رباعیات
امیر معزی
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : گر سینه بخست شاه سنجر ما را
شمارهٔ ۲ : بیقدرکند رخ تو لالستان را
شمارهٔ ۳ : ای تاخته از جهان جهانبانان را
شمارهٔ ۴ : شاها ادبی کن فلک بد خو را
شمارهٔ ۵ : شاها همه تدبیر صواب است تو را
شمارهٔ ۶ : جاوید شها عز و شرف باد تو را
شمارهٔ ۷ : مهرست ظفر نگین فرمان تو را
شمارهٔ ۸ : خورشید چو بیند ای مَلَک راٰی تو را
شمارهٔ ۹ : خورشید فلک سجده برد رأی تو را
شمارهٔ ۱۰ : ای شاه چو بیند آسمان رای تو را
شمارهٔ ۱۱ : بر خلق توراست پادشاهی ملکا
شمارهٔ ۱۲ : در زلف تو آویخته دلبندی ها
شمارهٔ ۱۳ : ای جام تو آب و آتش ناب شراب
شمارهٔ ۱۴ : یازندهتر از روزشماری ای شب
شمارهٔ ۱۵ : تا شاه نشاط دجله کردست امشب
شمارهٔ ۱۶ : کوه از صف ترکان ملک گردد پست
شمارهٔ ۱۷ : ای شاه زمین بر آسمان داری تخت
شمارهٔ ۱۸ : ای داده به تو خدای جاه پدرت
شمارهٔ ۱۹ : بر خاک سر کوی تو ای عشق پرست
شمارهٔ ۲۰ : تا شاه گشاده دست بر تخت نشست
شمارهٔ ۲۱ : این ابر که دُرّ شاهوار آوردست
شمارهٔ ۲۲ : گر خصم نخواست از حسد کار توراست
شمارهٔ ۲۳ : گر نور مه و روشنی شمع توراست
شمارهٔ ۲۴ : شاها همه آشوب ز بدخواه تو خاست
شمارهٔ ۲۵ : شاها اثر صبوح کاری عجب است
شمارهٔ ۲۶ : ای شاه به دولت از جهان بهر توراست
شمارهٔ ۲۷ : ای شاه زمانه بخت پیروز تو راست
شمارهٔ ۲۸ : رخشنده چو مهرست ضمیری که تو راست
شمارهٔ ۲۹ : با لشکر عشق تو مباهات خوش است
شمارهٔ ۳۰ : علم تو زعلم خضر و آصف بیش است
شمارهٔ ۳۱ : آن ابر که خاطرش به خاطر برق است
شمارهٔ ۳۲ : هر چند که بر زمانه فرمان من است
شمارهٔ ۳۳ : مخلوق فراوان است الله یکی است
شمارهٔ ۳۴ : دولت که همه جهان بهسنجر دادست
شمارهٔ ۳۵ : نور ملک ای ملک به نام تو درست
شمارهٔ ۳۶ : آتش تیغی و تا به محشر تف توست
شمارهٔ ۳۷ : ای شاه دل روشن تو جوشن توست
شمارهٔ ۳۸ : ای یار چو روزگار یار من و توست
شمارهٔ ۳۹ : دولت که تو را داد به من زایل نیست
شمارهٔ ۴۰ : تا دین باشد به جز یکی یزدان نیست
شمارهٔ ۴۱ : بیدادی و فتنه در جهان آیین نیست
شمارهٔ ۴۲ : در عشق توام امید بهروزی نیست
شمارهٔ ۴۳ : در راه نسا ای ملک پاک سرشت
شمارهٔ ۴۴ : آنکسکه چراغ مهر تو در بر یافت
شمارهٔ ۴۵ : تا از برم آن یار پسندیده برفت
شمارهٔ ۴۶ : ای شاه فلک یاد تو را نوش گرفت
شمارهٔ ۴۷ : گر یابد زهره آگهی از نامت
شمارهٔ ۴۸ : ای راحت جان ما ز دو مرجانت
شمارهٔ ۴۹ : از تیغ چو آب تو به رزم آتش زاد
شمارهٔ ۵۰ : خالق همه اقبال خلایق به تو داد
شمارهٔ ۵۱ : باکم ز منی پای تو اندر گل باد
شمارهٔ ۵۲ : هرگز دل تو به هیچکس شاد مباد
شمارهٔ ۵۳ : گیتی ملکا جز به تو آباد مباد
شمارهٔ ۵۴ : هر کار که هست جز به کام تو مباد
شمارهٔ ۵۵ : ای ناصر دین ناصر تو یزدان باد
شمارهٔ ۵۶ : دلها همه در زلف تو آویخته باد
شمارهٔ ۵۷ : ایزد ملکا سعادت جم به تو داد
