برگردان به زبان ساده
هان بیا زعفر چه باشد حاجتت
مشرفم من بر ضمیر و نیّتت
هوش مصنوعی: بیا ببینم چه نیازی داری. من به درون و نیت تو آگاهی دارم.
چون شما از این عناصر ناقصید
خالی از عشقید امّا مخلصید
هوش مصنوعی: چون شما از این عناصر ناقص هستید و بیعشقید، اما در عین حال صادق و خالص هستید.
پس به حد خویش هرکس بنده است
بنده باشد کز وی آن زیبنده است
هوش مصنوعی: هر کسی باید به اندازه و ظرفیت خود نسبت به دیگران خدمت کند و حقیقتاً بنده باشد، چرا که این نوع بندگی شایسته و زیباست.
طالب افزونی از حد کافری است
هر تجاوز کرد از حد بنده نیست
هوش مصنوعی: خواستن چیزهایی بیشتر از آنچه که حماقت باشد، نشانهی کفر است. اگر کسی از مرزها و حدود خود تجاوز کند، دیگر بندگی نمیکند.
این رطوبت آب را دادیم ما
گرمی اندر نار بنهادیم ما
هوش مصنوعی: ما این رطوبت را به آب دادیم و گرما را در آتش قرار دادیم.
فعل آب افتادگی و نرمی است
کار آتش سرکشی و گرمی است
هوش مصنوعی: آب به آرامی و نرمی خود ادامه میدهد، در حالی که آتش با طغیانی و حرارت خود عمل میکند.
آتش ار خواهد رطوبت بهر خود
گشت از حد خارج و نابود شد
هوش مصنوعی: اگر بخواهد آتش، رطوبت را بهدست آورد، از حد خود فراتر میرود و از بین میرود.
خاک را جای سکون بنهاده ایم
باد را حکم وزیدن داده ایم
هوش مصنوعی: ما خاک را به عنوان مکانی ثابت و ساکن قرار دادهایم و برای باد، که نماد تغییر و حرکات مداوم است، فرمان وزیدن صادر کردهایم.
خاک باید ساکن و برجا بود
باد باید تند و بی پروا بود
هوش مصنوعی: خاک باید ثابت و پایدار بماند و باد باید سریع و بیپروا حرکت کند.
باد گر ساکن شود از یاد رفت
خاک گر تندی کند بر باد رفت
هوش مصنوعی: اگر باد آرام شود، یادها فراموش میشوند؛ و اگر خاک به تندی وزیدن بپردازد، همه چیز از بین میرود.
هرچه را تعریف در حد خود است
چون ز حد بگذشت خوار و مرتد است
هوش مصنوعی: هر چیزی را میتوان تا حدودی تعریف کرد، اما اگر از آن حد فراتر رود، بیاحترامی و بیارزشی خواهد شد.
نور گر روشن نباشد ظلمت است
بر وجودش پس چه راه و نسبت است
هوش مصنوعی: اگر نور وجود نداشته باشد، تاریکی حاکم است. پس ارتباط و راهی در میان نیست.
زآنکه ظلمت هم بود برجای خویش
نور ما خواندیم بهر روشنیش
هوش مصنوعی: چون تاریکی همچنان در مکان خود باقی است، ما نور را برای روشنیاش خواندیم.
نور و ظلمت را وجود ارچه یک است
در دو رتبه واقعاند این بیشک است
هوش مصنوعی: وجود نور و تاریکی هرچند که در اصل یک حقیقت هستند، اما در دو مرتبه و حالت متفاوت بروز میکنند. این امر بهطور قطعی و بدون شک قابل درک است.
رتبه ظلمت پی تاریکی است
نور بهر روشنی و نیکی است
هوش مصنوعی: تاریکی و ظلمت به هم وابستهاند، در حالی که نور برای روشنایی و خوبی وجود دارد.
