برگردان به زبان ساده
دیدم به بصره دخترکی اعجمی نسب
روشن نموده شهر به نور جمال خویش
هوش مصنوعی: در بصره دختری را دیدم که زیباییاش شهر را روشن کرده و نوری خاص به آن بخشیده است.
میخواند درس قرآن در پیش شیخ شهر
وز شیخ دل ربوده به غنج و دلال خویش
هوش مصنوعی: در مدرسهای در حضور رئیس شهر، فردی در حال تلاوت قرآن است و رئیس نیز به زیبایی و جذابیت او مجذوب شده و دلش را تسخیر کرده است.
میداد شیخ، درس ضلال مبین بدو
و آهنگ ضاد رفته به اوج کمال خویش
هوش مصنوعی: شیخ به او درس گمراهی میداد و او نیز در حال پیشرفت به کمال خود بود.
دختر نداشت طاقت گفتار حرف ضاد
با آن دهان کوچک غنچه مثال خویش
هوش مصنوعی: دختر جرأت نداشت که با آن دهان کوچک و شبیه به غنچه، حرفی درباره حرف ضاد بزند.
میداد شیخ را به «دلال مبین» جواب
وان شیخ مینمود مکرر مقال خویش
هوش مصنوعی: شیخ به واسطهی دلالی که پیامش را به وضوح بیان میکرد، پاسخ میداد و شیخ هم بارها سخنان خود را تکرار میکرد.
گفتم به شیخ راه ضلال اینقدر مپوی
کاین شوخ منصرف نشود از خیال خویش
هوش مصنوعی: به شیخ گفتم که راه اشتباه را اینقدر نپیمای، زیرا این جوان از خیال خود دست نخواهد کشید.
بهتر همان بود که بمانید هر دوان
او در دلال خویش و تو اندر ضلال خویش
هوش مصنوعی: بهتر این بود که هر دوی شما در راه خود باقی بمانید و او به کار خود ادامه دهد و تو هم در اشتباهات و گمراهیهای خود بمانی.