برگردان به زبان ساده
قسم بواهب عقلی که پیش رای قدیم
یکیست چشمه خورشید و سایه عنقاش
هوش مصنوعی: قسم به آن بخشندهای که عقل را به ما داد، که نظر دلخواه و اصل واحدی است، مثل چشمه خورشید و سایهی گردنش.
همیشود بیکی امر او چو سایه بچاه
در آبگون قفس این آفتاب آتش پاش
هوش مصنوعی: همیشه با یک دستور او، چنان میشود که سایه در آب قفس این آفتاب شعلهور میشود.
که هست طبع جمال آفتاب تأثیری
که پیرویست کم از سایه گنبد خضراش
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و تأثیر آفتاب اشاره دارد و بیان میکند که سایهی گنبد خضراء (مسجد النبی) نیز در مقایسه با زیبایی آفتاب، از تأثیر کمتری برخوردار است. این یعنی وجود زیبایی و نور حقیقی، حتی اگر ما سایهای از آن زیبایی را مشاهده کنیم، باز هم تأثیر آن به مراتب بیشتر از هر سایهای است.
مرا چو سایه سیه روی کرد و خانه نشین
بنثر نثره صفت طبع آفتاب آساش
هوش مصنوعی: وقتی که مرا به حال خود رها کرد و به نوعی گوشهنشین شدم، مانند سایهای تیره، از زندگی دور افتادم و احساس کردم که حال و هوای درونم تحت تأثیر و زیبایی آفتاب نیست.
جهان بدست زبان آفتاب وار گشاد
ازان فتاد معانی چو سایه اندرپاش
هوش مصنوعی: جهان به وسیله زبان، همچون آفتاب، روشن و باز شده است. معانی به خاطر این زبان مانند سایهای در زیر آن گسترده شدهاند.
کشد بزیر غمم همچو سایه زیر قدم
زرشگ آنکه نشست آفتاب بر بالاش
هوش مصنوعی: غم و اندوه من به قدری سنگین است که مانند سایهای در زیر قدمهای زرشک، مرا به پایین میکشد. این حالتی است که شادابی و روشنایی زندگی، بهمانند آفتاب، بر دوش کسی که در کنار من نشسته است، تابیده است.
جهان دوا زدمش برد اگر نه بگرفتی
بسان سایه و خورشید دق و استسقاش
هوش مصنوعی: اگر جهان را به دارویی زدم و از آن دور شدم، انگار که این دنیا همیشه مانند سایه و خورشید در کنارمان نیست و با درد و تشنگیاش ما را میآزارد.
شکست گوهر دریا و باد ابر نشاند
بشعر چون گهر و طبع پاک چون دریاش
هوش مصنوعی: شکست گوهر دریا نشاندهندهی هنر و ذوق شاعری است که به زیبایی و پاکی طبیعت و احساسات انسانی اشاره میکند؛ مانند جواهری در دریا و لطافت بادی که بر ابرها میوزد.
سپید مهره طبعش چنان دمید چنان
که رخنه خواست شد این سبز حقه از آواش
هوش مصنوعی: او به قدری با استعداد و خلاق است که توانسته است این هنر زیبا را به وجود آورد و دیگران را تحت تاثیر قرار دهد.
بلطف اگر ید بیضا بدو نماید صبح
بشکل شام گرفتست بی گمان سوداش
هوش مصنوعی: اگر مظهر لطف خداوند به کسی نمایان شود، صبح مانند شب خواهد شد و این موضوع بهطور قطع بر او تاثیرگذار است.
دلم زعقده غم چون میان بیت گشاد
چو بستم از زبر دل قصیده غراش
هوش مصنوعی: دل من از غم و درد به تنگ آمده و مانند دستوپای بستهای که ناگهان آزاد شده باشد، حس آزادی و رهایی را تجربه میکند. چون از عمق دل، شعری زیبا و پرمعنا میسازم که میخواهد غمها را کنار بزند.
بسا که طره حورا دهد ز غیب بهشت
بکلک سرزده مانند طره حوراش
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، یک رشته مو از زیبایی بهشت به گونهای خاص و زیبا نمایان میشود که شبیه به موهای حوریان است.
بچشم مردم ازان گشت همچو مردم چشم
که در سواد توان یافتن ید بیضاش
هوش مصنوعی: چشم مردم به وجود آن شخص افتاده و او را مانند دیگران میبیند، اما در دل خود میداند که ویژگیهای خاصی دارد که در دیگران نمیتوان یافت.
نه لایقست باو مدح من که در خور نیست
کلاه گوشه نرگس بچشم نابیناش
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من نمیتوانم او را ستایش کنم، زیرا او به حدی بزرگ و ارزشمند است که حتی کلاهی که روی گوشههای نرگس قرار دارد (که نشان از زیبایی است) نیز برای چشم نابینا کافی نیست. در واقع، او آنقدر والا و باارزش است که هر مدحتی در شأن او نیست.
ثنای او چو مرا شد علاج جان نژند
دعاش گویم و دانم که واجبست دعاش
هوش مصنوعی: زمانی که ستایش او برای من آرامش و شفای روح شود، دعا و نیایش او را میخوانم و میدانم که این دعا بر من واجب و ضروری است.
سیه سپیدی دوران قصیده بادا
که او بود بهمه حال مقطع و مبداش
هوش مصنوعی: اکنون که این دوره را سپری میکنیم، باید بگویم که او در تمام احوال، آغاز و پایان این داستان است و همیشه در آن حضور دارد.