برگردان به زبان ساده
شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم
به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم
هوش مصنوعی: شب گذشته با عجله به سمت تو میرفتم، اما در عین حال در انتظار دیدار تو بودم.
به سایههای گریزان شبیه بودم و چون باد
به خوی وحشی و با وحشت و فرار تو بودم
هوش مصنوعی: من شبیه به سایههای فراری بودم و مانند باد به طبیعت وحشی و با ترسم که در حال فرار بودم.
نیامدی که دل من در اختیار من آری
وگرنه تا به سحر من در اختیار تو بودم
هوش مصنوعی: تو نیامدی تا دل من را در دست بگیری، وگرنه تا صبح من کاملاً تسلیم تو بودم.
تو نشئه تخت و خماری ندیدهای که بگویم
چگونه خُرد و خراب تو و خمار تو بودم
هوش مصنوعی: تو حالتی از نشئه و مستی را تجربه نکردهای که بتوانم بگویم چقدر در مقابل تو و حالت خمار و سرخوشیات، خرد و ناامید بودم.
نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم
خمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودم
هوش مصنوعی: نسیم موهای تو در ذهن و افکار من پیچیده بود و حالتی مست و بیخود به من داده بود، اما با این حال بسیار برای دیدن تو بیتاب و بیقرار بودم.
همه به کاری و من دست شسته از همه کاری
همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم
هوش مصنوعی: همه مشغول کار و فعالیت هستند، اما من از همه کارها دست کشیدهام. همه در اندیشه و خیال تو هستند و من هم فقط به کار تو فکر میکنم.
خزان عشق نبینی که من به هر دمی ای گل
در آرزوی شکوفائی و بهار تو بودم
هوش مصنوعی: در روزهای سرد و غمانگیز عشق، ممکن است نشانههایی از ناامیدی و افتراق را ببینی، اما من همیشه در هر لحظه به تو، ای گل، فکر میکردم و در آرزوی شکوفایی و زیبایی تو بودم.
اگر که دل بگشاید زبان به دعوی یاری
تو یار من که نبودی منم که یار تو بودم
هوش مصنوعی: اگر دل من را بشکافی، به راحتی میتوانم بگویم که در حمایت از تو صحبت کنم، اما تو همیشه یار من نبودی. من کسی هستم که همیشه حامی تو بودم.
چو لاله بود چراغم به جستجوی تو در دست
ولی به باغ تو دور از تو داغدار تو بودم
هوش مصنوعی: من مانند لالهای هستم که چراغم را در دست دارم و به دنبال تو میگردم، اما در باغ تو از دور از تو غمگین و دلشکستهام.
به کوی عشق تو راضی شدم به نقش گدائی
اگرچه شهره به هر شهر و شهریار تو بودم
هوش مصنوعی: در کوی عشق تو به زندگی ساده و نیازمندی قناعت کردم، هرچند که در هر جا معروف و سرآمد بودم.