برگردان به زبان ساده
با نی گفتا بلوط شرمت باد
زان جسم نوان و پیکر ساده
هوش مصنوعی: با نی گفت که ای بلوط، به تو باید شرم کرد از آن جسم نازک و ظاهر سادهات.
از مادر دهر رو شکایت کن
تا از چه تو را بدین نمط زاده
هوش مصنوعی: از سرنوشت و زمانه شکایت کن تا بفهمی چرا به این شکل به دنیا آمدهای.
بر من بنگرکه پیکرم چون کوه
پیش صف حادثات استاده
هوش مصنوعی: به من نگاه کن که بدنم مانند کوهی است که در برابر وقایع و مشکلات ایستاده است.
کالای مرا همی برد دهقان
برکتف ستور و پشت عراده
هوش مصنوعی: دهقان بار من را بر دوش چارپایان و پشت کالسکه میبرد.
غرید بسی زکبر و استغنا
چو غرش مست ازتف باده
هوش مصنوعی: شخصی با خودبزرگبینی و خودخواهی بسیار، همچون کسی که از نشئهی شراب به سر میبرد، فریاد میزند.
نی گفت ز صد توانگر والا
بهتر یک ناتوان افتاده
هوش مصنوعی: نی گفت که از میان صد ثروتمند فرزانه، فردی ناتوان و ضعیف که به زمین افتاده، از همه بهتر است.
من خود نیام و بهنیستی شاکر
وز محنت هست و نیست آزاده
هوش مصنوعی: من خود مثل نی هستم و از نبودن خود سپاسگزارم و از سختیها بینیازی میجویم.
ناگه بادی قوی وزیدن را
آغاز نمود و نی شد آماده
هوش مصنوعی: ناگهان بادی شدید شروع به وزیدن کرد و نی آماده شد.
خم گشتو سجود برد نیبرخاک
چون سجدهٔ زاهدان به سجاده
هوش مصنوعی: نی در حال خم شدن است و به خاک سجده میکند، مانند سجدهای که زاهدان بر روی سجاده انجام میدهند.
استاد بلوط پیش باد اندر
چون دیوی دست و پا بهقلاده
هوش مصنوعی: استاد بلوط در برابر باد، مانند دیوی که دست و پاهایش به زنجیر است، مقاومت میکند.
و آخر ز هجوم باد پیچان گشت
و افتاد ز پای، سر ز کف داده
هوش مصنوعی: در پی حملهی شدید باد، به زمین افتاد و از دست خود خارج شد.
بشکستوفتادو جانبهمالک داد
لب بسته ز عجز و دیده بگشاده
هوش مصنوعی: حالت بخت و اقبال بد بود و جانش از دست رفت. او در حالتی ناتوان، دهانش را بسته بود و از شدت ناراحتی و ناامیدی، چشمهایش را به حالت حیرت باز کرده بود.
دیدیم پس از دمی که باد استاد
استاده نی و بلوط افتاده
هوش مصنوعی: چشیدیم که پس از مدتی که باد متوقف شده، نی و درخت بلوط به زمین افتادهاند.