برگردان به زبان ساده
ای نصارا خواب عاشق صادق است
جانْت بر رؤیای صادق لایق است
هوش مصنوعی: ای نصارا، خواب عاشق واقعی است، و جانت شایستهٔ رؤیای راستین و صادقانه است.
آنچه میدیدی به خواب شرع ما
یافت نک تعبیر، برکش تیغ لا
هوش مصنوعی: آنچه که در خواب میدیدی، با حقیقتهای شرعی ما سازگار نیست؛ پس خود را از این خوابها رها کن و واقعیت را بپذیر.
رو به میدان نفی غیر یار کن
هرچه را غیر از حسین(ع) انکار کن
هوش مصنوعی: به میدان عشق و محبت برو و هر چیزی غیر از حسین (ع) را رد کن و انکار کن.
شد جهاد اکبرت کامل عیار
بر جهاد اصغر اینک دل سپار
هوش مصنوعی: جهاد بزرگ تو به کمال رسیده و در برابر جهاد کوچک، اکنون باید دل را به آن بسپاری.
خود شدی عین حق ای کامل ادب
گرچه بودی قتل حق را در طلب
هوش مصنوعی: تو به صورت حقیقت درآمدی، ای فردی با شخصیت و ادبیات خوب. هرچند در جستجوی حق، گویی حق را کشتهای.
تو ضیاء شمس بودی از ازل
ضوء نکشد تیغ بر شمس اجلّ
هوش مصنوعی: تو همانند نور خورشید هستی که از ابتدا وجود داشته و هیچ چیزی نمیتواند به خورشید عمر پایان دهد.
رو که در فردوس اعلاء، مریمت(س)
کرد جان خواهد نثار مقدمت
هوش مصنوعی: روح شما که در بهشت برتر، مریم (س) را به خود اختصاص داد، جان خود را فدای قدم شما خواهد کرد.
رو که از اول خدا یار تو بود
فیض آخر دم، سزاوار تو بود
هوش مصنوعی: خداوند از ابتدا حامی تو بود و در آخرین لحظه زندگیات نیز رحمت و فیض او به تو خواهد رسید.
نک که شه بر خواسته بود از مقام
وقت خلوت بود بشکسته سلام
هوش مصنوعی: هنگامی که پادشاه از جای خود برخاست، وقت خلوت بود و سلام شکسته شد.
رو به خلوت از سلام عام داشت
هِشته تیغ و فکر چنگ و جام داشت
هوش مصنوعی: در تنهایی، از سلام عمومی خبری نبود و او تنها تیغ و تفکر خود را در دست داشت. همچنین، او جامی نیز با خود همراه کرده بود.
شاه عالم رو به خلوت کرده بود
رو که دولت رو به تو آورده بود
هوش مصنوعی: شاه عالم به تنهایی در مکانی خلوت نشسته بود، و به کسی که در مقام و موقعیتش قدرت و دولت را به او داده بود، نگاه میکرد.
رو که وقت بذل و بخشش بود تنگ
بُد بلند از خلوت شه بانگ چنگ
هوش مصنوعی: زمانی که وقت generosity و بخشش فرا میرسد، روح انسان باید گشاده باشد؛ نباید در خلوت و تنهایی تنگنظر باشد، بلکه باید با صدای دلانگیز و زیبا مانند چنگ، به اوج شادی و ابراز محبت بپردازد.
بر کس این دم فیض شاهی کم رسد
فیض این شه تا به آخر دم رسد
هوش مصنوعی: هر کس که از برکت و لطف این پادشاه بهرهمند نشود، این نعمت تا آخرین لحظه عمرش به او نخواهد رسید.
بلکه فیض او نگردد منقطع
زو شوند اشیاء به هر دم منتفع
هوش مصنوعی: فیض و نعمت او هرگز قطع نمیشود و به همین دلیل، اشیاء در هر لحظه از این برکات بهرهمند میشوند.
لیکاین فیضی که بردی نک تو زو
نیست فیضی که کند بر هر که رو
هوش مصنوعی: اما این نعمتی که تو بهدست آوردهای، نعمتی نیست که بر هر کسی ببخشد.
