برگردان به زبان ساده
علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه هما را
هوش مصنوعی: علی، تو همواره نشانه و رحمت خداوندی. چه جمال و عظمت ویژهای داری که نور تو بر تمام موجودات سایه افکنده است.
دل اگر خداشناسی، همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
هوش مصنوعی: اگر دلات به معرفت خدا مجهز باشد، همه چیز را در چهره علی ببین. من به خدا قسم، خدا را از طریق علی شناختم.
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمهٔ بقا را
هوش مصنوعی: به خدا قسم که در دو جهان هیچ اثری از زوال باقی نمیماند وقتی که علی منبع جاودانگی را در دست گرفته باشد.
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
هوش مصنوعی: ای ابر رحمت، اگر تو بارانی نریزی، جهنم با آتش خشمش تمام موجودات را خواهد سوزاند.
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
ای گدای مستمند به پیش علی برو که او از شدت بخشندگی انگشتری شاهانه به فقرا میدهد
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا
هوش مصنوعی: تنها علی است که به فرزندش میگوید: قاتل من اکنون مانند اسیری است که تو را اسیر کرده، پس باید با او با仁 و مدارا رفتار کنی.
بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
هوش مصنوعی: تنها علی است که میتواند پسری از خود به دنیا آورد که به علم و دانش دینی شناخته شود و فضائل شهدای کربلا را درک کند.
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که به سر برد وفا را
هوش مصنوعی: وقتی دوستی پیمانی ببندد، مانند علی که از بین پاکبازان است، چه کسی میتواند به درستی به وفاداری پایبند بماند؟
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
اجازه ندارم که حضرت علی را به درجه خداوندی بخوانم و نه وجدانم میگزارد که او را انسان عادی پندارم. اکنون در حیرتم که پادشاه سرزمین جوانمردی و از خودگذشتگی را چه نامم
به دو چشم خونفشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
هوش مصنوعی: ای نسیم رحمت، با زحمت و محبت به من کمک کن تا از کوی محبوبم غباری بر چشمانم بنشانم و با این کار، اشکهایم را که از عشق او جاری است، آرام کنی.
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
هوش مصنوعی: به امید این که شاید پیامهایم به پای تو برسد، همه احساسات و دلتنگیهای خود را به نسیم سپردم.
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
هوش مصنوعی: اگر تو قسمتی از تقدیر را تغییر دادی به دعا و آرزوی نیازمندان، پس ما را از درد و مشکلات رهایی ببخش.
چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
چگونه میتوانم همانند نای، هر لحظه با شادی و شوق او آواز بخوانم، وقتی که حضرت حافظ این نغمه را زیباتر و دلنشینتر مینوازد؟
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را»
هوش مصنوعی: من هر شب امیدوارم که در صبح، نسیم ملایمی به من پیامی از کسی آشنا برساند و او را به من نزدیک کند.
ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا
هوش مصنوعی: از صدای پرنده الهی بشنو که در دل شب، چه دلپذیر است که آدمی غمهای دلش را به دوست بگوید، ای شهریار.