شمارهٔ ۵۸ : تا دولت تو به گرد گردون گردد
شمارهٔ ۵۹ : ای از همه خسروان چو افریدون فرد
شمارهٔ ۶۰ : ای صدر جهان هرکه میکین تو خورد
شمارهٔ ۶۱ : عشقت صنما به روی زردم دارد
شمارهٔ ۶۲ : جانیکه زمهر توست نقصان نبرد
شمارهٔ ۶۳ : تا عصمت ایزدت نکوخواه نکرد
شمارهٔ ۶۴ : ایزد که بنای دولتت عالی کرد
شمارهٔ ۶۵ : چون شاه جهان کمان کشیدن گیرد
شمارهٔ ۶۶ : هر تیر که شاه تیر گیر اندازد
شمارهٔ ۶۷ : ای شاه زمین فلک سریرتو سزد
شمارهٔ ۶۸ : سلطان علم عدل به هر عالم زد
شمارهٔ ۶۹ : من با تو بتا نفس نمییارم زد
شمارهٔ ۷۰ : چون شاه سرای پرده بر هامون زد
شمارهٔ ۷۱ : هر شب که وصال یار دلبر باشد
شمارهٔ ۷۲ : گر نعمت دشمنت ز حد بیرون شد
شمارهٔ ۷۳ : تا فتح تو تاریخ مسلمانی شد
شمارهٔ ۷۴ : چون شاه سوی تخت سرافراز آمد
شمارهٔ ۷۵ : چون رخ بگشاد آن نگار دلبند
شمارهٔ ۷۶ : گر ابر به جود خویشتن را چو تو خواند
شمارهٔ ۷۷ : از هیبت تو به روم کفار نماند
شمارهٔ ۷۸ : در عشق تو ای صنم مرا رای نماند
شمارهٔ ۷۹ : ای شاه بنای ملک محکم بهتو ماند
شمارهٔ ۸۰ : در عشق تو زیر و بم همآواز منند
شمارهٔ ۸۱ : تیراندازان همه گرو در بستند
شمارهٔ ۸۲ : خصمان تو لاف سپر زرد زدند
شمارهٔ ۸۳ : چون باز خیال تو پر و بال زند
شمارهٔ ۸۴ : هر شب که رهی فال ز روی تو زند
شمارهٔ ۸۵ : ترکان ملک با خرد و باهوشند
شمارهٔ ۸۶ : خصمان ملک چو جغد در ویرانند
شمارهٔ ۸۷ : گر بر فلک از تاجوران راه کنند
شمارهٔ ۸۸ : ای شاه تورا ماه نگین خواهد بود
شمارهٔ ۸۹ : تا چند دل تو چشمهٔ نور بود
شمارهٔ ۹۰ : از عمر شبی به کام دل دوشم بود
شمارهٔ ۹۱ : حیرت همه در درنگ و سنگ تو بود
شمارهٔ ۹۲ : هرکس که سزای افسر وگاه بود
شمارهٔ ۹۳ : هر بزم که کردی همه بهروزی بود
شمارهٔ ۹۴ : دجله ملکا زمان زمان بفزاید
شمارهٔ ۹۵ : خرگه زند وکارکسی نگشاید
شمارهٔ ۹۶ : سلطان جهان برکیارق باید
شمارهٔ ۹۷ : از درگه تو ملوک را تاج آید
شمارهٔ ۹۸ : شاها چو دلت در صف تدبیر آید
شمارهٔ ۹۹ : چون آتش خاطر مرا شاه بدید
شمارهٔ ۱۰۰ : حوران سپاهت ای شه شیر شکر
شمارهٔ ۱۰۱ : دست مَلِک ملوکِ عالمْ سنجر
شمارهٔ ۱۰۲ : چون بر دل و سر نهم دو دست ای دلبر
شمارهٔ ۱۰۳ : ای رفته ز خانه مدتی سوی سفر
شمارهٔ ۱۰۴ : چون نرگس اگر نهیم در خاکستر
شمارهٔ ۱۰۵ : هستند به بزمت ای شه شیر شکار
شمارهٔ ۱۰۶ : شاها خردت هست به می خوردن یار
شمارهٔ ۱۰۷ : ای دشمن تو به قبضهٔ قهر اندر
شمارهٔ ۱۰۸ : هرگز نشوم من از بت و باده صبور
شمارهٔ ۱۰۹ : ای شاه کجا گرم کنی بارهٔ بور
شمارهٔ ۱۱۰ : خستی دل من به غمزه ای بدر منیر
شمارهٔ ۱۱۱ : گر بخت بلند خواهی و عمر دراز
شمارهٔ ۱۱۲ : از کوی تو تا کوی من ای شمع طراز
شمارهٔ ۱۱۳ : چون چشم تو بر دلم شود تیر انداز
شمارهٔ ۱۱۴ : از جور قد بلند و موی پستش
شمارهٔ ۱۱۵ : شاهی که به رزم کاویان داشت درفش
شمارهٔ ۱۱۶ : در عشق تو بیروان نَوان بودم دوش
شمارهٔ ۱۱۷ : دستور و شهنشه از جهان رایت خوش