نیست در هستی تخالف بی درنگ
این تخالف ها ز اعراض است و رنگ
هوش مصنوعی: در واقع، هیچ تضادی در وجود واقعی وجود ندارد و این تضادها ناشی از تغییرات ظاهری و ویژگیهای مختلف است.
هر عرَض را علّت و خاصیّتی است
با وجودش از جهانی نسبتی است
هوش مصنوعی: هر چیزی در این دنیا دلیل و ویژگی خاصی دارد که وجودش به نوعی با جهان ارتباط دارد.
گوش بهر استماع است ای عمو
بهر دیدن چشم را خواهی به رو
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که گوش برای شنیدن و گوش دادن است، اما برای دیدن نیاز به چشم داریم. در واقع، هر حس وظیفه خاص خود را دارد و باید هر کدام را به درستی به کار گرفت.
گر نبیند دیده چیزی ای پسر
گو درآید موی بر جای بصر
هوش مصنوعی: اگر چشمانت چیزی را نبیند، پسر! نکنه که موی بر لبهٔ دیدار مانع شود.
دیده با گوش ارچه دارد یک وجود
لیک کی کر،حرف از دیده شنود
هوش مصنوعی: چشم هرچند که میتواند چیزهایی را ببیند، اما آیا افرادی که ناشنوا هستند، میتوانند صحبتهایی را که با چشم میبینند، بشنوند؟
ور تو گویی این دو را دو هستی است
این سخن از ضعف عقل و مستی است
هوش مصنوعی: اگر تو بگویی که این دو موجودیت جداگانهاند، این نشاندهندهی ناتوانی در درک و فهم است و بیشتر به بیخویشی شباهت دارد.
چون ممیز در میان چشم و گوش
نیست غیر از عقل گر داری تو هوش
هوش مصنوعی: اگر بین چشم و گوش تفاوتی نمیکنی، تنها عقل و فهم تو است که میتواند این را تشخیص دهد. پس اگر هوش و درک داری، باید به آن تکیه کنی.
فایده این دو ز عقلت عایده است
ورنه این هر دو تو را بی فایده است
هوش مصنوعی: اگر از عقل خود بهره ببری، این دو چیز برایت سودمند خواهد بود، در غیر این صورت، این دو هیچ سودی برای تو نخواهند داشت.
نیست مسموعات هین در گوش جات
هم نه اندر چشم جای مبصرات
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که هیچگونه شنیدنی در گوشهایت وجود ندارد و هیچ چیزی هم در چشمهایت نمیتواند دیده شود.
نسبت هر دواست بر عقل فرید
وآن ممیز آنچه را دید و شنید
هوش مصنوعی: عقل فرد فرید، مقیاس و معیاری است که به وسیله آن میتوان داروها را نسبت به یکدیگر سنجید و چیزهایی را که دیده و شنیده، تمییز داد.
عقل را نه گوش باشد نه بصر
بلکه جمله چشم و گوش است ای پسر
هوش مصنوعی: عقل نه گوش دارد و نه چشم، بلکه خود همه چشمها و گوشها است، پسرم.
مبصر و مسموع پیش او یکی است
چشم و گوشت نیست گر ز اینت شکی است
هوش مصنوعی: در نزد او، دیدن و شنیدن یکی است، زیرا چشم و گوش نمیباشند. اگر شکی درباره این موضوع وجود دارد، باید در آن تفکر کرد.
لاجرم میدید چشم مصطفی(ص)
هرچه را از پیش میدید از قفا
هوش مصنوعی: بنابراین، چشم پیامبر اسلام هرچه را که از جلو میدید، از پشت سر نیز مشاهده میکرد.
پس یقین اشیاء به یک هستند، هست
چون دو هستی نیست، چه عالی چه پست
هوش مصنوعی: به طور کلی، همه چیز در این عالم در اصل یکی است و تفاوتهای ظاهری، تنها نشانهها و نمودهای مختلفی از یک واقعیت واحد هستند. وقتی که به عمق وجود اشیاء نگاه کنیم، میبینیم که در نهایت هیچ چیز به طور واقعی دوگانه نیست. در این میان، هیچ چیز را نمیتوان به طور مطلق برتر یا پستتر دانست، زیرا همگی جزء یک کل واحد هستند.
