دفتر دوم
صفی علیشاه
»
زبدة الاسرار
»
دفتر دوم
بخش ۱ - مقدمه : بسم الله الرحمن الرحیم
بخش ۲ : مدتی بُد کز کسالت های دل
بخش ۳ - در جرح منکرین مشرب عرفان و معنی استقامت در اعمال و ایمان : دین خلقی تا دهد شیطان به باد
بخش ۴ - در طلب اعانت و همّت از سلطان ولایت و اوّل مقصود اهل حقیقت و آخر منزل راهروان طریقت حضرت اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه صلوات الله الملک الوهاب و فقنا الله لبیان هذه المطالب : یا علی ای رهبر ارباب دل
بخش ۵ - در بیان میدان داری علمدار کربلا و سقای اهل بیت علی مرتضی، حضرت ابوالفضل العباس و اتمام حجت نمودن آن مولای ناس بر آن فرقه نسناس : قبله اهل وفا، شمشیر حق
بخش ۶ - در معنی طلب و قبح سوء ظن : طالب مسکین کجایی گوش گیر
بخش ۷ - در نصیحت برادران ایمانی به پاس حرمت اهل ﷲ : ای برادر زین فقیر خیرخواه
بخش ۸ - در بیان نصیحت کردن آن شیر بیشه ایجاد و قبله اقطاب و اوتاد بر اهل جور و عناد لعنت ﷲ علیهم الی یوم التناد : کوفیان را هم به آواز جلی
بخش ۹ - در مقاتله آن شیر بیشه وجود با شیاطین انسی نمود و معنی فنای فیالمعبود رزقنا ﷲ الملک الودود : شد علی با ذوالفقار حیدری
بخش ۱۰ - در معنی فنا : گر فنا را بذل جان فهمیده ای
بخش ۱۱ - در بیان آنکه تا سالک چشم از امید و آمال خویش نپوشد و در طاعت سلطان مملکت فقر به فنای خویش نکوشد به سرّ و ما التصلوا لا فرق بینهم و بین حبیبهم نرسد و در ضمن بیان به تفصیل این معنی خواهد رسید در شرح احوال جناب قاسم بن الحسن و شهادت آن مولا زادة ممتحن نکته را دریاب : هر متاعی را دکّانی خود سزاست
بخش ۱۲ - در تحقیق دعا و معنی ادعونی استجب لکم : بر زبان آمد مرا نام دعا
بخش ۱۳ - در بیان معرفت وجود و شرح آنکه عارف کامل چون از تعینات آثاری رسته است لهذا آثار را عوارض بیند و مؤثر را در آثار نگرد و بلکه بجز مؤثر هیچ نبیند و این کمال معرفت اوست و بیان وحدت وجود و سیر سالک الی ﷲ و اتصال او در قوس صعود به حقیقت وجود در ضمن شهادت جناب علی بن الحسین علیه السلام فرماید : دیدة حق بین ز حق جو ای پسر
بخش ۱۴ - خطاب به پیر طریقت : رحمت للعالمین روحی فداک
بخش ۱۵ - خطاب به نفس ناطقه و بیان جذبه عارف : ای صفی شد رَخش نظمت تیز رو
بخش ۱۶ - درشرح احوال خضر و موسی علی نبینا و آله و علیهم السلام : و بیان آنکه چون طالب سالک در تمکین شیخ کامل آمد باید در تحت ارادة او آید و اختیار و اراده و دانش خود را مضمحل نماید چنانکه میت در تحت تصرّف غسال و معنی موت ارادی این است و آنچه در مقام تکمیل از آن شیخ ربانی به ظهور رسد باید سالک به قوة ارادت و سلوک متحمل شود تا به مقام فنای فی الشیخ فایض گردد بعون ﷲ تعالی این لطیفه را دریاب که چون خضر علیه السلام کشتی را سوراخ کرد نسبت اراده را به خویش داد و فرمود: فاردت ان اعیبها و در قتل غلام فرمود فاردنا یعنی به ارادة خود و حضرت علام الغیوب او را یقتل رسانیدم و سرّ اشتراک اراده و چون تعمیرِآن دیوارِ شکسته نمود فاردا ربّک گفت و نسبت اراده را بدون شرکت به حضرت واجب الوجود داد تحقیق مراتب مذکوره را مستمع و آماده باش؛ فافهم
