برگردان به زبان ساده
ای کریمی که در جهان کرم
کس چو تو صدر بنده پرور نیست
هوش مصنوعی: ای بخشندهای که در دنیا مانند تو، کسی اینقدر محبوب و پرورنده بندگان نیست.
مثل طبع تو هیچ دریا نی
همچو رای تو هیچ اختر نیست
هوش مصنوعی: هیچ دریا به وسعت طبع تو نیست و هیچ ستارهای به روشنایی رأی تو نمیباشد.
بکرم یک دو لفظ من بشنو
ورچه وقت صداع چاکر نیست
هوش مصنوعی: در کلامی ساده و صمیمی به تو میگویم، اگرچه در این زمان فرصتی برای خدمت نیست.
پار تشریف بنده فرمودی
که ازان خلعتی نکو تر نیست
هوش مصنوعی: شما با کلام خود فرمودید که هیچ چیزی بهتر از آن لباس زیبا وجود ندارد.
آنچنان جبه و دستاری
که نظیرش بمصر و ششتر نیست
هوش مصنوعی: آنقدر جبهه و دستار زیبایی داری که هیچکس در مصر و ششتر مثل تو نیست.
خود نکوئی چرا نپوشیدست
خود نپرسی چراش بر سر نیست
هوش مصنوعی: چرا خوب بودن را نمیپوشانی؟ چرا از خودت نمیپرسی که چرا به نمایش گذاشته نمیشود؟
بگرو کرده ام که بی برگم
وز تو پوشیده حال مضطر نیست
هوش مصنوعی: من به این نتیجه رسیدهام که بدون تو و بدون امید به برگشتن به حال طبیعیام، احساس نیاز و اضطرابم را به خوبی پنهان نکردهام.
موسم رسم بنده رفت و هنوز
هیچ از رسم او میسر نیست
هوش مصنوعی: زمانی که بنده، معشوق را ترک کرده، هنوز هیچ نشانهای از عشق او در دسترس نیست.
هست ماهی که مدحتت خواندم
که ازان به بکار دفتر نیست
هوش مصنوعی: یه ماهی وجود دارد که دربارهاش شعرهایی گفتهام، اما هیچ کدام از آنها به کار دفتر و نوشتن نمیآید.
هیچ ترویج هم نمی بینم
آه ترسم که بنده در خور نیست
هوش مصنوعی: هیچ نشانهای از پیشرفت یا تبلیغات نمیبینم و از این میترسم که شاید من به آنچه که شایستهاش هستم، نرسیدهام.
گز ز بهر قصیده بود عطا
این هم از آن قصیده کمتر نیست
هوش مصنوعی: این هدیه به خاطر قصیدهای است و باید بگوییم که این هدیه نیز به اندازهی آن قصیده ارزشمند است.
مکن ایصدر بنده را بنواز
که مرا راه جز بدین در نیست
هوش مصنوعی: ای صدر، از من حمایت نکن، زیرا برای من راهی جز این وجود ندارد.
زر بده گر نمیدهی دستار
جو و گندم بده اگر زر نیست
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی پول بدهی، حداقل پارچه و گندم بده.
یا قضیم خری بفرمایش
گرچه در پایگاه تو خر نیست
هوش مصنوعی: هرچند که در جایگاه تو شایستگی و مقام بالا وجود دارد، اما ممکن است گاهی به خواستهها و نیازهایی پاسخ دهی که به نظر میرسد بیاهمیت یا ناچیز هستند.
هر چه شاید بده که در خوردست
کرنه گر هست مطلقا ور نیست
هوش مصنوعی: هرچه که ممکن است، برای آرامش و آسایش خودت خرج کن و اگر توانایی فراغت از آن را نداری، این کار را انجام بده.
پس بترکش بگویم و بروم
که مرا هیچ وجه باور نیست
هوش مصنوعی: پس تصمیم گرفتم که او را ترک کنم و بروم، چون هیچ دلیلی برای باور کردن او ندارم.
این سخن بین که چون رکیک آمد
زانکه کرنه بطبع من در نیست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی چیزی ناپسند و بیادبانه به زبان میآید، این به خاطر طبیعت من نیست و نشاندهنده شخصیت من نمیباشد.
آنچه گفتم برون ز طبع منست
تا نگوئی سخن مخمر نیست
هوش مصنوعی: آنچه را که گفتم، فراتر از درون من است، تا تو نگویی که سخن بیمضمون است.