لیک در هستی مراتب قائلیم
زآنکه هستی را به حدی قائلیم
هوش مصنوعی: اما ما معتقدیم که در هستی درجات و مراتب وجود دارد، چرا که هستی را به میزان مشخصی میسنجیم.
رتبه حیوان بود غیر از نبات
وآن نبات الاّ جماد است ای ثقات
هوش مصنوعی: در اینجا به تفاوت موجودات زنده اشاره شده است. رتبه و مقام حیوانات فراتر از گیاهان است و گیاهان نیز جزو بیجانها محسوب میشوند. بنابراین، به نوعی مقام و ارزش هر یک از این موجودات در مقایسه با دیگری را بیان میکند.
رتبه آب است نرمی و خوشی
رتبه نار احتراق و سرکشی
هوش مصنوعی: آب نرم و خوشایند است، در حالی که نار آتشزا و سرکش است.
رتبه آب است با آتش سوا
همچنین این رتبههای جا به جا
هوش مصنوعی: آب و آتش هر کدام جایگاه و ویژگیهای خاص خود را دارند و نمیتوان آنها را با هم مقایسه کرد. این موضوع به معنای این است که هر چیزی در جایگاه و مرتبه خود قرار دارد و نمیتوان جایگاهها را جابجا کرد.
هریکی اندر حد خود عالی است
چون تعدی کرد از حد غالی است
هوش مصنوعی: هر کس در محدوده و جایگاه خود عالی و با ارزش است، اما اگر از آن حد فراتر برود، به افراط کشیده میشود و ارزش خود را از دست میدهد.
این سخن را نیست حدی زعفرا
در حد خود باش ما را یاورا
هوش مصنوعی: این گفتار هیچ محدودیتی ندارد. پس در مرتبه خودت بمان و ما را تنها نگذار.
از حد خود جستن افزونی خطاست
هرکه دارد حد خود را یار ماست
هوش مصنوعی: هر کس که از جایگاه و مرز خود فراتر برود، در اشتباه است؛ زیرا کسی که حد و مرز خود را بشناسد و رعایت کند، شریک و همیار ما خواهد بود.
سنگ گر در حد خود باشد مدام
یاری ما کرده او در آن مقام
هوش مصنوعی: اگر سنگ در جایگاه خود باقی بماند، همیشه به ما کمک میکند و در همان مرتبه خود ارزشمند است.
یاری ما در حد خود بودن است
ترک او بر امر ما افزودن است
هوش مصنوعی: یاری ما به اندازه خود ماست و ترک او تنها به کار ما اضافه میکند.
وآنکه او افزود بر حکم قدم
دارد از هستی تمنّای عدم
هوش مصنوعی: کسی که بر اساس سرنوشت و تقدیر پیش میرود، از وجود خود آرزوی نداشتن میکند.
نکته باریک است، هین شو مو شکاف
تا بیابی نکته ها را بیخلاف
هوش مصنوعی: موضوع دقیق و حساس است، پس با دقت به آن بپرداز. باید عمیق و دقیق فکر کنی تا به نکات ارزشمند و درست دست پیدا کنی.
حد خود را گر کند آتش رها
خاک باید گشت یا ماء یا هوا
هوش مصنوعی: اگر آتش حد و مرز خود را از دست بدهد، باید به دنبال خاک، آب یا هوا باشیم.
پس نه چیز دیگر و نه آتش است
زآنکه هر چیزی به جای خویش هست
هوش مصنوعی: هیچ چیز دیگری وجود ندارد و هیچ آتش و حرارتی وجود ندارد، زیرا هر چیزی در جای خودش قرار دارد.