بخش ۱۷ - بیان نمودن خضر سرّ افعال خود را : گوش کن تا با تو ای فرخنده کیش
بخش ۱۸ - خطاب به پیر طریقت : ای علی رحمت ای شاه نخست
بخش ۱۹ - در تحقیق افعال خضر و اسرار آن : طالب حق چونکه در اول قدم
بخش ۲۰ - در معنیانا فتحنا لک فتحاً مبینا لیغفر لک ﷲ ما تقدم من ذنبک و ما تأخّر و یتم نعمته علیک و یهدیک صراطاً مستقیماً : بدان ای سالک طریق هدایت و طالب وصول به سر منزل ولایت که چون انسان کامل که مظهر اسمای حسنای الهیه است از مرتبه وجود به عالم ملک و شهود تنزل کند و متلبس به لباس ناسوتی عنصری گردد و به تعینات امکانی که هر یک مرتبهای است از مراتب وجود متعین شود و به تعینات مذکوره او را حجاب مشاهده ذات شود و محققین صاحب شهود این تعینات را ذنب معنوی دانند لهذا سالک را در سلوک من الخلق الی الحق که آن را کهین قوس صعود خوانند حجابات هستی دریده شود و رفع تعینات امکانی گردد و به مقام جمع بعد از فرق که به اصطلاح عرفای حقه مرتبه وصول است فایض گردد از کبایر هستی توبه کند و غرق بحر رحمت خاص الخاص حضرت احدی تعالت سلطنته و جل شأنه و اعظم برهانه شود و در آن مقام تاج ارشاد و هدایت و تکمیل او را بر فرق قابلیت گذارند و او را به دعوت خلق به مقام فرق و صورت عود دهند و این مقام را محققین جمعالجمع و فرق بعد الجمع خوانده اند سالک مجدداً به تعینات مذکوره اضافیه شهودیه متعین و مقید شود اما نه بر وجهی که مغلوب و مقهور آن تعینات گردد و یا آن تعینات اضافیه کثرتیه او را حجاب مشاهده ذات و جمع اسماء و صفات شود این است نکته و ما تأخّر وﷲ العالم به حقایق الامور.
بخش ۲۱ - در معنی کریمه یا ایها المزمل : احمدا از سر بیفکن دلق را
بخش ۲۲ - در کریمه الم یجدک یتیماً فآوی : احمدا آور یتیمی را به یاد
بخش ۲۳ - و وجدک ضالاً فهدی : احمدا یاد آر کز ملک وجود
بخش ۲۴ - و وجدک عائلاً فاغنی : احمدا بودی تو از گنج لقا
بخش ۲۵ - فاما الیتیم فلا تقهر و اما السائل فلا تنهر : بر یتیمان پس مکن قهر ای سند
بخش ۲۶ - و امّا بنعمه ربک فحدث : کن حدیث از نعمت ما بر گروه
بخش ۲۷ - در بیان حالت جذب و شور عاشق سالک : مرحبا پروانگان جمع حق
بخش ۲۸ - در بیان معنی جبر و تفویض و تحقیق معنی ایاک نعبد و ایاک نستعین فاستمع : نسبت ایاک نعبد گر تو راست
بخش ۲۹ - تمهید ثانی : چونکه انسان را خداوند مجید
بخش ۳۰ - در تمهید تحقیق صراط المستقیم و بیان معنی امر بین الامرین : گوش جان را دار حاضر ای حکیم
بخش ۳۱ - در بیان آنکه خط مستقیم در میان خطوط که مابین دو نقطه فوقانی و تحتانی واقع است آن است که اقصر و اقرب باشد لهذا صراط المستقیم خط اقصر است : سرّ دیگر دارم و جوش دگر
