برگردان به زبان ساده
در سعادت زعفرا نیک اختری
مر مرا در هر دو عالم یاوری
هوش مصنوعی: در خوشبختی من، زعفران نیکوست و من را در هر دو جهان، یاری میدهد.
هرکه دارد حد خود را بی دروغ
هست در فطرت سعید و با فروغ
هوش مصنوعی: هر کس که در زندگیاش مرزها و اصول خود را به درستی رعایت کند و از دروغ دوری کند، دارای طبیعتی خوش و روشن است.
یار ما باشند اشیاء پس تمام
زآنکه باشد هرکه را حد و مقام
هوش مصنوعی: دوست ما هر چیزی است که وجود دارد، زیرا هر چیز جایگاه و ارزشی دارد که به آن تعلق میگیرد.
وز حد خود هم تعدی ناورند
پس به حد خویش ما را یاورند
هوش مصنوعی: اگر انسانها از مرزهای خود فراتر نروند، پس ما هم به مرزهای خود احترام میگذاریم و برای یکدیگر پشتیبانی خواهیم بود.
جز بنی آدم که غیر قانعند
جمله اشیاء در حد خود واقعند
هوش مصنوعی: تنها انسانها هستند که نمیتوانند به آنچه دارند راضی باشند، در حالی که سایر موجودات و اشیاء طبق میزان و جایگاه خود در دنیا زندگی میکنند و با وضعیت خود کنار آمدهاند.
حد آدم چون بود ز اشیاء فزون
زآن رود از حد خود هر دم برون
هوش مصنوعی: حد و مرز انسان بیشتر از سایر اشیاء است و به همین خاطر، او هر لحظه از این مرز فراتر میرود.
هست این تکلیف خود حد بشر
چون نهاد او را جماد است ای پسر
هوش مصنوعی: این وظیفهای که برای انسان تعیین شده، از حدود تواناییهای او فراتر نمیرود، زیرا او مانند یک موجود بیجان است، پسرم.
بل جماد اندر حد خود قائم است
حد آدم چون ندارد سالم است
هوش مصنوعی: جماد، یعنی چیزهای بیجان و غیرمتحرک، در مرز و محدودیتهای خود ثابت و پابرجا هستند. اما آدمی، به دلیل نداشتن حدود مشخص و معین، در وضعیتی نامتعادل و ناکام به سر میبرد.
وآدم ار بیرون رود از حد خویش
از سعادت بهره ای نبود جویش
هوش مصنوعی: اگر آدم از حد و مرز خود خارج شود، به سعادت نخواهد رسید و نمیتواند آن را دریابد.
حد آدم بندگی و طاعت است
واستقامت در صراط وحدت است
هوش مصنوعی: حد و مرز انسان در مسیر بندگی و اطاعت از خداوند است و پایبندی به راهی که به وحدت و یگانگی میانجامد.
ور تو گویی این برون از وسع ماست
هم سعادت هم شقاوت از خداست
هوش مصنوعی: اگر تو بگویی که این موضوع فراتر از توان ماست، بدان که هم سعادت و هم شقاوت از جانب خداوند است.
پس تو را تکلیف لغو است و سقیم
سر زند هرگز کجا لغو از حکیم
هوش مصنوعی: پس برای تو هیچگونه وظیفهای درست نیست و هرگز نمیتوانی از حکمت چیزی بیفایده دریافت کنی.
گر تو بودی در عمل بیاختیار
کی تو را تکلیف بود از کردگار
هوش مصنوعی: اگر تو در عمل ناآگاهانه و بدون اراده عمل کنی، پس چگونه میتوانی از خالق خود تکلیفی داشته باشی؟
غیر هفتاد و دو تن در کربلا
کس نبود ار قابل امر خدا
هوش مصنوعی: در کربلا، تنها هفتاد و دو نفر وجود داشتند که از فرمان خدا پیروی کردند و دیگران نبودند.
العیاذ باﷲ آن سلطان دین
لغو میکردی تمنّا پس معین
هوش مصنوعی: به خدا پناه میبرم، آن پادشاه دین بیفایده و بیهدف میکرد آرزو و تمنای خودش را، پس کسی باید او را یاری کند.
هم عدو در قتل شه مجبور بود
پس مؤاخذ نیست چون معذور بود
هوش مصنوعی: در این بیت گفته شده که کسی که در کشتن یک شخص مهم نقش داشته، بهخاطر شرایط خاص و اجباراتی که داشت، نمیتوان او را مورد مواخذه قرار داد و نمیتوان او را به خاطر این عمل متهم کرد.
صاحب این اعتقاد آن گشته است
کاعوجاج او ز حد بگذشته است
هوش مصنوعی: کسی که به این باور رسیده، به این نتیجه دست یافته که ناهماهنگی و مشکلات او از حدی گذشته است.
هین برو زعفر که حد جن نی است
آنچه آدم داند و حد وی است
هوش مصنوعی: برو و از زعفران دوری کن، زیرا آنجا مرز دیوانگی است. آنچه انسان میداند و مرز شناخت او همین است.