ور تو گویی می رود در انقلاب
آب جای آتش، آتش جای آب
هوش مصنوعی: اگر بگویی که در تلاطم آب، جای آتش است و آتش جای آب، به نوعی به تغییر و تحول در طبیعت و تقابل عناصر اشاره داری. در واقع، این بیان میتواند نمادی از نابودی هارمونی طبیعی و شکستن قوانین معمول باشد.
این بود برجا ولی نی در نفوس
خود حلولی زین بیان دارد عبوس
هوش مصنوعی: این موضوع همیشه باقی است، اما در دلها و روحها جایی ندارد و از این بیان غمگین به نظر میرسد.
گوید او در نفس هم این جاری است
آنچنان کاندر عناصر ساری است
هوش مصنوعی: او میگوید در نفس (جان) نیز این حقیقت بهطور مستمر وجود دارد، بهگونهای که مثل جریان آب در عناصر طبیعی، همواره در حال حرکت و فعالیت است.
انقلاب اندر عناصر گر بود
لیک اندر نفس ما نیکو بود
هوش مصنوعی: اگرچه انقلاب و تغییرات بنیادی در عناصر و اجزای طبیعت ممکن است وجود داشته باشد، اما آنچه در درون و نفس ماست، بهطور یقین بهتر و والاتر است.
گر بیانت بر تناسخ مایل است
با همین برهان تناسخ باطل است
هوش مصنوعی: اگر سخن تو به سمت تناسخ گرایش دارد، با همین دلیل تناسخ رد میشود.
پس چه هر چیز است اندر حد خویش
گر زند بر آب آتش کَند ریش
هوش مصنوعی: هر چیزی باید در حد و اندازهی خود عمل کند. اگر آتش بر آب بیفتد، فقط باعث ایجاد مشکل و آسیب میشود.
همچنین گر آب بر آتش زند
همچو آتش ریشه خود میکند
هوش مصنوعی: اگر آب بر آتش بریزد، آتش تلاش میکند ریشهی خود را از میان بردارد.
دیگر این گر عاقلی لایمکن است
زآنکه هر شیئی به حدی ساکن است
هوش مصنوعی: دیگر اگر کسی عاقل باشد، نمیتواند چنین چیزی را بپذیرد، زیرا هر چیزی در حالت خاصی از سکون قرار دارد.
یا که باید روز باشد یا که شب
روز و شب در هم محال است این عجب
هوش مصنوعی: یا باید روز باشد یا شب. این دو نمیتوانند همزمان وجود داشته باشند. این موضوع جالب است.
روز گویی، خواهی از وی روشنی
وز شب آن تاریکی و اهریمنی
هوش مصنوعی: روز مثل اینکه میخواهد از نورش به تو بدهد و شب هم تاریکی و بدی را به همراه دارد.
ور تو گویی قابلیات از کجاست
این چرا تاریک و آن یک با ضیاست
هوش مصنوعی: اگر تو میگویی که قابلیتهای تو از کجا آمده است، چرا یکی از آنها تاریک و دیگری پر از روشنایی است؟
از کجا شد آن یک آتش، آن یک آب
وآن دگر آباد و آن دیگر خراب
هوش مصنوعی: از کجا آمده است که یکی آتش است، یکی آب و دیگری آباد و دیگری ویران؟
این تو میبینی که عقلت راد نیست
ورنه هر حدی به جز آباد نیست
هوش مصنوعی: اینکه تو میبینی عقل تو درک نمیکند، اگر نه، هر چیزی غیر از آبادانی بیمفایده است.
هست آبادی، بود هر جا وجود
وآن خرابه بُد عدم، یعنی نبود
هوش مصنوعی: هر جایی که زندگی و وجود وجود دارد، آباد و پر رونق است، و هر جایی که فقط عدم و نبود باشد، ویرانهای بیش نیست.
حق تعالی از پی اظهار جود
چون بر اشیاء کرد ارسال وجود
هوش مصنوعی: خداوند به خاطر نشان دادن بخشندگیاش، وجود اشیا را به وجود آورد.
