برگردان به زبان ساده
کرد او را بانگ شه، کای شیر حق
مر که داری عار از زنجیر حق
هوش مصنوعی: او را صدا زدند که ای شیر خدا، چرا از زنجیر حق شرمندهای؟
ور نداری ننگ، مردانه و دلیر
بایدت گشتن به راه حق اسیر
هوش مصنوعی: اگر در زندگی خود شرم و ننگی را احساس نمیکنی، باید با شجاعت و دلیری در مسیر حقیقت پیش بروی و خود را به چالش بکشی.
بر اسیرانی تو میرِ قافله
شیر حق را عار نبود سلسله
هوش مصنوعی: بر اسیران تو، فرمانده قافله حق را عار و شرم نیست که به زنجیر باشد.
سلسله عشق است و حقت شیربان
دل بر آن زنجیر خوش کن شیرسان
هوش مصنوعی: رابطهای از عشق وجود دارد که نظر به حق و حقیقت دارد. دل را با خوشی و شادی به این زنجیر محبت متصل کن.
این اسیری از شهادت سَر بود
زیر تیغت هر دمی صد سر بود
هوش مصنوعی: این شخص که در دام اسارت قرار دارد، هر لحظه زیر تیغ و خطر قرار دارد و در دلش صدهزار آرزو و سر را به دوش میکشد.
نیست هر کس قابل زنجیر دوست
بر تو این زنجیر شد تقدیر دوست
هوش مصنوعی: هر کس نمیتواند در زنجیر محبت دوست قرار بگیرد، این زنجیری که بر تو افتاده، به خواست و تقدیر دوست است.
تو وجود مطلقی دور از گله
ذات پاکت را تعیّن سلسله
هوش مصنوعی: تو وجودی مطلق هستی، دور از هر نوع نقص و عیب، و ذات پاکت مشخص و ممتاز است.
کی وجود لا بشرط ای بیگله
گرددش تنگ از تعیّن حوصله
هوش مصنوعی: اگر موجودی که بیهیچ قید و شرطی است، از محدودیتها و تعینها خسته شود، چه بر سر او میآید؟
ذات مطلق را تعیّن حوصله است
لا بشرطی لازمش این سلسله است
هوش مصنوعی: وجود مطلق به گونهای است که ویژگیها و صفاتش به هیچ شرطی وابسته نیست و این ویژگیها اساسساز این سلسله حاکم در عالم وجود است.
سلسله معلول و علت شیر بود
پس نشاید شیر بیزنجیر بود
هوش مصنوعی: روابط علت و معلول مانند زنجیری به هم متصل هستند، بنابراین نمیتوان بدون رشتههای ارتباطی، تأثیرات و نتایج را در نظر گرفت.
زآنکه علّت منفک از معلول نیست
نزد اهل دانش این مجهول نیست
هوش مصنوعی: اینکه علت هر پدیدهای جدای از اثر آن نیست، برای دانشمندان امری روشن و قابل فهم است.
علّتی تو وین همه معلول توست
وز تو عقل اولین مجعول توست
هوش مصنوعی: تو خود علت همه چیز هستی و تمام آنچه که وجود دارد به تو وابسته است. عقل نخستین نیز به واسطه تو به وجود آمده است.
هر کسی از تو است ذاتش بی خلل
تو به ذات پاک خویشی مستقل
هوش مصنوعی: هر کس که از تو است، ذات او خالی از نقص و عیب است، و تو به ذات خالص و پاک خودت وابسته و مستقل هستی.
ای علی تا هست جان من به تن
این تعیّن هاست فرع ذات من
هوش مصنوعی: ای علی، تا زمانی که جان من در این بدن است، این موجودات و نشانهها بخشی از من هستند و وابسته به ذات اصلی من.
چون شوم من کشته، گردد در شهود
این تعیّن ها تو را فرع وجود
هوش مصنوعی: زمانی که من به مرگ میرسم، آنچه را که بر شمایلهای وجود میبینی، برای تو به حاشیه وجود تبدیل میشود.
