برگردان به زبان ساده
باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب
هوش مصنوعی: امشب بزن موسیقی دلانگیزی که از سازت خارج میشود، تا بتوانی غم و ناراحتی را از قلب من بگشایی و آشکار کنی.
ساز در دست تو سوز دل من می گوید
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
هوش مصنوعی: در دستان تو سازی وجود دارد که غم دل من را به تصویر میکشد و من هم مانند آن ساز از تو دلگیر هستم.
مرغ دل در قفس سینه من می نالد
بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
هوش مصنوعی: پرندهای که درون سینهام حیات دارد، با نالههایش احساساتش را ابراز میکند. بلبل با دیدن تو، از شادی و همصدایی با تو سرود عشق میخواند.
زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است
بیم آنست که از پرده فتد راز امشب
هوش مصنوعی: زیر هر پردهای، نغمهای وجود دارد که حاوی اسراری است. اما نگرانی این است که شاید امشب آن رازها از پشت پرده بیرون بیاید.
گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان
پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب
هوش مصنوعی: ای معشوقهام، دور تو میچرخم و جانم به عشق تو سوخته است. مانند پروانهای که به دور شمع میگردد، امشب دوباره میخواهم پرواز کنم.
گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز
می کنم دامن مقصود پر از ناز امشب
هوش مصنوعی: باغی از زیبایی توست و من با دستان نگران و به شوق ملاقاتت، دامن پر از زیباییات را میطلبم امشب.
کرد شوق چمن وصل تو ای مایه ناز
بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب
هوش مصنوعی: شوق دیدار تو، ای مایه زیبایی، باعث شده است که پرندهٔ شعر من برای تو شعر بسازد. امشب لحظهای است برای ابراز این احساسات.
شهریار آمده با کوکبه گوهر اشک
به گدائی تو ای شاهد طناز امشب
هوش مصنوعی: شهریار با زرق و برق و زیبایی اشک به درگاه تو آمده است، ای معشوق دلربا، امشب به او توجه کن.