کرد هر شیئی وجودی را قبول
هم ندارد از قبول خود نکول
هوش مصنوعی: هر چیز وجود خود را نمیپذیرد و از قبول وجود خود اجتناب میکند.
کی بدی گر بود شیئی بی نکول
می نمود آن قابلیت را قبول
هوش مصنوعی: اگر چیزی وجود داشته باشد که نقصی نداشته باشد، نشاندهنده این است که آن قابلیت را میپذیرد.
پس بَد مطلق نباشد در جهان
بَد به نسبت باشد این را هم بدان
هوش مصنوعی: بدی مطلق در جهان وجود ندارد و هر بدی تنها نسبی است. این به این معناست که هر معیاری برای بدی، به شرایط و نسبتهای مختلف بستگی دارد.
از حق آن ظلمت قبولش تیرگی است
خواندن او را بد ز جهل و خیرگی است
هوش مصنوعی: اگر کسی حق را نپذیرد، در واقع در تاریکی و جهالت باقی مانده است و خواندن و فهمیدن را برای او سخت و دشوار میکند.
ظلمت اندر حد خود بس با فَر است
گرچه نسبت بر تو خوار و ابتر است
هوش مصنوعی: تاریکی در حد خود، بسیار نیرومند است، هرچند که ممکن است در مقایسه با تو بیارزش و ناقص به نظر برسد.
گر نبُد ظلمت تو را ظاهر نبود
روشنی نور هم بَد مینمود
هوش مصنوعی: اگر نبود تاریکی تو، روشنایی نور هم به صورت بدی جلوهگر میشد.
قدر هر چیزی به ضدش ظاهر است
نقص علم ار جهل نبود باهر است
هوش مصنوعی: ارزش هر چیز معمولاً از طریق بررسی نقطه مقابل آن مشخص میشود. اگر نقصی در علم وجود نداشته باشد، نمیتوان به خوبی ابعاد جهل را درک کرد.
پس وجود جهل هم نیکو بود
نیکیش ثابت به ضد او بود
هوش مصنوعی: وجود جهل نیز خوب است؛ زیرا خوبی آن با وجود مخالفش مشخص میشود.
گر نبود این جهل علمی هم نبود
زآنکه بر ضد است اشیاء را نمود
هوش مصنوعی: اگر جهل علمی وجود نداشت، علم هم وجود نداشت؛ زیرا آثار و نشانههای اشیاء به صورت متضاد ظاهر میشوند.
گر تو بَد ز اضداد بینی می سزد
ور یقین گویی بَد است این است بَد
هوش مصنوعی: اگر تو در بدیها به تضادها نگاه کنی، ممکن است که بدیها را به درستی درک کنی. اما اگر با اطمینان بگویی که این چیز بدی است، در واقع همان بدی است.
بس دقیق است این کلام تو به تو
باش حاضر تا نلغزد فهم تو
هوش مصنوعی: این گفته تو بسیار سنجیده است؛ برای اینکه درک تو دچار لغزش نشود، باید همیشه در حال حاضر و آگاه باشی.
آب و آتش ظاهراً ضد هماند
باطناً با هم، ولیکن توأم اند
هوش مصنوعی: آب و آتش از نظر ظاهری با یکدیگر تضاد دارند، اما در حقیقت با هم مرتبطاند و وجودشان در کنار هم معنا پیدا میکند.
احتراق نار را اندر عیان
چون رطوبت در وجود آب دان
هوش مصنوعی: آتشسوزی و سوختن آتش را به روشنی مشاهده کن، مانند وجود رطوبت در آب.
این رطوبت از چه دانستی در آب
یا حرارت را ز آتش این بیاب
هوش مصنوعی: این رطوبت را از کجا میدانی؟ آیا به خاطر آب است یا به دلیل حرارت ناشی از آتش؟ این را بفهم.
