قطعات
ملکالشعرا بهار
»
قطعات
شمارهٔ ۱ - ترجمه یک شعرترکی : هرکرا دوست شدم دشمن جان گشت مرا
شمارهٔ ۲ - کریم و لئیم : باشدکه پای سفله به گنجی فرو رود
شمارهٔ ۳ - تاریخ وفات ایرج میرزا : سکته کرد و مُرد ایرج میرزا
شمارهٔ ۴ - در مرثیه و مادهٔ تاریخ فوت پدر : دریغ و درد که از کید فتنهٔ گردون
شمارهٔ ۵ - هشت شاعر در عرب و عجم : هشت تن در هشت معنی شهرهاند اندر ادب
شمارهٔ ۶ - مادر ذوق و ادب : مادر باباشمل رفت از جهان
شمارهٔ ۷ - در هجو روزنامهٔ اصفهان و نامهٔ ناهید : گو، ز من باد سحرگه به صفاهانی زشت
شمارهٔ ۸ : اگر مدار بهم نیست کار آتش و آب
شمارهٔ ۹ - قدرت روح : رفیقی داشتم بل اوستادی
شمارهٔ ۱۰ - شوری : هرکه او نغمهٔ شوری بنواخت
شمارهٔ ۱۱ - خانهٔ آخرت : بنده را جایگه دو داد خدای
شمارهٔ ۱۲ - انتخابات : دوش در انجمن رأیفروشان، یکتن
شمارهٔ ۱۳ - در وصف مجلهٔ فروغ تربیت : به باغ در، به مه دی خمیده خاربنی
شمارهٔ ۱۴ - کجاست؟ : خارندگلبنان، چمنا پس گلت کجاست
شمارهٔ ۱۵ - براثر توقیف روزنامه نوبهار : پادشاها همی نگویی هیچ
شمارهٔ ۱۶ - فتنه بیدار شد : یارم از خوابگاه من برخاست
شمارهٔ ۱۷ - صفای هر چمن : خلیلزادهٔ آزادهای که دیرگهیست
شمارهٔ ۱۸ - دختر ناکام : چه شد که نرگس مستش ز آبِ دیده تر است
شمارهٔ ۱۹ - بعد ازکناره گیری از وزارت : غداری و مکاری و زور از من دور است
شمارهٔ ۲۰ - در وصف دانا و جاهل : گرت اندر صفت جن و ملک هیچ شک است
شمارهٔ ۲۱ - در وصف جواهر لعل نهرو نخستوزیر فقید هند : ازجواهر،لعلخوشتر زان که همرنگ دل است
شمارهٔ ۲۲ - طاق نصرت : این که بینی در مقابل، نیست آن قوس قزح
شمارهٔ ۲۳ - در زندان : کردم عبور دی ز در شعبهٔ چهار
شمارهٔ ۲۴ - اخلاق : چشم بهی مدار از این بدسگال قوم
شمارهٔ ۲۵ - به یکی از مدیران جراید : ای مدیری که ز نوک قلمت
شمارهٔ ۲۶ - از یک غزل : گرم به خنجر بیداد خون بریزد دوست
شمارهٔ ۲۷ - به شاهزادهٔ نصرة الدوله : ای حضرت والا تو نه جنی نه فرشته
شمارهٔ ۲۸ - در زندان شهربانی : بگرفتم آفتابه که گیرم ره مبال
شمارهٔ ۲۹ - به منکر عشق : سختم عجب آید ز خلقت زن
شمارهٔ ۳۰ - صفاهان اگر نیست شیراز هست : جهادا فراموش کردی مرا
شمارهٔ ۳۱ - در دوران گرفتاری : بدتر ز دورویی به جهان منقصتی نیست
شمارهٔ ۳۲ - به مناسبت سقوط امپراتوری عثمانی : فغان که ترک مرا تیره گشت رومی روی
شمارهٔ ۳۳ - شکوه : فلان سفیه که بر فضل من نهاد انگشت
شمارهٔ ۳۴ - شوخچشم پاریسی : دیشب آن شوخچشم پاریسی
شمارهٔ ۳۵ - شعر و نظم : شعر دانی چیست؟ مرواریدی از دریای عقل
