مقطعات
جمالالدین عبدالرزاق
»
دیوان اشعار
»
مقطعات
شمارهٔ ۱ - تقاضای کاه : که خواستم از تو زابلهی من
شمارهٔ ۲ - آفتاب راد نیست : من عجب دارم همی از شاعران
شمارهٔ ۳ - لغز شمشیر : چیست آن آتش با گونه آب
شمارهٔ ۴ - شکایت از دوری : هست سوگندم بنام آنکه هست
شمارهٔ ۵ - کمال الدین محمود : دوستی دی سخنی خوش میگفت
شمارهٔ ۶ - نکوهش فرستنده شراب بد : ای کریمی که دام منت را
شمارهٔ ۷ - اشتیاق بلقای دوست : بخدای قدیم و قادر و حی
شمارهٔ ۸ - نیز هم : بخدائی که هر که بنده اوست
شمارهٔ ۹ - مدحت بینعمت : از من اکنون هرکسی را آرزوی مدحتست
شمارهٔ ۱۰ - ذم عجب و کبر : با چنین کوتهی و مختصری
شمارهٔ ۱۱ - تواضع : بر چو من بنده گر قیامی کرد
شمارهٔ ۱۲ - تکذیب حاسدان : بخدائی که رازهای ضمیر
شمارهٔ ۱۳ - شوق حضور : بخدائی که علم واسع او
شمارهٔ ۱۴ - شکایت از حرمان : ایا صدری که خورشید فلک را
شمارهٔ ۱۵ - شکوه از درد چشم : ای بلبلی که وقت ترنم ز نغمه ات
شمارهٔ ۱۶ - تقاضای رسم : ای کریمی که در جهان کرم
شمارهٔ ۱۷ - تقاضا : خداوندا کمینه چاکر تو
شمارهٔ ۱۸ - تقاضا : ای کریمی که در جهان کرم
شمارهٔ ۱۹ - هنر و حرمان : هر که را از هنر نصیبی هست
شمارهٔ ۲۰ - فرق میان دشمن و دوست : ای صدر دوست پرور دشمن نواز راد
شمارهٔ ۲۱ - وجود حاضر و غایب : بدان خدای که ذات مقدس او را
شمارهٔ ۲۲ - پیام بیار : سلام من برسان ای نسیم باد صبا
شمارهٔ ۲۳ - خوش بودن با ناخوشی : بخدائی که قدرتش بر صنع
شمارهٔ ۲۴ - قناعت : تا حصه قناعت گشتست ملک من
شمارهٔ ۲۵ - مرد از عقل محترم است : ای کریمی که پشت چرخ فلک
شمارهٔ ۲۶ - پیری : وقت است دلا اگر بترسی
شمارهٔ ۲۷ - موی سپید : موی سپید چیست ندانی زبان مرگ
شمارهٔ ۲۸ : اوحدالدین توئی آنکس که ملوک
شمارهٔ ۲۹ - خرابی بن و خلل سقف : هر که را شد فراخ سفره زیر
شمارهٔ ۳۰ - پوزش و سپاس : دوش عقلم که نیست گفت ای آن
شمارهٔ ۳۱ - شیشه آب : قدری می صاف کهنی خواسته بودم
شمارهٔ ۳۲ - قاروره بیمار : پارهمی بخواستم ز نجیب
شمارهٔ ۳۳ - آب بجای می : ای بزرگی که پایه قدرت
شمارهٔ ۳۴ - اشتیاق : بخدائی که چنبر گردون
شمارهٔ ۳۵ - ذم زاد بوم : چند گوئی مرا که مذمومست
شمارهٔ ۳۶ - طالع : نه بکوشش درست روزی خلق
شمارهٔ ۳۷ - تکیه بدنیا : کسی کودل درین محنت سرابست
شمارهٔ ۳۸ - آدمی و دنیا : آدمی زینجا نخواهد برد هیچ