رو که بر تو ختم گشت این داوری
همچو بر ختم رُسُل پیغمبری
هوش مصنوعی: این قضاوتی که درباره تو انجام شد، مانند پایان نبوتهاست که بر پیامبران ختم شده است.
فطرتت چون بود پاک از هر خلل
حق رسانیدت به اکسیر ازل
هوش مصنوعی: اگر فطرت تو به شدت پاک و بیعیب باشد، حق تو را به حقیقتی والا و ارزشمند میرساند.
گرچه این مخزن پر از اکسیر بود
بر تو هم زد زود،اما دیر بود
هوش مصنوعی: هرچند این گنجینه پر از مادهای ارزشمند و مؤثر بود، اما اثر آن بر تو دیر انجام شد و فرصت از دست رفت.
هست حالی تا نگاهش بر گدای
ایستاده بر در خلوت بپای
هوش مصنوعی: حالت خاص و عجیبی وجود دارد تا وقتی که او را میبیند، که در کنار درب خلوت، گدایی ایستاده است.
بر کمر زن دامن مردانه را
پاک روب از گرد هستی خانه را
هوش مصنوعی: بر کمر زن، دامن مردانهای را ببند که به پاکی، گرد و غبار هستی را از خانه برچیند.
نردبان کن عشق شاه خوب چهر
همچو احمد کن گذار از نه سپهر
هوش مصنوعی: در عشق به زیبایی و محبوبی چون احمد، بر بلندیها و مشکلات دست پیدا کن و از مرزهای زمان و مکان عبور کن.
پیش شاه ذوالجلال و السّلطنه
زن به دریای مخالف یک تنه
هوش مصنوعی: زنی به تنهایی و بدون کمک، با جرأت و شجاعت در برابر چالشهای بزرگ و مشکلات دشوار در مقابل پادشاهی با عظمت و شکوه ایستاده است.
تا دعای شه تو را آید ز پِی
زین دعا گردی وجود لا بشیء
هوش مصنوعی: تا زمانی که دعای محبوب تو به اجابت برسد، وجود تو از هیچ به موجودی باارزش تبدیل میشود.
لا بشیئی با خدا پیوستن است
وز تعیّن دل به مطلق بستن است
هوش مصنوعی: پیوند با خداوند به معنای رها کردن همه چیز از خود و از قید و بندهای دنیوی است و دل را به وجود بیقید و شرط او سپردن میباشد.
چون وجودت بند شرط است ای جواد
لا بشرطِ شیء گردی زین جهاد
هوش مصنوعی: وجود تو به دلیل ملزوماتی که دارد، مانند بند شرط است؛ ای جواد! اگر بخواهی به جهاد ادامه دهی، از قید و شرطها فراتر برو.
رو که دارد شاه عالم انتظار
کت به نی بیند سر اندر کارزار
هوش مصنوعی: کسی که چهرهاش مانند شاه عالم است، در تلاش بیوقفهای به سر میبرد و در میدان نبرد، بیوقفه در حال فعالیت و کوشش است.
رو که باید پیکرت در رستخیز
گردد از شمشیر عدوان ریز ریز
هوش مصنوعی: آن جسمی که باید در قیامت سرنوشتش تغییر کند، از ضربات ظالمانه خرد و تکهتکه خواهد شد.
شد نصاری چو آگه از تکلیف عشق
هم مخلع جانش از تشریف عشق
هوش مصنوعی: زمانی که مسیحیان از ماهیت عشق واقعی آگاه شدند، به قدری تحت تأثیر قرار گرفتند که تمام زینتها و زوائد دنیا را رها کردند و به سادگی و خلوص عشق رسیدند.
سوی میدان بلا مردانه تاخت
در ره حق جان و سر مردانه باخت
هوش مصنوعی: به سمت میدان جنگ با شجاعت پیش رفت و در مسیر حقیقت، جان و سر خود را بهطور دلاورانه فدای هدف کرد.