شمارهٔ ۱۱۸ : نشناخت ملک سعادت اختر خویش
شمارهٔ ۱۱۹ : چون ابر کف تو بیند ای خسرو شرق
شمارهٔ ۱۲۰ : تا دید زمانه در دلم غایت عشق
شمارهٔ ۱۲۱ : چشمی دارم ز اشک پیمانهٔ عشق
شمارهٔ ۱۲۲ : ای کرده همه جهان ز ناپاکان پاک
شمارهٔ ۱۲۳ : سقای ملک گرفت چنگ اندر چنگ
شمارهٔ ۱۲۴ : ای تیغ تو با قوت مریخ و زحل
شمارهٔ ۱۲۵ : از روضهٔ حسن تو نگاری رسدم
شمارهٔ ۱۲۶ : ای سیمبر از عشق تو در رشته شدم
شمارهٔ ۱۲۷ : هر شب غم تو به مه اشارتکُنَدَم
شمارهٔ ۱۲۸ : ای یار شبی که بیرخت بگذارم
شمارهٔ ۱۲۹ : گرچه دل و سینه کان گوهر دارم
شمارهٔ ۱۳۰ : هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرم
شمارهٔ ۱۳۱ : گه سرو بلند حله بوشت خوانم
شمارهٔ ۱۳۲ : ای گوی زَنَخ سخن ز گویت گویم
شمارهٔ ۱۳۳ : مستم ملکا و هر چه اکنونگویم
شمارهٔ ۱۳۴ : چشم من و چشم آن بت تنگ دهان
شمارهٔ ۱۳۵ : تیغ ملک شرق خداوند جهان
شمارهٔ ۱۳۶ : هر شاه که داشت دولت و بخت جوان
شمارهٔ ۱۳۷ : نه با منی ار چه همنشینی با من
شمارهٔ ۱۳۸ : رفتی و به یک بارگرفتی کم من
شمارهٔ ۱۳۹ : بگرفت شها قضای بد دامن من
شمارهٔ ۱۴۰ : ای چرخکمر مبند برکینه من
شمارهٔ ۱۴۱ : نازید به گرز گاوسار افریدون
شمارهٔ ۱۴۲ : گر حاجب و چاوش تو ای ناصر دین
شمارهٔ ۱۴۳ : ای شاه زتو تخت همی نازد و زین
شمارهٔ ۱۴۴ : ای حیدر و جمشید به شمشیر و نگین
شمارهٔ ۱۴۵ : ای شاه جهان دو گوشهٔ روی زمین
شمارهٔ ۱۴۶ : ای برده به شمشیر همه ملک تگین
شمارهٔ ۱۴۷ : زین فتح که کرد شاه در کشور چین
شمارهٔ ۱۴۸ : خصمیکه ستم بود همه همت او
شمارهٔ ۱۴۹ : سرویکه بنفشه برگل آمد بر او
شمارهٔ ۱۵۰ : خصمیکه بر او فسوس کرد اختر او
شمارهٔ ۱۵۱ : ای نور مه از جمال رخسارهٔ تو
شمارهٔ ۱۵۲ : ای کرده سپهر و اختران یاری تو
شمارهٔ ۱۵۳ : ای شاه چو آسمان کمان داری تو
شمارهٔ ۱۵۴ : خورشید بر آسمان نپیماید راه
شمارهٔ ۱۵۵ : دارند همه شگفت میران سپاه
شمارهٔ ۱۵۶ : خصمان تو رسم بد نهادند همه
شمارهٔ ۱۵۷ : ای پیش تو حاسدانت را سنگی نه
شمارهٔ ۱۵۸ : پروین و ستارگان گردون پیمای
شمارهٔ ۱۵۹ : افروخته دولت شه عالم رای
شمارهٔ ۱۶۰ : ای رایت و رای تو همایون چو همای
شمارهٔ ۱۶۱ : شاها در فتح بر تو بگشاد خدای
شمارهٔ ۱۶۲ : دامی که در آن دام شکارم کردی
شمارهٔ ۱۶۳ : ای عشق تو عمرم به کران آوردی
شمارهٔ ۱۶۴ : از بهر جمال چهرهٔ همچو پری
شمارهٔ ۱۶۵ : در بر ملکا دل توانگر داری
شمارهٔ ۱۶۶ : ای باخته عشق در جهان با دگری
شمارهٔ ۱۶۷ : هر سال بهکار ملک بیدار تری
شمارهٔ ۱۶۸ : هر دم زادمی خجسته دیدار تری
شمارهٔ ۱۶۹ : زاهد نکند توبه به زهد ای ساقی
شمارهٔ ۱۷۰ : خور گوید کاشکی که زرین تنمی
شمارهٔ ۱۷۱ : ای شاه نگویمت که چون گردونی
شمارهٔ ۱۷۲ : این مجلس شاه و گلفشان اندروی
شمارهٔ ۱۷۳ : لبیک دهد بخت چو آواز دهی
شمارهٔ ۱۷۴ : یار از غم من خبر ندارد گویی
شمارهٔ ۱۷۵ : ای ماه کمان شهریاری گویی