با تو گر این هر دو بی نسبت بدند
کی تو را مفهوم هرگز میشدند
هوش مصنوعی: اگر این دو به تو هیچ ارتباطی نداشته باشند، چگونه میتوانند تو را درک کنند؟
در طبیعت هست آدم را به حد
چار عنصر جمع و با هم جمله ضد
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که آدمی در ذات خود از چهار عنصر طبیعی تشکیل شده است و این چهار عنصر به همراه یکدیگر به شکلهای مختلف و متضاد وجود دارند. در واقع، آدمی ترکیبی از این عناصر است و میتوان آن را به عنوان نمایندهای از هر یک از این عناصر تصور کرد.
گر نبود از جنبه ناریّتت
کو بود در طبع بر عاریّتت
هوش مصنوعی: اگر از خاصیت آتشینی تو نبود، در ذات و طبیعت تو چه چیز باقی میماند که نشاندهندهی وفاداری و راستگوییات باشد؟
یا ز جنبه خاک ای نیکو سرشت
کاین یبوست را حق از وی در تو هِشت
هوش مصنوعی: از نظر خاستگاه زمینیات، ای انسان نیکوخلق، این خشکی و بیحالی را خداوند از همین خاکی که تو از آن هستی، در وجود تو قرار داده است.
زآب کی کردی رطوبت را تو فهم
گرچه طبعت راست هم از آب سهم
هوش مصنوعی: آیا میتوانی رطوبت را از آب بگیری؟ با اینکه طبع تو درک خوبی دارد، اما هنوز هم بخشی از وجود تو به آب وابسته است.
ور نبودت آب در طبع و مذاق
کی نمودی درک ز آتش احتراق
هوش مصنوعی: اگر آب در طبیعت و ذائقهات نبود، چگونه میتوانستی درک کنی که آتش چقدر سوزان و تند است؟
جنبه آن نار و خاکت در نهاد
مینماید همچنین ادراک باد
هوش مصنوعی: آن ویژگیهای آتش و خاک در وجود تو نمایان است، به همین ترتیب که هوای اطراف را حس میکنی.
جنبه آب و هوایت همچنین
می کند درک یبوست را ز طین
هوش مصنوعی: آب و هوای تو به گونهای است که میتوان درک کرد چه مقدار خشکی و بیآبی در آن وجود دارد.
پس به هم آن چار عنصر مُنضمند
همدگر را در مدد مستلزمند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که چهار عنصر اصلی طبیعت به یکدیگر پیوند خوردهاند و برای کمک به یکدیگر نیاز دارند. به عبارتی، هر یک از این عناصر در کنار یکدیگر عمل کرده و از همدیگر حمایت میکنند.
آتش ارچه ز آب می گردد تباه
لیک در معنی است آب او را پناه
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگرچه آتش به وسیله آب خاموش میشود و از بین میرود، اما در حقیقت آب به آتش نیز پناه میدهد. این نشان دهنده رابطهای پیچیده و عمیقتر میان دو عنصر است که در سطح اول ممکن است به نظر برسد که یکی باعث نابودی دیگری میشود، اما در واقع هر کدام در مفهوم و کاربرد خود ارزش و اهمیت خاصی دارند.
همچنین باشد پناه باد، خاک
ظاهر ارچه خاک از او گردد هلاک
هوش مصنوعی: باد به عنوان پناهگاهی میتواند عمل کند، حتی اگر خاکی که ما روی آن ایستادهایم، در نهایت فنا شود.
صورت آب ارچه آتش را بَد است
لیک در معنی مُعینش بیحد است
هوش مصنوعی: ظاهر آب ممکن است برای آتش مناسب نباشد، اما از نظر معنا و مفهوم، بینهایت ارزشمند است.
سایر اضداد را بین همچنین
همدگر را جمله یارند و مُعین
هوش مصنوعی: سایر نقیضها نیز به یکدیگر کمک کرده و یار یکدیگر هستند.