شمارهٔ ۳۶ - گل سرخ : دوش زندانبان بگشاد در و با من گفت
شمارهٔ ۳۷ - پروانه : آن شمع دلافروز من از خانهٔ من رفت
شمارهٔ ۳۸ - خطاب به شاه : هرکسی را به بر شاه جهان واسطهایست
شمارهٔ ۳۹ - برف : ابری به خروش آمد چون قلزم مواج
شمارهٔ ۴۰ - آشوب بغداد : چو از گشت زمان آلمان و اتریش
شمارهٔ ۴۱ - لشکر منهزم : به کشتزار نگه کن که در برابر باد
شمارهٔ ۴۲ - ونیز : شد سیهپوش از غم مرگ صبا بدرالملوک
شمارهٔ ۴۳ - هدیهٔ دوست در زندان : حضرت سالار بهر مرغ گرفتار
شمارهٔ ۴۴ - قول و غزل : ادیبالممالک ز طبع شکرزا
شمارهٔ ۴۵ - پافشاری میخ : پافشاری و استقامت میخ
شمارهٔ ۴۶ - بدان و بگوی : سخن چو گویی سنجیده گوی در مجلس
شمارهٔ ۴۷ - ماده تاریخ مرگ صبا : صبا روزی که عصرش کرد سکته
شمارهٔ ۴۸ : دل موری میازار ار چه خرد است
شمارهٔ ۴۹ - طلب آمرزش : عمری به باد رفت و به جا ماند این کتاب
شمارهٔ ۵۰ - قطعه : در خوردن بشر خاک از بس که حرص دارد
شمارهٔ ۵۱ - در هجو مردی کوسج و کچل : به پوز این مجیدک ریش گویی
شمارهٔ ۵۲ - غم وطن : نه هرکه درد دیار و غم وطن دارد
شمارهٔ ۵۳ - تاریخ وفات «مستغنی» دانشمند افغان : آه کامسال آسمان در خطهٔ افغان زمین
شمارهٔ ۵۴ - قطعهٔ هندی : بنگر برنج را که به چندین حقارتش
شمارهٔ ۵۵ - خیرات محمدی : در عهد شهنشه خردمند
شمارهٔ ۵۶ - در مرثیهٔ عشقی : وه که عشقی در صباح زندگی
شمارهٔ ۵۷ - قوهٔ برق و کهربا : سالها در فرنگ می گفتند
شمارهٔ ۵۸ - در مذمت خاموش : خمشمنشین و چون مردم سخنگوی
شمارهٔ ۵۹ - جای زحمت : بیزحمت و دردسر چه جاییست
شمارهٔ ۶۰ - بد مکن : بد نکند هیچ کس به مردم و هم نیز
شمارهٔ ۶۱ - جایزهٔ جواب دماوندیه : بگفتم چامهای بهر دماوند
شمارهٔ ۶۲ - حسب حال : شه شبهه نمود درحق من
شمارهٔ ۶۳ - تاریخ بنای دبیرستان پهلوی در شهر بابل : در زمان پهلوی شاهنشه ایران، کزو
شمارهٔ ۶۴ - از یک مضمون عربی : چون همه درکینه با من چرخ نیلیرنگ شد
شمارهٔ ۶۵ - اشک غم : حسین دانش آن سرخیل ابرار
شمارهٔ ۶۶ - بهار و تیمورتاش : صدر اعظم حضرت تیمورتاش
شمارهٔ ۶۷ - صبر و ثبات : مرد باید که ز گشت فلک و اختر
شمارهٔ ۶۸ - به یادگار در دفتر یکی از دوستان نوشته شد : چه یادگار نویسم من اندرین دفتر
شمارهٔ ۶۹ - مطایبه : بهر بهار بازو و کون و کفل نماند
شمارهٔ ۷۰ - این هم نماند : نماند درد و درمان هم نماند
شمارهٔ ۷۱ - به مناسبت کوتاه کردن زنان گیسوان خود را : شنیدم در امریکا گروهی
شمارهٔ ۷۲ - در هجو یکی از زنهای تهران : هر شب میان خانه افسر زن ...