بخش ۳۲ - در بیان آنکه رهنما را ظاهریست و باطنی،باطنش متصف به وحدت است و ظاهرش متصف کثرت، در ظاهر عبد است و در باطن حق، معنی العبودیه جوهره کنهها الربوبیه را اینجا دریاب : وصف ره را چون شنیدی ای پسر
بخش ۳۳ - در تحقیق صراط الذین انعمت علیهم ای طالب راه گوش معنی بگشا انعمت علیهم را دریاب و بدانکه چون اهدنا الصراط المستقیم گویی راه کجاست و از حق طلب کدام راه می نمایی، این معنی بر تو مجهول نباشد حق جل و علا راه را واضح نموده و انعمتعلیهم فرموده درویش نعمت اللّهی به سرّاین نکته رسیده و مورد نعمت خاص الهی گردیده تا نگویی که آن راه راست که خدا فرموده کجاست : هرچه خواهم زین بیان گردم خموش
بخش ۳۴ - درسرّ طلب یاری نمودن امام برحق و ناصر مطلق اباعبدﷲ الحسین علیه السلام : لاجرم در کربلا عشاق چند
بخش ۳۵ - در مکالمهآن حضرت با سید سجاد صلوات ﷲ علیهما : کرد او را بانگ شه، کای شیر حق
بخش ۳۶ - در بیان حاضر شدن حقیقت اشیاء در عرصه کربلا به یاری آن موجد ماسویٰ : چون علی فرمود در میدان نظر
بخش ۳۷ - در مناجات و خطاب به حضرت قاضی الحاجات : یا حسین(ع) ای سامع الدعوات ما
بخش ۳۸ - عرض حال نمودن انبیاء با حضرت سید الشهدا(ع) : انبیاء کردند اول عرض حال
بخش ۳۹ - در بیان آنکه عجز و انکسار و لابه و گریه سالک را شرط سلوک است و از لوازم محبت و به نور گریه پرده های ظلمانی انانیتش رقیق گردد : آری از این گریه دل روشن شود
بخش ۴۰ - عرض حال نمودن ملائکه با آن جناب و تمنای یاری نمودن و جواب آن برگزیدة حضرت رب الارباب : پس ملایک محو و بی خویش آمدند
بخش ۴۱ - خطاب آن سلطان انس و جان به جنیان و شرح مسئله قابلیات اشیاء، در ضمن بیان مطلب را دریاب : هان بیا زعفر چه باشد حاجتت
بخش ۴۲ - در معنی السعید سعید فی بطن امه والشقی شقی فی بطن امه : حق تعالی چونکه ارسال وجود
بخش ۴۳ - رجوع به حکایت زعفر جنی و جنیان : در سعادت زعفرا نیک اختری
بخش ۴۴ - خطاب آن سلطان لولاک با افلاک : آسمانا حاجت عرض تو چیست
بخش ۴۵ - خطاب با زمین و کوهها : ای زمین آرام گیر این جنبشت
بخش ۴۶ - خطاب بحر آفرین به دریاها : بحرها طغیان خود را وانهید
بخش ۴۷ - خطاب رب العباد به باد : می وزی اینسان چرا ای باد تند
بخش ۴۸ - سخن گفتن آن ذات عالی از اندیشه و ادراک با خاک : مر تو را ای خاک چبود گفتگو
بخش ۴۹ - رجوع به مکالمه آن سلطان عباد با جناب سید سجاد روحی فداهما : ای علی تو گرچه خاکی نسبتی
بخش ۵۰ - در جهاد آن فارس میدان وحدت و معنی لا اله الا ﷲ : بار دیگر ذوالجناح تیز پی
بخش ۵۱ - در معنی؛ إن الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر ﷲ اکبر : گوش دل را برگشا بازم به راز
بخش ۵۲ - در معنی نزلونا عن الربوبیه ثم قولوا فی فضلنا ماشئتم فرماید : لاجرم با رهروان ناتمام
بخش ۵۳ - در معنی یا من اسمه دواء و ذکره شفاء : از دواها حاصل و قصدت شفاست
بخش ۵۴ - در تطبیق این دو حدیثکه لنا مع ﷲ حالات هو نحن و نحن هو و نحن نحن و هو هو و حدیث دیگر که ما عرفناک حق معرفتک فرماید : تا شکسته عشق مُهر نطق من
