برگردان به زبان ساده
تا کی در انتظار گذاری به زاریام
باز آی بعد از این همه چشمانتظاریام
هوش مصنوعی: تا کی باید در انتظار تو باشم و با گریه از تو بگویم؟ پس از این همه چشمانتظاری، برگرد و به سراغم بیا.
دیشب به یاد زلف تو در پردههای ساز
جانسوز بود شرح سیهروزگاریام
هوش مصنوعی: دیشب در حین نوازش ساز، به یاد زلف تو بودم و غم روزهای سخت زندگیام را برای خودم روایت میکردم.
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سر سازگاریام
هوش مصنوعی: دیشب از دل ناآرام و ناسازگار خود خیلی شکایت کردم، در حالی که در آن زمان، دل من باید با آرامش و سازگاری میبود.
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند شاهد شبزندهداریام
هوش مصنوعی: همه نور من به پایان رسید و حتی ستارهها هم خاموش شدند. هیچ چشمی باقی نمانده تا شبزندهداریام را ببیند.
گفتی هوای لالهعذاران ری خوش است
پنداشتی که بلهوس لالهزاریام
هوش مصنوعی: گفتی هواى باغ ها و گلهاى زیبا در ری دلانگیز است، اما خیال کردهای که من دلداده و شیداى زیبایىها هستم.
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر شیوهٔ وحشیشکاریام
هوش مصنوعی: طبیعت من به گونهای نیست که مانند یک آهو در دام بمانم، بلکه مانند شیری هستم که شیوهٔ شکار وحشیانهام را دنبال میکنم.
سندان به سرزنش نتوان کرد پایمال
سرکوبیام زیاده کند پافشاریام
هوش مصنوعی: نمیتوانم در برابر سرزنشها تسلیم شوم و از زیر فشارها زور بر گردن گرفتن بیشتر میشود.
شرمم کشد که بیتو نفس میکشم هنوز
تا زندهام بس است همین شرمساریام
هوش مصنوعی: دلم نمیآید که بدون تو زندگی کنم، اما تا وقتی زندهام، همین احساس شرم برایم کافی است.
تا هست تاج عشق توام بر سر ای غزال
شیرین بُوَد به شهرِ غزل شهریاریام
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق تو بر سر من مانند تاج است، ای غزال زیبا، در شهر شعر و غزل، من پادشاهی میکنم.