شمارهٔ ۳۹ - تهنیت عید : ای لقای تو عید اهل کرم
شمارهٔ ۴۰ - زاده سپاهان : ای که همای کرم طبع تو
شمارهٔ ۴۱ - جواب مجدالدین همگر : یک قطعه سوی بنده فرستاد مجددین
شمارهٔ ۴۲ - سپاس : ای بزرگی که ز شیرین سخنت
شمارهٔ ۴۳ - عذر تقصیر خدمت : ای کریمی که همای نظرت
شمارهٔ ۴۴ - این قطعه از دیگری است در مدح جمال الدین : شعر مخدوم من جمال الدین
شمارهٔ ۴۵ - جواب مجیر بیلقانی : هجو میگوئی ای مجیرک هان
شمارهٔ ۴۶ - آری شود ولیک بخون جگر شود : ایخسروی که هر که کند بندگی تو
شمارهٔ ۴۷ - غم خان و مان : تا کی غم خان و مان و فرزند
شمارهٔ ۴۸ - خوان از خون : خوان میفکند کنون مسلمانان
شمارهٔ ۴۹ - کیفر مجیرالدین بیلقانی در هجای اصفهان : زاول که نفس ناطقه را از شعاع عقل
شمارهٔ ۵۰ - صائم الدهر : صائم الدهر اسبکی دارم
شمارهٔ ۵۱ - خطاب بصدرالدین : ایا صدری که چرخ پیر چون تو
شمارهٔ ۵۲ - مولانا ترازوست : مرا گویند مولانا ترازوییست کز عدلش
شمارهٔ ۵۳ - ترهات : دوستی در سمر کتابی داشت
شمارهٔ ۵۴ - عشوه و تمویه : از منت شرم نیامد که پس از چندین مدح
شمارهٔ ۵۵ - فضل خواجه : ترا فضل بر دیگری بیش ازین نیست
شمارهٔ ۵۶ - عاقل : چرا باید که عاقل بهر روزی
شمارهٔ ۵۷ - خامه و خط : ای ز خورشید رای روشن تو
شمارهٔ ۵۸ - خدمت رکن الدین : بخاک پای رکن الدین اگر چه
شمارهٔ ۵۹ - قسم بمعبود : بمعبود بیچون که چون گفت کن
شمارهٔ ۶۰ - تشریف : نشوم من ز تو خرسند بتحسینی و بس
شمارهٔ ۶۱ - برد نشابوری : بیکی برد اشارت کردم
شمارهٔ ۶۲ - جبه و دستار : جُبّه و دستار افزونی که من در خدمتت
شمارهٔ ۶۳ - اسراف مکن : اسراف مکن ببذل مالت
شمارهٔ ۶۴ - ذکر خیر بعد از مرگ : تا زنده ایم بر من و تو گفتگو کنند
شمارهٔ ۶۵ - مجدالدین : خداوندا تو آنشخصیکه چشم چرخ فیروزه
شمارهٔ ۶۶ - دوری : بدانخدای که بی گرد موکب امرش
شمارهٔ ۶۷ - وظیفه : شاعری را اگر دهی دشنام
شمارهٔ ۶۸ - شیخ ابوعامر : خسروا زاصطبل تو کو معمور باد
شمارهٔ ۶۹ - دروغ : الله الله مگرد گرد دروغ
شمارهٔ ۷۰ - صبر : دوستی گفت صبر کن زیراک
شمارهٔ ۷۱ - اسبک : دعاگو اسکبی دارد که هر روز
شمارهٔ ۷۲ - شوق : بخدائی که رخت عزت او
شمارهٔ ۷۳ - مقتدایان شهر : خواجگان را نگر برای خدا
شمارهٔ ۷۴ - سهل ممتنع : برای دست تو رای کرم چو سهل آمد
شمارهٔ ۷۵ - باد صبا : دم عیسی است مگر باد صبا
شمارهٔ ۷۶ - شمسه نرگس : ای مُلک بهدیدار تو چون باغ بهگل شاد