شمارهٔ ۷۳ - نور مخفی : دانشوران غرب نمودند اختراع
شمارهٔ ۷۴ - خون ناحق! : باد صبا خوش است شهیدان رشت را
شمارهٔ ۷۵ - قطعه : آسمان با کسی وفا نکند
شمارهٔ ۷۶ - غول : بنگر آن غول راکز هول او
شمارهٔ ۷۷ - از ما چه میخواهند؟ : به حیرتم که اجانب ز ما چه میخواهند؟
شمارهٔ ۷۸ - زبان سرخ : درست گوی و به هنگام گوی و نیکوگوی
شمارهٔ ۷۹ : بنگر بدان درخش که با قوت شمال
شمارهٔ ۸۰ - در مرگ پروین : نهفته روی به برگ اندرون گلی محجوب
شمارهٔ ۸۱ - لطیفه : مثقلی با من ز روی طنز گفت
شمارهٔ ۸۲ - جهد و کوشش : اهتمام و شوق اگر یاور شود
شمارهٔ ۸۳ - پند پدر : آن که کمتر شنید پند پدر
شمارهٔ ۸۴ - سنبلهای هلندی : سنبل صد برگ رنگارنگ پنداری مگر
شمارهٔ ۸۵ - فیض شمال : ز البرز بزرگ در شمال ری
شمارهٔ ۸۶ - در ذم یکی ز عمال آستان قدس رضوی که بهار را در مشهد تکفیر کرده بود : ای جناب میرزا... از بهر چه
شمارهٔ ۸۷ - جواب تبریک شوریده به فرمانفرما : قطعهٔ شعر ز شوریده شنیدم که در آن
شمارهٔ ۸۸ - تربت سیدالشهدا(ع) : حبذا خاک روانبخش و زهی تربت پاک
شمارهٔ ۸۹ - تسلیت : خواجهٔ فرخ سیر محمد دانش
شمارهٔ ۹۰ - زبان مادر : والدین ار به روی فرزندان
شمارهٔ ۹۱ - ماده تاریخ بنای هنرستان دختران زردشتیان : به عهد شاه محمدرضا که بر سر او
شمارهٔ ۹۲ - بهترین دوست کتابست : رنج و زحمت طلبی، باش معاشر با خلق
شمارهٔ ۹۳ : برکش مراکه گوهر شمشیر آبدار
شمارهٔ ۹۴ - در هجو «بهاء» نامی گفته شده : بشنید بها شعر دلافزای بهار
شمارهٔ ۹۵ - مشت پس از جنگ : چون خصم قوی گشت از او دست نگهدار
شمارهٔ ۹۶ - ای دختر : تکیه منمای به حسن و به جمال ای دختر
شمارهٔ ۹۷ - شوخ فارسی : مژه از سر نیزهٔ فوج بهادر تیزتر
شمارهٔ ۹۸ : میوه به صفاهان در و رامش به ری اندر
شمارهٔ ۹۹ - در خواب گفته است : دو علم است معلوم نزد بشر
شمارهٔ ۱۰۰ - ثروت - زن - کردار : داشت شخصی از همه عالم سه دوست
شمارهٔ ۱۰۱ - در وصف بینش نامی که مژگانی سفید و چشمانی کم دید داشت : آن چشم سفیدی که بود چشمش کور
شمارهٔ ۱۰۲ : غذای میر ندیدم ولی به گاه غذا
شمارهٔ ۱۰۳ - عجب غنا - ذل نیاز : یکی نصیحت آزادگان ز جان بپذیر
شمارهٔ ۱۰۴ - حکمت : خواجه برفت و خفت به خاک وتو ز ابلهی
شمارهٔ ۱۰۵ - دل خودکامه : کاش بودم زان کسان کاندر جهان
شمارهٔ ۱۰۶ - سر و ته یک کرباس : ای بزرگان به من جواب دهید
شمارهٔ ۱۰۷ - در وقعهٔ مهاجرت آزادیخوآهان به قم و شکستن دست بهار : فعل در راستی گواهم بس
شمارهٔ ۱۰۸ - مردمان لئیم : این ناکسان که کوس بزرگی همی زنند
شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع عزل : ای نازدانه یار سر از مهر بازکش
شمارهٔ ۱۱۰ - منت از مردمان پست مکش : ای برادر ز بهر لذت نفس
شمارهٔ ۱۱۱ - یک تشبیه جالب : بنگر به گردن کج و چشمان احولش
شمارهٔ ۱۱۲ - در ذم حاجی ارزن فروش : گو، ز من بر حاجی ارزن فروش
شمارهٔ ۱۱۳ - حالت مردم دنیا : زین خداوندان گر یک تن بیتی گوید