بر وجود غیر، تیغ لا کشید
جان به جانان داد و سر ز الاّ کشید
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به از خودگذشتگی اشاره دارد. کسی که برای رسیدن به محبوب خود، تمام وابستگیها و تعلقات دنیوی را کنار میگذارد و در این راه با شجاعت بر موانع تجاوز میکند. او جانش را به عشق معشوق تقدیم میکند و از هر گونه وابستگی غیر، جدا میشود.
کرد پاک از گرد هستی خانه را
وز سرای دل برون بیگانه را
هوش مصنوعی: پاکی و صفایی به خانه آورد و از دل خود هر چیزی که غریب و نا آشنا بود، دور کرد.
رو به وحدت کرد و از کثرت گذشت
بلکه او خود نکته توحید گشت
هوش مصنوعی: به سوی یگانگی روی آورد و از تفاوتها عبور کرد، تا جایی که خود به اصول توحید تبدیل شد.
ای اخی تا هست با خود خویشیت
بهره یک جو نیست از درویشیت
هوش مصنوعی: ای برادر، تا زمانی که با خودت در صلح و آرامش نباشی، هیچ سودی از زندگی درویشانه نخواهی برد.
بل کمال فقر آن است ای رهی
کز خدا و خود نماند آگهی
هوش مصنوعی: واقعاً اوج فقر این است، ای رهی، که آدمی به هیچکس، حتی به خدا و نفس خود، آگاه نباشد.
از جنید آن بحر توحید ای رفیق
نکتهای بشنو چو هوش او دقیق
هوش مصنوعی: دوست عزیز، به سخنان جنید درباره عمق توحید گوش کن. او نکتههای دقیقی دارد که میتواند برای تو آموزنده باشد.
گفت باشد نزد من درویش آن
که خدا را هم نداند این بدان
هوش مصنوعی: هر کس که حتی به خدا نیز ایمان نداشته باشد، میتواند در نظر من مانند یک درویش باشد.
ذکر تو تا لا اله الا ﷲ است
نی دل از توحید حقت آگه است
هوش مصنوعی: یاد تو تا زمانی که "جز خدا هیچ معبودی نیست" بر زبان است، دل از آگاهی به یگانگی حق فارغ نیست.
کرده ای تهلیل غیر حق یقین
زآنکه از وهم است و حق نبود در این
هوش مصنوعی: به یقین، تو چیزی را که حق نیست، به درستی بیان کردهای؛ زیرا این امر از تفکر و خیال تو ناشی شده و حقیقت در آن وجود ندارد.
سازد این تهلیل از شرکت خلاص
نی ز شرکی که رهند از وی خواص
هوش مصنوعی: این عبارت به این معنی است که اگر فردی به ذکر و تسبیح (تهلیل) بپردازد، از این عمل ممکن است رهایی از شرک و تعلقات دنیوی به دست آورد. اما برخی ویژگیهای خاص او را از این وابستگیها آزاد نمیکند. به عبارتی دیگر، انجام این ذکر میتواند به او کمک کند، اما برخی از عوامل یا ویژگیها همچنان ممکن است او را درگیر کند.
شرک باطن غیر شرک ظاهر است
عقل عامه زین معانی قاصر است
هوش مصنوعی: شرک درونی متفاوت از شرک ظاهری است و مردم عادی توانایی درک این عمق معانی را ندارند.
روی حرفم نیست اینجا با عوام
بلکه باشد با فقیر با مقام
هوش مصنوعی: در اینجا از مردم عادی صحبت نمیکنم، بلکه میخواهم با افراد فقیر و با مقام و جایگاه بحث کنم.
تو ز تهلیل ار به حرفم موقنی
نی موحد بل به ظاهر مؤمنی
هوش مصنوعی: تو اگر به حرفهای من توجه داشته باشی، به حقیقت ایمان نداشتی، اما فقط در ظاهر به ایمان خود مینازی.
هست تهلیل حقیقی آنکه مات
گردی اندر بحر جمع و نور ذات
هوش مصنوعی: درستترین تجلیل و ستایش، آن است که در عمیقترین و گستردهترین حقیقت وجود، غرق شوی و در نور اصلی و ذات الهی غوطهور بمانی.