برگردان به زبان ساده
آری از این گریه دل روشن شود
روشنی چشم هم از دل بود
هوش مصنوعی: بله، اشک و گریه میتواند دل را روشن کند و به نوعی به بینایی و روشنی چشمها کمک کند، چرا که هر دو از محبت و احساسات درون برمیخیزند.
روشنی دل ز اشک دیده است
کی کسی بی گریه نوری دیده است
هوش مصنوعی: دل انسان به واسطه اشک و غم میتواند روشن و پُر نور شود؛ هیچ کس نمیتواند بدون تجربه غم و گریه، به درک و بینش روشنی برسد.
خاصه آن گریه که بر شاه دل است
کار سالک بیبکاء بس مشکل است
هوش مصنوعی: گریهای که به خاطر عشق و محبت به معشوق است، بسیار ویژه و ارزشمند است. برای شخصی که در مسیر سلوک و معنویت گام برمیدارد، بیاحساس بودن و بیدردی کار سادهای نیست و او برای درک این احساسات باید تلاش زیادی کند.
تا نشد گریان به دل فتحی نیافت
دیدة گریان حجابش را شکافت
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل درد و اندوهی نداشته باشد، چشم نمیتواند آنچه را که در دل نهفته است، ببینید و درک کند. وقتی دل پُرم از غم و گریه شود، پردههای غفلت کنار میروند و حقایق روشنتر میشوند.
تا نیاید حالت عجزی به پیش
شاهد دل کی نماید روی خویش
هوش مصنوعی: تا زمانی که حالت ناتوانی به جلو شاهد دل نرسد، چگونه میتواند چهرهاش را به نمایش بگذارد؟
چونکه عشق اعلاء مقام بندگی است
بندگی خاص حق جز عشق نیست
هوش مصنوعی: عشق، بالاترین مرتبهی بندگی است و بندگی واقعی فقط عشق به خداوند است.
عجز شمس بندگی را شد ضیاء
عجز آرد بنده را اندر بکاء
هوش مصنوعی: خورشید، نشانهٔ بندگی را به روشنی میآورد و ناتوانی بنده، او را به گریه میکشاند.
چونکه سالک عجز را نیّت کند
وز ترفق ترک انیّت کند
هوش مصنوعی: زمانی که سالک (مسافر راه عرفان) اراده کند که از ناتوانی خود آگاه شود و به آرامی از خودخواهی و خودپرستی دست بردارد، به تعالی و رشد در مسیر خود میرسد.
خویش را بیند ذلیل شاه عشق
پس شود مفتوح بر وی راه عشق
هوش مصنوعی: انسان وقتی خود را در برابر عشق به شاهی ذلیل میبیند، در نتیجه راه عشق برای او گشوده میشود.
گفت زآن رو شاه عشق ذوالکرم
کای محبّان، من قتیل گریهام
هوش مصنوعی: شاه عشق میگوید که من به خاطر عشق خود، به شدت در حال گریه و بیتابی هستم. من مانند کسی هستم که به خاطر عشقش و درد فراق جان دادهام.
شاه خوبان کشته عشق است و بس
گریه موجِ بحر عشق اوست پس
هوش مصنوعی: شاه زیباییها تنها به عشق دچار شده و بس. اشکهای او همانند موج دریا در عشقش جاریست.
مرحبا ای چشم گریان صفی
کز تو شد کشف آنچه بر من بُد خفی
هوش مصنوعی: سلام بر تو، ای چشمی که با اشکهای خود پرده از رازهایی برداشتی که برای من پنهان بود.
از تو دارم شکرها ای چشمِ تر
کز تو دیدم بس به تنهایی اثر
هوش مصنوعی: از تو سپاسگزارم، ای چشمان اشکآلود، زیرا به خاطر تو تأثیر بسیاری از تنهایی را تجربه کردهام.
باد، ای سرچشمه خشکی از تو دور
که دل و جان صفی دید از تو نور
هوش مصنوعی: ای باد، ای منبع خشکی، از تو دور میشوم، زیرا دل و جان کسی که از تو نور و روشنی دید، اکنون دچار سردرگمی و بیعلاقگی شده است.