شمارهٔ ۷۷ - خدایگان شریعت : خدایگان شریعت علاء دین رسول
شمارهٔ ۷۸ - ذم زاد بوم : چند گوئی مرا که مذمومست
شمارهٔ ۷۹ - مغز معنی : چون ز مدح تو بر اندیشیدم
شمارهٔ ۸۰ - انقلاب اصفهان : دیدی تو اصفهانرا آنشهر خلد پیکر
شمارهٔ ۸۱ - خوان خواجه : خواهی که نزد خواجه قبولی بود ترا
شمارهٔ ۸۲ - نان تهی و نام نکو : گفتم بجوانی که بعالم در
شمارهٔ ۸۳ - پاس راز : بخدائی که علم واسع او
شمارهٔ ۸۴ - شهر پر آشوب : این چه شهریست سراسر آشوب
شمارهٔ ۸۵ - مجیرالدین بیلقانی در مدح جمال الدین گفته : قسم بواهب عقلی که پیش رای قدیم
شمارهٔ ۸۶ : ای آفتاب برج سیادت روا مدار
شمارهٔ ۸۷ - بحث علمی : اختلاف اهل علم از روی دانش رحمتست
شمارهٔ ۸۸ - شهر اصفهان : نیست شهری چو شهر اصفاهان
شمارهٔ ۸۹ - شهر گنجه : چو شهر گنجه اندر کل آفاق
شمارهٔ ۹۰ - بنده نوازی : حقتعالی اندرین دنیای دون
شمارهٔ ۹۱ - مرگ : آه ازین دور چرخ و گوش افلاک
شمارهٔ ۹۲ - راست گوئی : مرد باید که راستگو باشد
شمارهٔ ۹۳ - غفلت : چند گویی که عیش نیست به کام
شمارهٔ ۹۴ - فتلق سعددین : آفتاب مطلع اقبال قتلق سعد دین
شمارهٔ ۹۵ - تقاضای کاه : ای کریمی که هست گاه کرم
شمارهٔ ۹۶ - دوری از خدمت : بخدائی که فیض رحمت او
شمارهٔ ۹۷ - انتظار : دخل عمرم خرج شد در انتظار
شمارهٔ ۹۸ - قهرمان شریعت : بخدای ار چهار بالش شرع
شمارهٔ ۹۹ - عدل : خسروا عدل کن همیشه ازانک
شمارهٔ ۱۰۰ - بزرگی در اصل : هر که در اصلش بزرگی بوده است
شمارهٔ ۱۰۱ - دو خواجه تاش : من بنده و اسب هر دو امروز
شمارهٔ ۱۰۲ - یخ بندی طبع : مرا ایزد تعالی خاطری داد
شمارهٔ ۱۰۳ - خواجه غافل : خواجه را دیدی تو تا بنشست بر دیوان ملک
شمارهٔ ۱۰۴ - سوزیان : خشمت آمد که من ترا گفتم
شمارهٔ ۱۰۵ - دوری : بخدائی که عقل کلی را
شمارهٔ ۱۰۶ - خلعت خاص : ای بزرگی که دست نعمت تو
شمارهٔ ۱۰۷ - نان به زر : گفتم چو بستهام کمرِ بندگیِ تو
شمارهٔ ۱۰۸ - یکباره بکش : نه ترا رای که در من نگری
شمارهٔ ۱۰۹ - در بسته : گفتند دی مرا که بر خواجه میروی
شمارهٔ ۱۱۰ - ترک هجا : اگر من فی المثل در هجو کوشم
شمارهٔ ۱۱۱ - نفاق و بخل : نفاق و بخل در اهل سپاهان
شمارهٔ ۱۱۲ - پیری : در آینه تا نگاه کردم
شمارهٔ ۱۱۳ - مردم سپاهان در زمان پیش : سگ به از مردم سپاهانست
شمارهٔ ۱۱۴ - حرمت پدر و مادر : بشنو از من نصیحتی که ترا
