برگردان به زبان ساده
سر حلقهٔ صاحبدلان حسین
ای سرور عالیجناب من
هوش مصنوعی: ای حسین، تو بهترین و والا مقامترین سرور صاحبدلان هستی.
دارم سخنانی صواب چند
بشنو سخنان صواب من
هوش مصنوعی: من چند سخن درست و صحیح دارم، پس به سخنان درست من گوش فرا بده.
توخود ملکی برملوک عصر
زین رو بهتو هست انتساب من
هوش مصنوعی: تو خود سلطنتی بر پادشاهان زمان، به همین دلیل به تو نسبت میدهم.
یاد آر که ورزید باب تو
پیوسته ارادت به باب من
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که همیشه باید به درستی به من احترام بگذاری و ارادت خود را نشان دهی.
شد صرف خلوص و مودتت
سرمایهٔ عهد شباب من
هوش مصنوعی: در جوانیام، خلوص و محبت تو تبدیل به سرمایهام شده است.
بود ارچه مهیا به فضل حق
از سعی و عمل نان و آب من
هوش مصنوعی: اگرچه به لطف خدا شرایط فراهم است، اما نان و آب من بستگی به تلاش و کارکرد خودم دارد.
لیکن به سرای تو بد ز صدق
پیوسته ایاب و ذهاب من
هوش مصنوعی: هرچند که من به خاطر صداقت و راستگویی به خانهات میآیم و میروم.
دیدار تو اصل سرور من
اخلاص تو فصل الخطاب من
هوش مصنوعی: دیدن تو منبع شادی من است و صداقت و وفاداری تو مهمترین موضوع و سخن نهایی من است.
در خطهٔ ری بس شباکه بود
در باغ صبا خورد و خواب من
هوش مصنوعی: در منطقهٔ ری، شبها به شدت تاریک و خاموش بود و من در باغی مانند صبح زود، به خواب و استراحت پرداختم.
در امر تو بود انقیاد من
وز نهی تو بود اجتناب من
هوش مصنوعی: در کار تو اطاعت من بود و از نهی تو به دوری گزیدن من.
بیهیچ طمع مخلص وشفیق
تا آن که ببردی کتاب من
هوش مصنوعی: به طور کاملاً صادق و بدون هیچ انتظار یا دلیلی، به کسی کمک میکنم تا وقتی که کتاب من را از او بگیرم.
چون حبس شدم نامه کردمت
باشدکه فرستی حساب من
هوش مصنوعی: وقتی در زندان هستم، برایت نامهای نوشتم تا شاید حساب کارهایم را برایم بفرستی.
ز انصاف مرمت کنی بفور
بنیاد وجود خراب من
هوش مصنوعی: اگر به انصاف رفتار کنی، میتوانی به سرعت پایههای وجود خراب من را ترمیم کنی.
وندر حق اطفال من کنی
لطف و پدری در غیاب من
هوش مصنوعی: اگر به کودکان من محبت و پدری کنی در غیاب من، این را در نظر داشته باش.
ظنم به خطا رفت کامدی
فارغ ز عذاب و عقاب من
هوش مصنوعی: به اشتباه فکر کرده بودم که عذاب و کیفر تو در حق من ادامه دارد، اما حالا میبینم که تو از این مسائل رهایی یافتهای.
چونسویصفاهان شدم ز حبس
گشتی غمی از فتح باب من
هوش مصنوعی: وقتی به سمت اصفهان رفتم و از زندان freed شدم، غمی از خوشحالی به سراغم آمد.
بس نامه فرستادم و پیام
یک نامه ندادی جواب من
هوش مصنوعی: من نامههای زیادی برایت فرستادم، اما هنوز از تو هیچ پیام و جواب نمیرسد.
هرگز نسزد از تو رادمرد
کافیون کنی اندر شراب من
هوش مصنوعی: هرگز شایسته نیست که تو مرد بزرگ و شجاعی، شراب مرا تحت تاثیر قرار دهی.
زیبنده نباشد اکرکند
سیمرغ تو قصد ذباب من
هوش مصنوعی: زیبنده نیست که پرندهای بزرگ و زیبا مثل سیمرغ، به دنبال مگسی کوچک باشد.
با گنج کتابی که مر توراست
بندی طمع اندرکتاب من
هوش مصنوعی: با گنجی که در کتاب وجود دارد، تو را به آن وابسته میکند و به آن علاقهمند میسازد.