شمارهٔ ۱۲۶ - تحفه
جمالالدین عبدالرزاق
»
دیوان اشعار
»
مقطعات
»
شمارهٔ ۱۲۶ - تحفه
ای شده فر شکوه مسندت
هم جمال ملت و هم زین آن
بنده را دینیست بر انعام تو
چون بنگذارد سخایت دین آن
هر زمانم طعنه از دشمنیست
کم جگرخون میشود ازشین آن
من نمیگویم مرا یک بدره ده
یا مده هیچم ولی ما بین آن
تحفه آورده ام نزدیک تو
یا بهایش یا عوض یا عین آن
شمارهٔ ۱۲۵ - کام دل: چند گوئی که روز برنائی
شمارهٔ ۱۲۷ - آل پیغمبر: کاشکی برخاستستی روز حشر
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای شده فر شکوه مسندت
هم جمال ملت و هم زین آن
هوش مصنوعی: تو که در مسند عظمت خود نشستهای، زیبایی و جمال ملت نیز به تو وابسته است.
بنده را دینیست بر انعام تو
چون بنگذارد سخایت دین آن
هوش مصنوعی: من بر تو حق و دینی دارم؛ وقتی که لطف و بخششت را به من عطا کنی، همانند دینی خواهد بود که بر گردن دارم.
هر زمانم طعنه از دشمنیست
کم جگرخون میشود ازشین آن
هوش مصنوعی: هر بار که از طرف دشمنان مورد انتقاد قرار میگیرم، باعث میشود دلم به شدت ناراحت و آزرده شود.
من نمیگویم مرا یک بدره ده
یا مده هیچم ولی ما بین آن
هوش مصنوعی: من نمیگویم که به من چیزی بدهی یا ندهی، اما در این میان یک چیز قابل توجه است.
تحفه آورده ام نزدیک تو
یا بهایش یا عوض یا عین آن
هوش مصنوعی: من چیزی برای تو آوردهام که یا ارزشش را پرداخت میکنم یا معادلی برای آن میگذارم.