حاصل ما را نمیدادی گر آب
سبز کی میشد در ایام شباب
هوش مصنوعی: اگر تو نتیجهی ما را به ما نمیدادی، در ایام جوانی، چگونه میتوانستیم به شادابی و خرمی برسیم؟
سالکان را گر بود در چشمه آب
چشم گریان بهتر است از فتح باب
هوش مصنوعی: اگر سالکان در چشمهای اشک بریزند، این حالت برای آنها بهتر است از اینکه درها را به روی خود بگشایند.
دیده ام من بس ز چشمِ تر اثر
گر اثر خواهی طلب کن چشمِ تر
هوش مصنوعی: من چیزهای زیادی را از اشک چشم دیدهام. اگر به دنبال نشانهای هستی، باید به آن اشک توجه کنی.
گریه آثار ز خود بی خویشی است
چشمِ تر مستلزم درویشی است
هوش مصنوعی: گریه نشانهی نبودن خودآگاهی و خویشتنداری است، و چشمهای پرآب نشاندهندهی حالتی از درویشی و فقر روحی است.
گریه عاشق را بود درمان دل
بهترین گریه است بر سلطان دل
هوش مصنوعی: گریه عاشق، تسکیندهنده دل است و بهترین نوع گریه، مربوط به کسی است که تمام احساساتش را به سلطان دلش تقدیم کرده است.
ای خنک آن گریه اهل طلب
وآن نیاز و آه و سوز نیمه شب
هوش مصنوعی: ای کاش آن اشکهای کسانی که به دنبال حقیقت هستند و آن طلب و ناله و سوزی که در نیمههای شب دارند، را درک کنیم.
گریه بر یعقوبِ دشت کربلا
شد تأسی بهر ارباب صفا
هوش مصنوعی: گریه بر یعقوب در دشت کربلا بهعنوان نشانهای از ارادت و احترام به ارباب صفا و پاکی تبدیل شد.
گر نبود آن گریه های با نیاز
دیدة یعقوب کی میگشت باز
هوش مصنوعی: اگر آن اشکهای پر از نیاز یعقوب نبود، آیا دوباره به سمت یوسف بازمیگشت؟
چون فتاد از جور اخوان عنود
یوسف اندر چاه، ای سلطان جود
هوش مصنوعی: وقتی یوسف به دلیل ظلم و حسد برادرانش به چاه افتاد، ای پادشاه بخشش و مهربانی، این را در نظر داشته باش.
نام پاکت مر ورا آمد به یاد
پس توسّل جُست و اندر چه فتاد
هوش مصنوعی: نام نیک تو در یادها باقی ماند، پس به وسیلهی توسل جستجو کرد و به چه سرنوشتی دچار شد.
زآن توسّل آب او آمد به رو
یافت از حق صد هزاران آبرو
هوش مصنوعی: از آن هنگام که به آب او پناه برد، از حق، هزاران اعتبار و شرافت به دست آورد.
زآن توسّل حق به وی کرد التفات
دادش از زندان و از شهوت نجات
هوش مصنوعی: از آنجا که خدا به او توجه کرد، او را از زندان و وسوسههای نفس رهایی بخشید.
ورنه کی میشد به حسن بی بدل
در میان انبیاء ضرب المثل
هوش مصنوعی: وگرنه چه کسی میتوانست در میان پیامبران به زیبایی بینظیر شهرت پیدا کند؟
شد ز عشقت جان داودی چو گرم
آهنش در دست قدرت گشت نرم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، جان داوود مانند آهن داغ در دستان قدرت نرم و انعطافپذیر شد.
چونکه گوشش نغمه عشقت شنید
هر که بشنید آن نغم هوشش پرید
هوش مصنوعی: زمانی که کسی صدای عشق تو را شنید، هر که این نغمه را بشنود، عقلش از شوق پریشان میشود.
چون سلیمان پیش عشقت بنده شد
ملک و شاهی بهر او پاینده شد
هوش مصنوعی: وقتی سلیمان به عشق تو بنده شد، سلطنت و پادشاهی برای او ابدی و پایدار گردید.
موسی از وقت جنینی در رحم
شد چو از جان بر ولایت ملتزم
هوش مصنوعی: موسی از زمان جنینی بودنش در رحم مادرش، به اندازه جانش به ولایت و رهبری ملت خود پایبند و متعهد بود.