بخش ۵۵ - در شرح حال خود و رجوع به قتال آن شاه ذوالجلال : هرچه نوشد می ز خُمّ وصف دوست
بخش ۵۶ - در بیان وجوب لطف : بر وجود لطف هر شیء زنده است
بخش ۵۷ - در خطاب با لطیف وهاب : یا حسین(ع) ای شاه ذو لطف خفی
بخش ۵۸ - رجوع به مطلب و بیان عدل و سرّ صراط در ضمن آن : چون سخن پیش آمد از لطف خفی
بخش ۵۹ - در تحقیق علم حضوری و حصولی : علمی آن کو عین ذات داور است
بخش ۶۰ - رجوع آن جناب به خیمه گاه در وداع آخر : شاه دین برگشت اندر خیمهگاه
بخش ۶۱ - در بیان تفویض نمودن آن سلطان کونین و قره العین سید ثقلین خلافت صوری و معنوی را به فرزند خود حضرت علی بن الحسین(ع) : شد طبیب دردمندان یار عشق
بخش ۶۲ - درمکالمه آن حضرت با علیا جناب سکینه خاتون و بیان آنکه تولای به ولیِّ وقت تولای به حق است : شد سکینه دامنش را برگرفت
بخش ۶۳ - در تحقیق وجود مطلق : می شکستم تاکنون ای جان طلسم
بخش ۶۴ - خطاب به نفس ناطقه درویش مجذوب : هین چه میگویی صفی هشیار شو
بخش ۶۵ - آمدن آن جوانمرد پاک فطرت حق پرست عیسوی ملت به قتلگاه : ذات پاک لا بشرط بیقرین
بخش ۶۶ - در معنی و لوشاء لهدیکم اجمعین : گفت یزدان بر صراط روشنم
بخش ۶۷ - در نصیحت صورت پرستان بیشریعت که به اسم شرع اکتفاء نموده و از معنی بیخبرند : ای اخی بر خود تنیدن تا به کی
بخش ۶۸ - در معنی کریمه و ثیابک فطهر : رو بخوان طهر ثیابک را تو باز
بخش ۶۹ - در تمامی مطلب نصاری و راه یافتن او به مقصد اصلی به دعوت حضرت عیسی علیه السلام : ای نصارا خواب عاشق صادق است
بخش ۷۰ - حکایت شیخ شبلی رحمت ﷲ علیه و ﷲ گفتنش در نزد حضرت جنید نورﷲ روحه : شبلی اندر نزد شیخ دین جنید
بخش ۷۱ - در بیان شهادت عبدﷲ بن الحسین علیه السلام : بر لبم چون نام عبدﷲ رفت
بخش ۷۲ - در غلبه وجد : باز یاران جذب عشق آورد زور
بخش ۷۳ - حکایت شیخ ابوالحسن نوری رحمت ﷲ علیه و شرح حال خود گفتن با شیخ جنید قدس ﷲ اسراره : شیخ نوری گفت روزی با جنید
بخش ۷۴ - در بیان آمدن مرید شقیق بلخی به زیارت سلطان العارفین بایزید بسطامی و جرح فرمودن آن مقتدای اهل یقین صفت توکل را که شقیق گرفتار آن حالت شده بود نکته کمال التوحید نفی الصفات را اینجا دریاب : اگرچه توکل صفت بنده است و مقصود از نفی الصفات، صفات حس است اما تا سالک نفی صفات خود که آن را عارفان تعینات کونیه خوانند نکند به فنای فی الصفات نرسد و تا فنای فی الذات نگردد به نفی الصفات که کمال توحید است و آن را مرشدان طریقت تعینات الهیه نامیده اند نرسد زیرا که عین ثبوتی او هنوز در حضرت علم برقرار است
بخش ۷۵ - در تمامی شهادت جناب عبدﷲ علیه السلام : این سخن بیرون ز وهم است ای پناه
بخش ۷۶ - حکایت : شیخ درویشان جنید ممتحن
بخش ۷۷ - حکایت سلطان بایزید بسطامی نورﷲ تربته و نقل ریاضتش : شیخ عالم، قطب معنی، بحر دید
بخش ۷۸ - در توحید حق تعالی و ختم کلام فرماید : این همه گفتیم حرف از هر مقام