شمارهٔ ۱۱۴ - دختر فقیر : دختری خرد بدیدم به گدایی مشغول
شمارهٔ ۱۱۵ - ضلال مبین : دیدم به بصره دخترکی اعجمی نسب
شمارهٔ ۱۱۶ - میرزا طاهر تنکابنی : ای دربغا میرزا طاهر که بود
شمارهٔ ۱۱۷ - بعد از هجرت قوام السلطنه در : رفت از ایران قوام سلطنه زانک
شمارهٔ ۱۱۸ - قطعه در وصف وثوق الدوله : شاد باش ای وثوق دولت و دین
شمارهٔ ۱۱۹ - به قول خویش عمل کن : به هر سخن که شنیدی گمار دل زنهار
شمارهٔ ۱۲۰ - خدمت استاد : هرکه خواهدکه ادیبی کند از روی کتاب
شمارهٔ ۱۲۱ - در هجو پنیر و زیتون : حاجی قیطونی از زیتون بی معنای تو
شمارهٔ ۱۲۲ - قطعهٔ دیگر به همان مناسبت (خطاب به استاد جلال همایی) : همای فضیلت همایی که او را
شمارهٔ ۱۲۳ - قطعه (خطاب به استاد جلال همایی) : به گلگشت جنان گل میفرستم
شمارهٔ ۱۲۴ - گله از قوامالسلطنه : من با تو حق صحبت دیرینه داشتم
شمارهٔ ۱۲۵ - وزیر بی پول : به صاحبقرانیه جزء وزیران
شمارهٔ ۱۲۶ - نسبنامه بهار : منت خدای را که من از نسل برمکم
شمارهٔ ۱۲۷ - زرین جوشنم : این شنیدم بینشا در بزم رندان گفتهای
شمارهٔ ۱۲۸ : ز خوبرویان بر من همی گذشت ستم
شمارهٔ ۱۲۹ - ترجمه یکی از قطعات ژان ژاک روسو : چون سرابند سفلگان از دور
شمارهٔ ۱۳۰ - آش کشک : چندکار سخت و مشکل را برایت بشمرم
شمارهٔ ۱۳۱ - در پیشگاه آستان قدس رضوی : تبارک الله از این فرخ آستان که بود
شمارهٔ ۱۳۲ - بهشت بیاحباب - در سویس هنگام معالجه گفته است : دیدهای کس درون خلد مقیم
شمارهٔ ۱۳۳ : سودهٔ سیم همی پاشد بر دشت، نسیم
شمارهٔ ۱۳۴ - عز من قنع : گفتند فروتن شو تا زر به کف آری
شمارهٔ ۱۳۵ - تسلیت به سردار معزز حکمران بجنورد هنگامی که مادر او و مهرالسلطنه همسرش در یک زمان بدرود حیات گفتند : مگِری سردار، زان که گریه و زاری
شمارهٔ ۱۳۶ - گیو تاجر : گیو تاجر نموده این اوقات
شمارهٔ ۱۳۷ - قطعهٔ الحاقی در پاسخ فانی سمنانی : فانی، کز زادن چنو سخن آرای
شمارهٔ ۱۳۸ - در سوگ پدر : دربغ و دردکه ازکید چرخ و فتنه دهر
شمارهٔ ۱۳۹ - نالهٔ ملت : هست صوتی بس مهیب و خوفناک
شمارهٔ ۱۴۰ - سیاست : چون پیشهای شدست سیاست بهملک ری
شمارهٔ ۱۴۱ - تاریخ موزه : در عهد شهنشاه جوانبخت رضا شاه
شمارهٔ ۱۴۲ - ابر و شفق : کربم و باذل ابری برآمد از بر کوه
شمارهٔ ۱۴۳ - در تحمل نکردن زور : دو رویه زیر نیش مار خفتن
شمارهٔ ۱۴۴ - وعدهٔ مادر : شنیدهام پسری را جنایتی افتاد
شمارهٔ ۱۴۵ - دین و وطن : زمانه کرد چو در بر شعار دین و وطن
شمارهٔ ۱۴۶ - دو نامهٔ منظوم (خطاب به حاجی حسین آقا ملک که از بهار کتابی خریده بود و ادای قیمت آن به درازا کشیده بود) : سر حلقهٔ صاحبدلان حسین
شمارهٔ ۱۴۷ - قطعهٔ دوم (خطاب به حاجی حسین آقا ملک که از بهار کتابی خریده بود و ادای قیمت آن به درازا کشیده بود) : سر دفتر آزادگان حسین
شمارهٔ ۱۴۸ - و نیز در هجو بها نامی : زین بیش بها مجوی آزردن من
شمارهٔ ۱۴۹ - مونس پدر : ای دختر خوب نازنین من
شمارهٔ ۱۵۰ - شکایت از بچهها : فکر مرا سخت مشون کند
