برگردان به زبان ساده
آه کامسال آسمان در خطهٔ افغان زمین
بر رخ روشندلان باب فغان مفتوح کرد
هوش مصنوعی: آسمان در سرزمین افغان اندوه و غم را بر چهرههای روشن و بشاش گشوده است و نالهای بلند را سر داده است.
پادشاهی دادگستر را به تیر ظالمی
کشت و قلب عالمی را زین عزا مجروح کرد
هوش مصنوعی: پادشاهی که به حق و عدالت حکم میرانید، به دست تیر ظالمی کشته شد و این حادثه قلب مردم را به شدت غمگین و آزرده کرد.
در عزای شاه غازی بود دلها داغدار
مرگ «مستغنی» ز نو آن داغ را مقروح کرد
هوش مصنوعی: در سوگ شاه غازی قلبها از مرگ «مستغنی» اندوهگین بودند و دوباره آن ناراحتی را تازه کردند.
شهسواری از ادب گم شد که با تیغ زبان
پیشتاز جهل را از پشت زین مطروح کرد
هوش مصنوعی: یک شاهزاده با ادب از بین رفت، زیرا با سخن خود جهل را به عقب راند و آن را از مسند خود پایین کشید.
هست مستغنی، علیرغم فلک، باقی بهدهر
در فنایش چرخ باری حرکتی مذبوح کرد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسی وجود دارد که بینیاز از هر چیزی است، در حالی که سیارهها و زمان به مسیر خود ادامه میدهند، و در این میان، گویی حرکتی بیفایده و نحیف در حرکت زندگی وجود دارد.
گرچه از گرداب هستی رست مستغنی ولیک
اشک چشم دوستان را رشک سیل نوح کرد
هوش مصنوعی: هرچند که تو از دریاچه تنگناها و مشکلات زندگی نجات یافتهای و بینیاز به نظر میرسی، اما اشکهای دوستانت به اندازهای زیاد و غمانگیز است که میتواند حسادت سیل نوح را برانگیزد.
عاقبت، چون مادح پیغمبر و اصحاب بود
مدحخوانان روح او عزم در ممدوح کرد
هوش مصنوعی: در نهایت، بهخاطر اینکه او ستاینده پیامبر و یارانش بود، روح او به ستایش و تمجید از ویژگیهای ممدوح مشتاق شد.
در عزایش گرچه کلکم قطعهٔ مجمل سرود
در فراغش لیک روحم ندبهٔ مشروح کرد
هوش مصنوعی: در مراسم عزاداری او، با اینکه همه شما سرودهایی کوتاه و مختصر میخوانید، اما روح من نوحهای طولانی و عمیق میسراید.
بهر تاریخ وفاتش زد رقم کلک بهار
عاقبت «مستغنی» بی «دل» وداع «روح» کرد
هوش مصنوعی: در تاریخ درگذشتش، بهار رقم خورد و در نهایت «مستغنی» بدون دلش وداعی با «روح» انجام داد.