برگردان به زبان ساده
خواجهٔ فرخ سیر محمد دانش
ای که سخن گستری و دانشپرور
هوش مصنوعی: ای خواجه خوش سیرت محمد، تو کسی هستی که در گفتار ماهر و در پرورش دانش توانایی.
نثر تو چون بر صحیفه خامهٔ بهزاد
نظم تو چون در قنینه بادهٔ خلر
هوش مصنوعی: نثر تو مانند نوشتهای است که با قلمی ماهر بر روی کاغذی سفید نوشته شده است و شعر تو مانند شراب خوب و ناب در ظرفی زیبا و شکوهمند میدرخشد.
چون تو ندیدم سخنوری به فصاحت
دیده و سنجیدهام هزار سخنور
هوش مصنوعی: هیچکس را به زیبایی و فصاحت سخن گفتن تو ندیدهام، حتی با وجود اینکه هزاران سخنور را سنجیدهام.
همسر رنجم از آن که خاطر پاکت
رنجه شد از مرگ ناگهانی همسر
هوش مصنوعی: همسرم ناراحت است از اینکه صداقت و پاکی تو آسیب دیده و به همین خاطر از مرگ ناگهانی همسرش دلخور است.
بود معزای آن کریمهٔ مغفور
پر ز خلایق بسان عرصهٔ محشر
هوش مصنوعی: جایگاه آن بخشنده و مورد آمرزش، پر از مردم است و به مانند میدان محشر به نظر میرسد.
آه و دریغا که من در آن شب و آن روز
بودم رنجور و اوفتاده به بستر
هوش مصنوعی: ای کاش که من در آن شب و روز، بیمار و دراز کشیده نبودم.
کاش که سر برنکردمی و ندیدی
خاطر آن خواجه را ملول و مکدر
هوش مصنوعی: ای کاش سرم را بلند نمیکردم و آن دلدردی و ناخوشی خواجه را نمیدیدم.
دیدن یاران خوشست لیک به شادی
نه بغمان کرده هر دو گونه معصفر
هوش مصنوعی: دیدن دوستان لذتبخش است، اما در این دیدار نه تنها خوشحالی نیست، بلکه دلها نیز غمگیناند و در هر دو حالت، احساسات متفاوتی وجود دارد.
کار قضا بود شاد زی و مخور غم
هل که بداندیش تو بود به غم اندر
هوش مصنوعی: سرنوشت بر این قرار است که شاد زندگی کنی و از ناراحتی دوری کنی، زیرا غم و اندوه تنها از افکار نادرست تو ناشی میشود.
بزم بیارای از دو آتش سوزان
ایدون کاندر رسید لشکر آذر
هوش مصنوعی: در یک مهمانی زیبا و دلنشین، با شوق و شور به استقبال دو آتش سوزان بروید، زیرا لشکر آتش به زودی خواهد رسید.
آن یک در مرزغن چو گونهٔ معشوق
وان دگر اندر بلور چون لب دلبر
هوش مصنوعی: یکی از آنها در مرز غنچه مانند چهره معشوق است و دیگری در بلور مانند لب دلبر میدرخشد.
زخمه شهنازی و نوای قمر خواه
وان سخنان کز بهار دارند از بر
هوش مصنوعی: صدای دلنواز نی و نوای قمر را بشنو و آن سخنان شیرینی را که بهار به همراه دارد، به خاطر بسپار.
گاه بنوشند و گاه پای بکوبند
گاه ز بوسه دهند قند مکرر
هوش مصنوعی: بعضی وقتها نوشیدنی مینوشند و بعضی وقتها با پا به زمین میکوبند، و گاهی برای همدیگر با بوسهها قند و شیرینی میآورند.
گفت حکیمی جهان سراسر وهم است
گفت آن دیگر که بودنی است سراسر
هوش مصنوعی: حکیمی میگوید که جهان پر از توهم و خیال است، اما شخص دیگری میگوید که وجود واقعی، تنها از حقیقت تشکیل شده است.
گر همگی بودنیاست غم نکند سود
ور همه وهماستباز شادی خوشتر
هوش مصنوعی: اگر همه چیز حقیقت داشته باشد، باعث نگرانی نیست و اگر همه چیز صرف خیال و وهم باشد، باز هم شادی بهتر از غم است.