برگردان به زبان ساده
دیشب آن شوخچشم پاریسی
رقص را پایهٔ نکو برداشت
هوش مصنوعی: دیشب آن دختر زیبای پاریسی رقص را به نحو باورنکردنی و زیبایی اجرا کرد.
گاه دستی به اشتها افشاند
گاه پایی به آرزو برداشت
هوش مصنوعی: گاهی دست به خواستهها دراز میشود و گاهی پا به سمت آرزوها برداشته میشود.
قصه کوته حجاب عفت را
ماهرانه ز پشت و رو برداشت
هوش مصنوعی: داستان این است که به طور ماهرانه، حجاب عفت را از جلو و عقب کنار زد.
ناگهان پای نازکش لغزید
بر زمین خورد و های و هو برداشت
هوش مصنوعی: ناگهان پای محبوب زیبا لغزید و او بر زمین افتاد و سروصدای زیادی به راه انداخت.
دل ز جا جست و همچو گل ز زمین
بدن نازنین او برداشت
هوش مصنوعی: دل از مکان خود سلمان است و همچون گلی که از زمین روییده، تن نازنین او را به دست میآورد.
دل مسکین ز بیم زحمت یار
گفتگو کرد و جستجو برداشت
هوش مصنوعی: دل ناتوان به خاطر نگرانی از مشکلات و سختیهای معشوق، با خود صحبت کرد و به جستجو و تحقیق پرداخت.
یار دستی کشید در بن ناف
پرده از روی گفتگو برداشت
هوش مصنوعی: دوست دستی به پرده کشید و سخن را از لابهلای زیباییها بیرون آورد.
گفتم ای دوست حقهات بشکست
گفت نشکست لیک مو برداشت
هوش مصنوعی: به دوستم گفتم که دروغ تو آشکار شده است و دروغت شکست. او پاسخ داد که نه، دروغ من شکسته نشده و فقط پردهاش کنار رفته است.