گرچه از ذاتت تعیّن مشتق است
لیک ذاتت از تعیّن مطلق است
هوش مصنوعی: هرچند وجود تو از خاصیتهای مشخصی نشأت میگیرد، اما وجود اصلی تو از حالتی بینهایت و مطلق سرچشمه میگیرد.
بعد من خواهی شدن خوار و اسیر
بر تعیّن ها خداوند و امیر
هوش مصنوعی: پس از من، تو به ذلت و بندگی خواهی افتاد، گرفتار امور و خواستههای خداوند و حاکم خواهی شد.
دست و پایت رفت چون در سلسله
کرد باید در تعیّن حوصله
هوش مصنوعی: وقتی که تو به درستی و زیبایی در کارها ادامه میدهی و تلاش میکنی، باید صبر و حوصله به خرج بدهی تا به نتیجه مطلوب برسی.
سلسله سرّ تعیّن های توست
کآن ز امر حق به دست و پای تو ست
هوش مصنوعی: سلسله رازهایی که ویژه توست، به امر حق به وجود آمده و به تو تعلق دارد.
زین تعیّنها نگردی خُلق تنگ
گردنت را گشت چون او پالهنگ
هوش مصنوعی: از این مشخصات و ویژگیها آزاد نمیشوی، خلق و خوی تو تنگ خواهد شد، مانند گردن کسی که به خاطر سنگینی ضیافتی گرفتار شده است.
گر شوی دلگیر زآن قید و اثر
عالم امکان شود زیر و زبر
هوش مصنوعی: اگر از محدودیتها و تأثیرات این دنیا ناراحت شوی، تمام هستی و واقعیت زیر و رو خواهد شد.
با تعیّن ها بساز و دم مزن
دم از آنچه پیشت آید هم مزن
هوش مصنوعی: با واقعیتها و شرایط موجود کنار بیا و درباره چیزهایی که در آینده ممکن است پیش بیاید صحبت نکن.
تنگ گردد شیر را گر حوصله
درَّد و اندازد از خود سلسله
هوش مصنوعی: اگر شیر از حوصلهاش خارج شود و به خود بیافتد، تنگنظری بیشتری را نشان خواهد داد.
سلسله تو گر ز دست و پا فتد
چرخ از گردش جهان ز اجزا فتد
هوش مصنوعی: اگر رشتهی وجود تو از دست و پایت بیفتد، دوران دنیا از گردش باز میماند و از اجزایش متلاشی میشود.
سلسله پس لازم ذات تو است
وین تعیّن ها ز اثبات تو است
هوش مصنوعی: وجود تو سبب و اساس این نظم و سلسله است، و این ویژگیها نتیجه وجود و اثبات تو هستند.
سلسله چبود تو را بر دست و پا
فرق بعد از جمع در عین بقاء
هوش مصنوعی: تو در زنجیرهای هستی که تو را به دست و پا بسته است؛ این تفاوت را بعد از جمع شدن، در حالی که همچنان حاضر و باقی هستی، حس میکنی.
سلسله چبود تو را نسبت به ذات
آن تعیّن های اسماء و صفات
هوش مصنوعی: رابطه تو با ذات آن وجود نامها و ویژگیها چه شکل و حالتی دارد؟
گرچه این دم از تعیّن برتری
ساعتی دیگر تعیّن پروری
هوش مصنوعی: هرچند در این لحظه از ثبات و تعیین سخن میگوییم، اما در زمانی دیگر به پرورش و شکلگیری تازهای خواهیم پرداخت.
رو به خیمه ای ولیّ ذوالمنم
تا نبینی زیر تیغ دشمنم
هوش مصنوعی: به سمت خیمهای حرکت میکنم، اما به خاطر موقعیتم در برابر دشمنان، نگذار ببینی که در چه وضعیتی قرار دارم.
ور نِهای آسوده از احوال من
بین به میدان قدرت و اجلال من
هوش مصنوعی: اگر از وضعیت من آگاهی نداری، به قدرت و عظمت من در میدان توجه کن.