برگردان به زبان ساده
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی
هوش مصنوعی: در جایی که هیچ کس دوست و همدم ندارد، ای کاش که هیچ مشکلی نیز برای کسی پیش نیاید.
هر کس آزار من زار پسندید ولی
نپسندید دل زار من آزار کسی
هوش مصنوعی: هر کسی از زاری و درد من خوشش میآید، اما کسی دل زار و آزار من را دوست ندارد.
آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد
هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی
هوش مصنوعی: هر کس که در تاریکی شب مانند ماه درخشان باشد، در نهایت دچار درد و رنج عمیق میشود و به چاه سقوط میکند.
سودش این بس که بهیچش بفروشند چو من
هر که با قیمت جان بود خریدار کسی
هوش مصنوعی: منطقهٔ ارزش فردی انسانها به اندازهای است که حتی اگر جان بهایی برای آن باشد، باز هم کسی حاضر به خریداری آن نیست. در واقع، به این نتیجه میرسیم که ارزش وجودی انسانها فراتر از هر قیمتی است.
سود بازار محبت همه آه سرد است
تا نکوشید پی گرمی بازار کسی
هوش مصنوعی: در بازار عشق و محبت، احساسات و علاقمندیها با درد و ناامیدی همراه است و برای اینکه بتوانیم قلب کسی را به دست آوریم یا رابطهای گرم داشته باشیم، لازم است که تلاش و کوشش کنیم. بدون تلاش، تنها نتیجهای که به دست میآوریم، غم و دلشکستگی خواهد بود.
من به بیداری از این خواب چه سنجم که بود
بخت خوابیدهٔ کس دولت بیدار کسی
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم از بیداریام در این خواب چیزی بسنجیم، در حالی که خوشبختی و شانس دیگران در خواب است و فرصتها برای آنها همچنان در دسترس نیست؟
غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید
کس مبادا چو من زار گرفتار کسی
هوش مصنوعی: جز آزار و رنج چیزی حس نکردم و وقتی به وضع خودم فکر میکنم، نمیخواهم کسی مانند من در چنین حالتی قرار بگیرد.
تا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آید
بارالها که عزیزی نشود خوار کسی
هوش مصنوعی: زمانی که خوار و زبون تو شدم، حس حسادت به کسانی که عزیز هستند بر من غلبه کرد. ای خداوند، تو آنقدر عزیز و باعزتی هستی که هیچ کس نمیتواند خوار و ذلیل شود.
آن که خاطر هوس عشق و وفا دارد از او
به هوس هر دو سه روزیست هوادار کسی
هوش مصنوعی: کسی که در دلش عشق و وفا جا دارد، به خاطر هوس و تمایلش هر چند روز یک بار برای کسی دلبسته میشود.
لطف حق یار کسی باد که در دورهٔ ما
نشود یار کسی تا نشود بار کسی
هوش مصنوعی: خداوند برای کسی که در این زمان دوست و یاوری نداشته باشد، لطف و کمک میکند. هیچکس نمیتواند به دیگری بار و مسئولیتی بدهد مگر اینکه خود او این بار را بر دوش بکشد.
گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل
شکر ایزد که نبودیم به پا خار کسی
هوش مصنوعی: اگر کسی را به زیر سایه محبت و لطف خود نگیرم، مانند گل شیرین است که خداوند نیستیم تا کسی را به پای خود خار کنیم.
شهریارا سر من زیر پی کاخ ستم
به که بر سر فتدم سایه دیوار کسی
هوش مصنوعی: من ترجیح میدهم زیر سایه دیوار ظلم و ستم زندگی کنم تا اینکه خودم به زیر ستم دیگری بروم.