برگردان به زبان ساده
ای حسن بسته برقمرت رنگ ارغوان
وایزد نهاده برشکرت شکل ناردان
هوش مصنوعی: ای حسن، زیبایی چهرهات مانند رنگ قرمز ارغوان است و خداوند بر زیبایی و جوانی تو شکل و لطافت گل نرگس را نهاده است.
برده بزیر عنبر تو یاسمین وثاق
کرده بگرد شکر تو طوطی آشیان
هوش مصنوعی: غنچههای یاسمن به زیر عطر خوش تو بند شدهاند و پرندههای طوطی در کنار شکرینترین طعم تو لانه گزیدهاند.
یکذره کردگار ترا چون نداد سنگ
پیکان غمزه را بچه برمیکنی فسان
هوش مصنوعی: خداوند به تو کمی از مهر و محبت بخشید، چرا که با سنگی که نشانهاش غمزه است، چگونه میتوانی بچهات را از زمین بردارید؟
گلها پدید گشت ز خاک و بهرگلی
در خاک میکنی بعوض عاشقی نهان
هوش مصنوعی: گلها از خاک به وجود میآیند و به خاطر هر گل که در خاک میکاشتید، گویی به عشق نهان در دل خود اشاره میکنید.
پرسی چگونه دل تو شادمانه هست؟
در عهد چو نتوئی دل و آنگاه شادمان؟
هوش مصنوعی: میپرسی دل تو چگونه خوشحال است؟ در زمانی که دل تو شاداب باشد، آن وقت میتوانی خوشحال باشی.
در باد بوی طره تو یافت چاکرت
بر باد از گزاف ندادست خان ومان
هوش مصنوعی: در نسیم، بوی موهای تو را احساس کردم و خدمتگزار تو به خاطر این که بیدلیل گذراندن خود را در باد به هدر نداد است، زحمتی نمیکشد.
ترسم بتاکه فاش کند در اشک من
این راز عشق مانده بپنهان زهمگنان
هوش مصنوعی: نگرانم که دیدن اشکهایم این راز عشق را برای دیگران فاش کند، رازی که تا به حال از همه پنهان مانده است.
نه نه که هر که جائی دری فشاند دهر
آنرا بجود صاحب عادل برد گمان
هوش مصنوعی: هر کسی نمیتواند به راحتی وارد هر دفتری شود و آنجا را تصرف کند؛ تنها کسی که شایسته و عادل باشد، میتواند به حق خود دست یابد.
والانظام ملک و خداوند صدر دین
دستور ملک بخش و وزیر ملک نشان
هوش مصنوعی: این بیت به بیان اهمیت و جایگاه والای حاکمیت و رهبری در جامعه میپردازد. تاکید میشود که سلطنت و حکومت به عنوان نمایندگان خداوند، وظیفه دارند که به مردم خدمت کنند و عدالت را برقرار سازند. در حقیقت، حاکمیت باید بر اساس اصول اخلاقی و دینی عمل کند و وزرا نیز باید نمایندگانی برای اجرا و تحقق این اصول باشند.
آویزه ایست حلم وراکوه بیستون
فضل آیه ایست دست ورا بحربیکران
هوش مصنوعی: شکیبایی و بردباری مانند زیور ارزشمندی است که بر بلندیهای کوههای بیستون میدرخشد، و فضیلت مانند آیهای است که دست انسان را به دریای بیکران دانش و فضایل میکشاند.
ای از سرشک حاسد جاه عریض تو
عالم فیروزه طیلسان
هوش مصنوعی: ای کسی که حسادت تو مثل اشک بر چهرهات است، در حالی که مقام و شأن تو از وسعت بینظیری برخوردار است و علم و دانشی همچون فیروزه درخشان و زیبا در دست داری.
گردون نخست پایه و شعری دوم بود
آنرا که بر جناب تو آمد بنردبان
هوش مصنوعی: آسمان ابتدا پایه و شعر دوم است، این را کسی که به نزد تو آمد و به نردبان اشاره کرد، بیان کرده است.
پیوسته نقشبند ز کلک تو مستفید
دایم صدف گشای زلعل تو ترجمان
هوش مصنوعی: همواره تصویرگر از قلم تو بهرهمند است و صدف، که در آرزوی لعل توست، به بیان رازهای تو مشغول است.
قاصر زعزم نهضت تو جره سفید
عاجز زبیم صولت تو شرزه ژیان
هوش مصنوعی: عجز من از حرکت و جنبش تو، مانند ناتوانی سفید در برابر قدرت توست که بر بالای زیباییها ایستادهای.
ای اسم داده همنفس روح را سخن
وی نام کرده نایژه رزق را بنان
هوش مصنوعی: ای کسی که به روح زندگی نام دادهای، سخن گوی تو مانند نای زدن است که رزق و روزی را به شكلی زیبا و دل نشین به ما میرساند.
گرفی المثل چو تیغ زبان آهنین کنم
فرسوده گردم ارکنم اوصاف تو بیان
هوش مصنوعی: اگر مانند یک شمشیر با زبان خود تند و برنده باشم، در بیان ویژگیهای تو فرسوده و خسته میشوم.
مستغنیست بنده باقبال تو ازانک
آبحیات شعر فرو شد برای نان
هوش مصنوعی: بنده با داشتن لطف و رحمت تو نیازمند نان نیست، زیرا به برکت شعر و هنر، زندگیام پر بار و سرشار از خوشبختی است.