برگردان به زبان ساده
کس نیست در این گوشه فراموشتر از من
وز گوشهنشینان تو خاموشتر از من
هوش مصنوعی: هیچ کس در این گوشه فراموش شدهتر از من نیست و هیچ کس در میان کسانی که در گوشه نشستهاند، خاموشتر از من نیست.
هر کس به خیالیست همآغوش و کسی نیست
ای گل به خیال تو همآغوشتر از من
هوش مصنوعی: هر کسی در عالم خیال با کسی همدلی و همزبان است، اما در دنیای خیال، هیچکس به اندازه من به تو نزدیک و همگوشه نیست.
مینوشد از آن لعل شفقگون همه آفاق
اما که در این میکده غمنوشتر از من؟
هوش مصنوعی: همه نقاط دنیا از آن نوشیدنی سرخ رنگ لذت میبرند، اما هیچکس در این میخانه بیشتر از من با غم روبهرو نیست.
افتاده جهانی همه مدهوش تو، لیکن
افتادهتر از من نه و مدهوشتر از من
هوش مصنوعی: در این دنیا همه به نوعی تحت تأثیر و شگفتی تو قرار دارند، اما هیچکس مانند من نیست که بیشتر از همه تحت تأثیر تو باشد و بیشتر دچار حیرت شده باشد.
بیماه رخ تو شب من هست سیهپوش
اما شب من هم نه سیهپوشتر از من
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، شب من در تاریکی و غم غرق شده است. اما حتی در این تاریکی، شب من به اندازه من غمگین و تیره نیست.
گفتی «تو نه گوشی که سخن گویمت از عشق»
ای نادرهگفتار! کجا گوشتر از من؟
هوش مصنوعی: گفتی تو گوش شنوایی برای شنیدن حرفهایم درباره عشق نداری، اما من کسی را سراغ ندارم که به اندازه من گوش دادنی باشد.
میخوابم و چشم از حسد مدعیام باز
کو خرتر از این حاسد و خرگوشتر از من
هوش مصنوعی: من خواب میروم و از حسد رقیبم چشم میبندم. هیچکس در حسادت و نادانی به اندازه او نیست.
بیژنتر از آنم که به چاهم کنی ای تُرک!
خونم بفشان، کیست سیاووشتر از من؟
هوش مصنوعی: من به قدری قوی و شجاع هستم که نمیتوانی مرا به زانو درآوری. ای ترک، خونم را بریز، زیرا هیچکس به اندازه من شجاع و شرافتمند نیست.
با لعل تو گفتم که «علاجم لب نوش است»
بشکفت که یارب چه لبی نوشتر از من
هوش مصنوعی: با لب زیبای تو که همچون لعل است، گفتم علاج من نوشیدن لب توست. اما از این گفتن، به این نتیجه رسیدم که چه کسی میتواند لبهایی شیرینتر از لبهای من داشته باشد؟
آخر چه گلابی است به از اشک من ای گل؟
دیگی نه در این بادیه پرجوشتر از من
هوش مصنوعی: ای گل، چه چیزی میتواند به اندازه اشک من شیرین و گرانبها باشد؟ هیچ چیزی در این دنیای بزرگ نمیتواند مثل من در حال جوش و خروش باشد.