برگردان به زبان ساده
شد سکینه دامنش را برگرفت
داستان عاشقی از سر گرفت
هوش مصنوعی: سکینه دامنش را بالا زد و دوباره داستان عشق را آغاز کرد.
کای پدر داری دگر عزم کجا
دل ز ما بگرفتهای دیگر چرا
هوش مصنوعی: ای پدر، تو دیگر کجا میخواهی بروی؟ چرا دل از ما گرفتهای؟
مر ز ما ظاهر خطایی دیده ای
که دل از ما بیکسان ببریده ای
هوش مصنوعی: آیا تو از ما خطایی دیدهای که باعث شده دلت از ما و کسانمان جدا شود؟
گفت شه ، دارم هوای کوی دوست
آنکه در هر جا نگهدار تو اوست
هوش مصنوعی: شاه میگوید که من دوست دارم به کوی دوست بروم، زیرا او کسی است که در هر مکان، نگهبان و حافظ توست.
میروم گر من خدا یار شماست
ظاهر و باطن نگهدار شماست
هوش مصنوعی: اگر من بروم، خداوند یار شماست و هم در ظاهر و هم در باطن شما را مراقبت میکند.
مر علی(ع) شد بر شما شاه و امیر
با علی(ع) همراه خواهی شد اسیر
هوش مصنوعی: علی (ع) برای شما پادشاه و فرمانروا شده است و اگر با او همراه شوید، به سرنوشت اسیری دچار خواهید شد.
در اسیری او شما را یاور است
تا به مقصد رهنما و رهبر است
هوش مصنوعی: در زمان سختی و مشکلات، او در کنار شماست و شما را به راه درست هدایت میکند تا به هدف خود برسید.
چون علی شد رهنما ای نور عین
میرساند عنقریبت بر حسین(ع)
هوش مصنوعی: وقتی علی به راهنمایی پرداخت، ای نور، تو به حسین(ع) نزدیک میشوی.
این بگفت و تاخت در میدان سمند
من چه گویم زین پس آمد نطق بند
هوش مصنوعی: او این را گفت و به سرعت در میدان حرکت کرد، حالا چه باید بگویم؟ دیگر سخن از دستم خارج شده است.
عقل شد بس تنگ میدان سخن
گشته ویلان در بیابان سخن
هوش مصنوعی: عقل محدود شده و مجال گفتوگو تنگ شده است، به طوری که افراد در دنیای کلام سرگردان شدهاند.