانهسر تاجی که دارم با تو خواهم داد
که از بخت جوان با دولت طبع خدادادی
هوش مصنوعی: من این سرپیر را که تاجی بر سر دارد، با تو تقسیم خواهم کرد تا از خوششانسی جوان و استعداد طبیعی که خداوند به من داده، بهرهمند شوی.
به صید خاطرم هر لحظه صیادی کمین گیرد
کمان ابرو تو را صیدم که در صیادی استادی
هوش مصنوعی: هر لحظه که به فکر تو میافتم، گویی یک صیاد در کمین نشسته است. ابروی تو به مانند کمانی است که من را شکار کرده و تو در این هنر صید بسیار ماهر هستی.
چه شورانگیز پیکرها نگارد کلک مشکینت
الا ای خسرو شیرین که خود بی تیشه فرهادی
هوش مصنوعی: چه حس شگفتانگیزی دارد زمانی که با قلم سیاه تو، پیکرها را مینویسند. ای پادشاه شیرین، تو نیاز به ابزاری برای خلق زیباییهای خود نداری، زیرا خودت بسی زیبا هستی.
قلم شیرین و خط شیرین سخن شیرین و لب شیرین
خدا را ای شکر پاره مگر طوطی قنادی
هوش مصنوعی: قلم و نوشتن زیبا و گفتار دلنشین همچنان که لبهایمان هم شیرین است، همه اینها نعمتهایی هستند که باید سپاسگزارشان باشیم، درست مانند طوطیای که در قنادی با زیبایی و مهارت خود صحبت میکند.
عروس ماه شاید چون تویی شیرین پسر زاید
مگر پروردهٔ دامان حوری یا پریزادی
هوش مصنوعی: شاید عروس ماه از زیبایی تو باشد که پسری شیرین به دنیا میآورد، مگر اینکه او از دامان یک حوری یا موجودی افسانهای بزرگ شده باشد.
من از شیرینی شور و نوا بیداد خواهم کرد
چنان کز شیوه شوخی و شیدایی تو بیدادی
هوش مصنوعی: من از تلخیهای زندگی و نواهای غمناک رنج خواهم برد، درست مثل اینکه از شیوهی بازیگوشی و دیوانگی تو درد میکشم.
تو خود شعری و چون سحر و پری افسانه را مانی
به افسون کدامین شعر در دام من افتادی
هوش مصنوعی: تو خود یک شعر هستی و مانند سحر و پری، به افسانه شباهت داری. نمیدانم به خاطر کدامین افسون و شعر، در دام من گرفتار شدهای.
گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت
به شرط آن که گه گاهی تو هم از من کنی یادی
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است دنیا و آدمهایش از یادم بروند، تو هرگز فراموش نخواهی شد، به شرطی که گاهی اوقات هم به یاد من باشی.
خوشا غلطیدن و چون اشک در پای تو افتادن
اگر روزی به رحمت بر سر خاک من استادی
هوش مصنوعی: خوشحال میشوم اگر روزی بر سر خاک من بیایی و مثل اشک در پای تو بیفتم و بر روی زمین غلط بزنم.
جوانی ای بهار عمر ای رویای سحرآمیز
تو هم هر دولتی بودی چو گل بازیچه بادی
هوش مصنوعی: جوانی مانند بهار زندگی است و شبیه یک رویا که سرشار از زیبایی و شور و شوق است. اما مانند گل، هر دولتی و حالتی نیز نمیتواند مدت زیادی پایدار بماند و به سرعت تحت تأثیر تغییرات محیطی قرار میگیرد، مانند بازیچهای که به دست باد میچرخد.
به پای چشمه طبع لطیفی شهریار آخر
نگارین سایه ای هم دیدی و داد سخن دادی
هوش مصنوعی: در کنار چشمهای، شهریار به لطافت و زیبایی آن جلوهای را دید و در موردش سخن گفت.