شمارهٔ ۱۱۵ - دل برده : بر نرگس تو رفتم بهزار لابه گفتم
شمارهٔ ۱۱۶ - قطعه : خداوندا بدین حالت من از شکر و ثنا گفتن
شمارهٔ ۱۱۷ - روزگار کرم : گذشت نوبت احسان و روزگار کرم
شمارهٔ ۱۱۸ - عقل بیدار : بخدائی که مهر معرفتش
شمارهٔ ۱۱۹ - قسم : بخدائی که بر خداوندان
شمارهٔ ۱۲۰ - پادشاه شریعت : آیا پادشاه شریعت که هست
شمارهٔ ۱۲۱ - مشورت : یک نصیحت بشنو از من کاندران نبود غرض
شمارهٔ ۱۲۲ - تعزل : ای حسن بسته برقمرت رنگ ارغوان
شمارهٔ ۱۲۳ - شکر تشریف : دوستی دی بر من آمده بود
شمارهٔ ۱۲۴ - پوستین : پوستینی بخواستیم از تو
شمارهٔ ۱۲۵ - کام دل : چند گوئی که روز برنائی
شمارهٔ ۱۲۶ - تحفه : ای شده فر شکوه مسندت
شمارهٔ ۱۲۷ - آل پیغمبر : کاشکی برخاستستی روز حشر
شمارهٔ ۱۲۸ - خواهش کارد : یک کارد بخواستم ز تو روزی
شمارهٔ ۱۲۹ - خاطر وقاد : خاطری دارم چنان وقاد وتیز و تند رو
شمارهٔ ۱۳۰ - غله : ای آنکه بنزد عقل فاضلتر
شمارهٔ ۱۳۱ - رسم : خواجه محترم ربیب الدین
شمارهٔ ۱۳۲ - دعا و ثنا : ای بر میان چرخ کمر از وفای تو
شمارهٔ ۱۳۳ - هجو گفتن : مراخود نیست عادت هجو گفتن
شمارهٔ ۱۳۴ - شیشه می : برف آمد و راه ما ببستست
شمارهٔ ۱۳۵ - فراق : عالم الاسرار آگاهست آن کز قدرتش
شمارهٔ ۱۳۶ - موی سپید : هر چه موی سپید بینی تو
شمارهٔ ۱۳۷ - هجای روا : اگر در شعر من زین پس یکی بیت هجا گفتم
شمارهٔ ۱۳۸ - مدیح : اگر مدیحت گویم نیابم از تو عطا
شمارهٔ ۱۳۹ - شادی و غم : هر شادی و غم که هست اندر دهر
شمارهٔ ۱۴۰ - مزبله دیو : تا کی ایدل تو درین مزبله دیو زحرص
شمارهٔ ۱۴۱ - کبر و غرور : آن شنیدستی که نمرود از مقام افتخار
شمارهٔ ۱۴۲ - دوری : بخدائی که پس از طاعت او
شمارهٔ ۱۴۳ - پایداری : خداوندا چنین گفتهست حاسد
شمارهٔ ۱۴۴ - نام نکو : اندر این عهد که قحط کرمست
شمارهٔ ۱۴۵ - سوم چه فرمائی : بزرگوارا در انتظار بخشش تو
شمارهٔ ۱۴۶ - نکبت جهان : اگر شلواربند مادر تو
شمارهٔ ۱۴۷ - وفا : چیست از نیکوئی که نیست ترا
شمارهٔ ۱۴۸ - ابر کمانگیر : زهی ابری که شرق و غرب عالم
شمارهٔ ۱۴۹ - بیچاره آدمی : دی هر که دید سلطنت و کار و بار تو
شمارهٔ ۱۵۰ - مرگ و سوگ : از مرگ تو نشست بهر گوشه ماتمی
شمارهٔ ۱۵۱ - در جواب رشیدالدین وطواط : خدایگان افاضل رشید دولت و دین
شمارهٔ ۱۵۲ - یک دل – بادودل : دو یار اربیک جای میداشتی
شمارهٔ ۱۵۳ - دل گشا : دل گشائی چو قبا درپوشی