صد هزاران طفل را فرعون کُشت
وآن قوی می کرد بر عون تو پشت
هوش مصنوعی: فرعون بسیاری از کودکان را کشت، اما آن حاکم قوی، بر حمایت تو ایستاد.
تا نبی گردید بر فرعون دون
با عصا و معجزاتی بس فزون
هوش مصنوعی: این جمله به اشاره به اینکه پیامبری به سراغ فرعون، که فردی پست و ستمگر است، میرود و با استفاده از عصا و معجزات فراوان، او را به چالش میکشد.
کرد او را غرقِ دریای خطر
ساخت ملکش را همه زیر و زبر
هوش مصنوعی: او را در دریای خطر غرق کرد و ملکش را به کلی ویران نمود.
از ولایت گشت جان او غیور
زآن تکلم کرد پس با حق به طور
هوش مصنوعی: از دیار خود دور شد و جانش پر از غیرت گشت، سپس با خداوند از طریق کوه طور به گفتگو پرداخت.
خواست چون جرجیس از عشقت امان
هفت نوبت کشته گشت و یافت جان
هوش مصنوعی: در عشق تو، مانند جرجیس، هفت بار کشته شدم و هر بار جانم را دوباره پیدا کردم.
چونکه یونس یافت جا در بطن حوت
گشت وردش نام حی لایموت
هوش مصنوعی: زمانی که یونس در شکم ماهی قرار گرفت، ذکر و یاد او نامی را آغاز کرد که به معنی "حی لایموت" است؛ یعنی زندگی که هرگز نمیمیرد.
روز و شب نام حسین(ع) ا ز لب نهشت
بطن ماهی تا بر او شد چون بهشت
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره میشود که نام حسین (ع) بهطور مداوم بر زبانها جاری است و حتی در دل و روح موجودات بهویژه ماهیها نفوذ کرده است. این موضوع تا جایی پیش میرود که نام او و مقام او باعث ایجاد برکت و خوشبختی میشود، بهگونهای که میتوان آن را شبیه به بهشت تصور کرد.
با غم عشق تو بودش گفتگو
نعرة انّا ظلمنا میزد او
هوش مصنوعی: او در محفل خود، از درد و غم عشق تو سخن میگفت و مدام فریاد میزد که ما خود را به ظلم و ستم کشیدهایم.
تا به سر آمد ز عشقش موج قرب
بطن ماهی شد ورا معراج قرب
هوش مصنوعی: وقتی عشق او به سر آمد، آنچنان تجربیات عمیقی بدست آورد که مانند ماهیای که به اوج میرسد، در مقام و نزدیکی به او قرار گرفت.
اندر آن ظلمت به نورت راه یافت
آن نجات از یمن نام شاه یافت
هوش مصنوعی: در آن تاریکی، با نور تو راه نجات پیدا کرد و این نجات به نام شاه به ما رسید.
چونکه عشقت بر شعیب آورد زور
آنقدر بگریست تا گردید کور
هوش مصنوعی: عشق تو چنان بر جان شعیب فشار آورد که او آنقدر گریه کرد که نابینا شد.
خضر چون جام غمت را نوش کرد
سر به صحرا هِشت و ترک هوش کرد
هوش مصنوعی: خضر وقتی که نوشیدنی غم را سر کشید، به بیابان رفت و از حال رفت.
در بیابان غمت بی برگ رفت
یافت عمر جاودان و مرگ رفت
هوش مصنوعی: در سرزمین غم تو، زندگی بیفایده و بدون نتیجه گذشت، در حالی که مرگ همیشه در انتظار است و به سوی ما میآید.
چونکه عیسی زادة عشق تو بود
بیپدر آمد در این دار شهود
هوش مصنوعی: چون عیسی به خاطر عشق تو به دنیا آمده، بیپدر در این جهان ظاهر شد.
زآن ولا در بطن حوا مادرم
روز و شب میگفت من پیغمبرم
هوش مصنوعی: از آنجا که مادرم حوا در زمان بارداریاش روز و شب میگفت که من پیغمبرم.
نردبانی آخر از عشق تو ساخت
بر فلک زآن نردبان دو اسبه تاخت
هوش مصنوعی: عشق تو به من فرصتی داد تا به قلههای بلند برسم و از آنجا به اوجهای جدیدی دست پیدا کنم. با این عشق مانند دو اسب قوی به سوی هدفهایم شتافتم.