شمارهٔ ۱۵۱ - دریغ و آه امین : دریغ و درد که در عین نیکخواهی و مهر
شمارهٔ ۱۵۲ - تاریخ تونل راه لرستان : به عهد پهلوی شاه جوانبخت
شمارهٔ ۱۵۳ - در مرثیه و تاریخ فوت ملکالشعرا صبوری : گفتم به دل چرا طربت شد بدل به غم
شمارهٔ ۱۵۴ - نی و بلوط : با نی گفتا بلوط شرمت باد
شمارهٔ ۱۵۵ - در سفر استعلاجی سوییس گفته است : تا هست همی خوریم باده
شمارهٔ ۱۵۶ - در عزل ناصرالدین میرزا و نصب کامران میرزا به ایالت خراسان : از چاه عموی شه اگر جست خراسان
شمارهٔ ۱۵۷ - خطاب به محمدعلی شاه که قشون روس را به داخلهٔ کشور دعوت کرده بود : پادشاها نصیحتم شنو
شمارهٔ ۱۵۸ - بهار در خراسان : دلم از مردم ری سخت ملول است که نیست
شمارهٔ ۱۵۹ - در تهدید و تقاضا : ای فلکرتبه شریفالسلطان
شمارهٔ ۱۶۰ - در وحدت وجود : چندین هزار آینه بینی پر از نقوش
شمارهٔ ۱۶۱ - حرکت جوهری : گفت صوفی تن بود زندان جان
شمارهٔ ۱۶۲ - انسان سازی : مرا درست به یاد اندرست عهد صبی
شمارهٔ ۱۶۳ - قطعهٔ کابوسیه : عدل کن عدل که گفتند حکیمان جهان
شمارهٔ ۱۶۴ - جواب روزنامه انگلیسی شرق نزدیک : گویند مرکز وطن ما بود خراب
شمارهٔ ۱۶۵ - آسمان پیما : ویحک ای مرغ آسمان پیمای
شمارهٔ ۱۶۶ - جواب به افسر : افسرا قطعهٔ تو را خواندم
شمارهٔ ۱۶۷ - شوخی در پارلمان : دوش گفتم به دست غیب وکیل
شمارهٔ ۱۶۸ - تازی - ترک - کسروی : ای تازی ترک معنوی از چه شدی
شمارهٔ ۱۶۹ - ترجمهٔ قطعه ای از محمد جریر طبری : گر هیچ دلم راز به یاران بگشودی
شمارهٔ ۱۷۰ - آرزوی محال : گر به آزادی زبان بودی
شمارهٔ ۱۷۱ - کار خرد و بزرگ : سینهٔ خویش کن فراخ و سترگ
شمارهٔ ۱۷۲ - به یکی از رقبای سیاسی : آقای جلیل بیجلالی و فری
شمارهٔ ۱۷۳ - سنجر و امیر معزی : شنیدهای تو که سنجر به عمد یا به خطا
شمارهٔ ۱۷۴ - تاریخ لغو امتیاز دارسی : مانده بود از امتیاز دارسی
شمارهٔ ۱۷۵ - تاریخ دبیرستان فردوسی مشهد : بنام ایزد که نو شد در جهان عنوان فردوسی
شمارهٔ ۱۷۶ : خون سیاوش ریز در کف موسی
شمارهٔ ۱۷۷ - در سپاسگزاری : ابوسعید که اوراست اختر مسعود
شمارهٔ ۱۷۸ - در تقاضای دو اسب به عاریه : ای خواجه آزاده که مفتون توکشتند
شمارهٔ ۱۷۹ - در هجو کسی که بهار را حبس کرد : من و تو هر دو ای ...
شمارهٔ ۱۸۰ - شیر باش نه کژدم : تندی مکن که رشتهٔ چل ساله دوستی
شمارهٔ ۱۸۱ - در وصف محبس : سهمگین سمجی چو تاری مسکنی
شمارهٔ ۱۸۲ - تربیه طبیعی : غرٌنده و سهمناک و توفنده
شمارهٔ ۱۸۳ - جوابی به قطعه محمود فرخ : بهار قطعهٔ فرخ شنید و خرم گشت
شمارهٔ ۱۸۴ : دوش آمد پی عیادت من
شمارهٔ ۱۸۵ - بهار شیروانی : به شهر شروان بُد شاعری بهار بنام
شمارهٔ ۱۸۶ - در جستجوی جوانی : سحرگه به راهی یکی پیر دیدم
شمارهٔ ۱۸۷ - بدبینی : نگر جز خوب صد درصد نبینی
شمارهٔ ۱۸۸ - لغز : آن خوبروی دلبر همچون سبیک زر
شمارهٔ ۱۸۹ - زینت مرد : زینت مرد به عقل است و هنر
شمارهٔ ۱۹۰ - نیکنامی : چون برکههای دشت عرب دان تو حال خلق