اتحاد معنوی را در شهود
که در اضداد است مخفی دان وجود
هوش مصنوعی: درک عمیق و معنوی را در حالات متضاد و متنوع زندگی جستجو کن، زیرا حقیقت وجود در این تضادها نهفته است.
کاش بودت هوش و گوشی ای عمو
تا بیابی این بیان را مو به مو
هوش مصنوعی: ای کاش ای عمو، تو هوش و درک کافی داشتی تا بتوانی این سخن را به دقت و جزئیات درک کنی.
محرم این هوش جز بی هوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
هوش مصنوعی: کسی که در این حالت از هوش و آگاهی قرار دارد، جز آنکه بیهوش باشد چیزی نمیبیند و نمیشنود. همچنین، ارتباطی که میتواند برقرار کند جز از طریق گوش امکانپذیر نیست.
پس حقیقت نیست ضدی در وجود
نسبت اضداد باشد بر شهود
هوش مصنوعی: در واقع، هیچ چیزی به عنوان تضاد واقعی در وجود نداریم، زیرا در عالم مشاهده، وجود اضداد تنها نسبی است.
در حقیقت وحدت اندر وحدت است
اختلاف عارضی در کثرت است
هوش مصنوعی: در واقع، وجود وحدت در اصل وحدت است و اختلاف تنها یک حالت موقتی در تنوع و کثرت است.
گر تو بینی اختلافی بر خلاف
بر تو باشد نسبت آن اختلاف
هوش مصنوعی: اگر تو اختلافی را مشاهده کنی، باید بدانی که آن اختلاف به نوعی بر ضد توست و بر تو تأثیر منفی دارد.
این تخالف در بلند و پستی است
اختلافی ورنه کی در هستی است
هوش مصنوعی: این تفاوتهایی که در بلندی و پستی وجود دارد، تنها یک نوع اختلاف است. در واقع، در ذات وجود، هیچگونه تضادی وجود ندارد.
مختلف شکلند این نقش و صور
که خلاف افتادشان فعل و اثر
هوش مصنوعی: این اشکال و نقوشی که میبینید، هر کدام بهگونهای متفاوتاند و این تفاوت به خاطر کردار و تأثیراتی است که بر آنها وارد شده است.
پس بوند ار در مقامی مختلف
با هماند، اندر حقیقت مؤتلف
هوش مصنوعی: اگرچه آنها در مکانهای مختلف هستند و به نظر میرسد که متفاوتاند، اما در واقعیت به هم نزدیک و همنظرند.
الفت اندر آب و آتش معنوی است
گر که عقلت مستقیم و مستوی است
هوش مصنوعی: محبت و دوستی واقعی در شرایط سخت و دشوار به وجود میآید، به شرطی که فکر و عقل تو درست و سالم باشد.
در میانشان اختلاف نسبت است
گرچه آن هم در حقیقت الفت است
هوش مصنوعی: در میان آنها تفاوتهایی وجود دارد، اما در واقع این تفاوتها به نوعی نزدیکی و دوستی تبدیل شده است.
چون کنی بر وحدت از کثرت رجوع
اختلافی می نبینی در وقوع
هوش مصنوعی: وقتی به وحدت بپردازی و از کثرت فاصله بگیری، در وقوع و اتفاقات دیگر اختلافی نخواهی دید.
اختلاف آن است نیک ار بنگری
آنکه شیئی را ز حد بیرون بری
هوش مصنوعی: اختلاف زمانی به وجود میآید که به دقت به چیزی بنگری و آن را از حدود و اندازههای خود فراتر ببری.
چون تو باشی در حد خود بی خلاف
نیست اندر اصل و فرعت اختلاف
هوش مصنوعی: وقتی تو در جایگاه خود قرار داری، در اصل و فرع هیچ تضادی وجود ندارد.
آن شقاوت هم سخن نشنیدن است
وز حد خود روی برتابیدن است
هوش مصنوعی: غفلت و نادانی باعث میشود که انسان نتواند صحبتها و نظرات دیگران را بشنود و از خود فاصله بگیرد.