عشق آری نردبان عاشق است
بر فلک زآن تاخت هر کو صادق است
هوش مصنوعی: عشق یک پل است که عاشق را به آسمانها میبرد، و هر کسی که با صداقت گام بردارد به این ارتفاعات دست مییابد.
مصطفی(ص) را عشق شد معراج و رفت
از لعمرک یافت بر سر تاج و رفت
هوش مصنوعی: محبت به پیامبر(ص) او را به عرش اعلی رساند و او را از دنیا جدا کرد، در حالی که او در پی این عشق، به مقام و لطافت مخصوصی دست یافت.
چونکه عشقش بود بیش از سایرین
ذوالجلالش خواند ختم المرسلین
هوش مصنوعی: زمانی که عشق او بیش از دیگران بود، او را با عنوان "خاتم پیامبران" نامید.
همچنین این جمله پیغمبران
از غمت گشتند شاه و سروران
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که پیامبران به خاطر غم و اندوه تو به مقامهای بالا و عظمت رسیدند.
حالیا آن عشق، دامنگیر ماست
ما چو شیرانیم و آن زنجیر ماست
هوش مصنوعی: امروز عشق به ما چنگ انداخته و ما مانند شیران قوی هستیم، اما آن عشق همانند زنجیری است که ما را در بر گرفته است.
از تو میخواهیم جانی، تا کنیم
مر تو را قربان و بر عشقت زنیم
هوش مصنوعی: ما از تو درخواست جان میکنیم تا تو را قربانی کنیم و به عشق تو جانفشانی کنیم.
ما نه از بهر اعانت آمدیم
بلکه بر تجدید بیعت آمدیم
هوش مصنوعی: ما برای کمک به شما نیامدهایم، بلکه هدفمان تجدید پیمان و همکاری دوباره است.
ما که باشیم ای معین کاینات
کآید از ما یاری سلطان ذات
هوش مصنوعی: ما که هستیم تا بخواهیم به خداوند کمک کنیم؛ چه اینکه هیچ چیزی از ما به او نمیرسد.
جمله درویشیم و محتاج و فقیر
مستحق التفات و عون پیر
هوش مصنوعی: ما همه درویش و نیازمندیم و شایستهی توجه و کمک بزرگترها هستیم.
لیک جان خواهیم تا قربان کنیم
تازه بر عشق تو آن پیمان کنیم
هوش مصنوعی: اما ما فقط جان خود را میخواهیم تا به عشق تو قربانی کنیم و با قلبی تازه به عشق تو پیمان ببندیم.
جمله از جان بندة فرمان بریم
هرچه فرمایی به جان و دل خریم
هوش مصنوعی: به طور کلی، ما تمام دستورات و خواستههای تو را با تمام وجود انجام میدهیم و به آن احترام میگذاریم.
کرد سر بالا شهنشه کای گروه
صاحبان قدرت و قدر و شکوه
هوش مصنوعی: پادشاه سر خود را بالا برد و به کسانی که صاحب قدرت و مقام و عظمت هستند، نگاه کرد.
هر یکی نسبت به شخص من پدر
وین ثمر را جانتان نعم الشجر
هوش مصنوعی: هرکس در زندگیام مانند پدرم است و این ثمره، جان شماست و نعمتی از درخت.
جانفشانی شما در راه عشق
آن نبوّت بود بهر شاه عشق
هوش مصنوعی: فداکاری شما در مسیر عشق، نشانهای از پیامبری است که برای محبوب واقعی انجام میشود.
جانفشانیها ز آدم تا رسول
هر یکی گردید و من دارم قبول
هوش مصنوعی: فداکاریها از انسان تا پیامبر هر کدام به نوعی مورد قبول من است.
از امم نسبت به جان هر یکی
صدمه ها آمد فراوان بیشکی
هوش مصنوعی: از اقوام و گروهها، هر یک آسیبهایی به جان خود وارد کردند و این امر به وفور دیده میشود.
از شما بگذشت و نک هنگام ماست
سکه محنت کنون بر نام ماست
هوش مصنوعی: میگویند که حالا نوبت ماست و ما باید با مشکلات دست و پنجه نرم کنیم؛ در حالی که شما از این وضعیت عبور کردهاید.