برگردان به زبان ساده
مر تو را ای خاک چبود گفتگو
حاجت خود را یبیان کن مو به مو
هوش مصنوعی: ای خاک، صحبت از نیاز خود را به دقت و روشن بیان کن.
گرچه آگاهم من از احوال تو
می شنیدم در ازل اقوال تو
هوش مصنوعی: هرچند من از وضعیت تو باخبرم، اما در گذشته سخنان تو را شنیدهام.
میشنیدم آنچه کردی شرح حال
بر ملایک با هزاران ابتهال
هوش مصنوعی: من میشنیدم که تو چگونه به ملائک در مورد کارهایت و اتفاقاتی که افتاده، توضیح میدهی و با دعاهای فراوان این کار را انجام میدهی.
آن فرشته فضل یعنی جبرئیل
چونکه شد مأمور از رب جلیل
هوش مصنوعی: آن فرشتهای که به او فضیلت داده شده یعنی جبرئیل، زمانی که از پروردگار بزرگ مأمور شد.
تا تو را آرد ز پستی بر فلک
بهر نقش آدم کامل محک
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این اشاره دارد که برای رسیدن به مقام و موقعیت بالاتر و کاملتر، ابتدا باید از شرایط ناپسند و پست عبور کرد. برای دستیابی به کمال انسانی، لازم است از سختیها و چالشهای زندگی عبور کنیم و به جایگاهی بهتر دست یابیم.
پس شدی گریان و نالان و حزین
بر تو رحم آمد دل روح الامین
هوش مصنوعی: سپس تو به شدت گریه و ناله کردی و غمگین شدی؛ در این حال، دل جبرئیل بر تو رحم کرد.
آنچه گفتی با وی از عجز و محن
میشنیدم یک به یک را از تو من
هوش مصنوعی: من به خوبی میفهمیدم که تو چه مشکلات و سختیهایی را از طرف او میشنوی و هر کلمهای که میگویی را یک به یک از تو دریافت میکنم.
داشت میکائیل هم از لابهات
دست از تو، دید چون شورابه ات
هوش مصنوعی: میکائیل از درخواستهای تو خسته شده است و وقتی که حال و روزت را میبیند، دلسوزیاش بیشتر میشود.
پیش اسرافیل آن سرهنگ صور
عذر آوردی بس از نزدیک و دور
هوش مصنوعی: در برابر اسرافیل، فرماندهی صور، با عذر و بهانههایی از نزدیک و دور، خود را توجیه کردی.
آن هم از تو داشت دست و بازگشت
واقفم آنچه از تو با ایشان گذشت
هوش مصنوعی: او نیز از تو کرده است و به من بازگشته است. من از آنچه که میان تو و ایشان گذشته، آگاه هستم.
پس فرستادیم عزرائیل را
تا که آرد خاک پر تخییل را
هوش مصنوعی: پس ما عزرائیل را فرستادیم تا خاکی که در آن تخیلات و رویاها وجود دارد را بیاورد.
هم به او الهام کردیم از رشد
کابتهال و نالهات را نشنود
هوش مصنوعی: ما به او الهام کردیم که از رشد و افزایش ناکامیهای خود آگاه شود، اما صدای نالههای تو را نشنید.
آن سروش قهر از اسرار ما
چون تو را آورد بر دربار ما
هوش مصنوعی: صدای خشمگین آن فرشته از رازهای ما، تو را به درگاه ما آورد.
از تو شکل بوالبشر را ساختیم
بی غشت کردیم گر بگداختیم
هوش مصنوعی: ما از تو شکل انسان را ساختیم و بدون هیچگونه نواقصی به تصویر کشیدیم، اما اگر بخواهیم به حقایق وجودیات نزدیک شویم، ممکن است این تصویر گسسته و آسیبدیده شود.
مر تو را دادیم بس فضل و هنر
تا نمودیم از تو خود را جلوه گر
هوش مصنوعی: ما به تو نعمتها و استعدادهای زیادی بخشیدیم تا از این طریق بتوانیم خود را در وجود تو به نمایش بگذاریم.
پس تو را کردیم مسجود ملک
سجده کردندت ملایک یک به یک
هوش مصنوعی: ما تو را به عنوان موجودی برتر شناختیم و فرشتگان یکی یکی برای تو سجده کردند.
یک عزازیلی ز سجده ات روی تافت
هشت نور و جانب ظلمت شتافت
هوش مصنوعی: یک موجودی از عالم ملکوت، از اثر سجدهات نورانی شده و همچون ماهی درخشان به سوی ظلمت میشتابد.
گشت چون برتافت روی از راه ما
تا ابد مردود از درگاه ما
هوش مصنوعی: زمانی که روی خود را از راه ما برگردانی، تا ابد از در ما طرد خواهی شد.
آن حکایات از پی امروز بود
که درونت پر ز درد و سوز بود
هوش مصنوعی: این داستانها و روایتها که امروز در حال رخ دادناند، از درون تو نشأت میگیرند و پر از درد و آتش سوزان است.
زین کمالاتی که اینک بهر توست
کی تو را بود آگهی اندر نخست
هوش مصنوعی: این کمالاتی که اکنون برای تو فراهم شده، آیا تو در ابتدا از آنها آگاه بودی؟
دیده بودی تو ز دریا شور و شر
قعر دریا را ندیدی پر گهر
هوش مصنوعی: شاید زیبایی و شگفتیهای سطح دریا را دیده باشی، اما عمق دریا، که مملو از گنجینهها و جواهرات است، را هرگز مشاهده نکردهای.
نقص می دیدی تو اندر بدو حال
کی گمانت بود این قدر و کمال
هوش مصنوعی: اگر در آن دو حال نقصی میدیدی، هرگز تصور نمیکردی که به این حد و کمال برسد.
آن زمان بودی ز مکتب رو گریز
حالی آیی سوی مکتب بیستیز
هوش مصنوعی: در آن زمان که از درس و تحصیل فرار میکردی، حالا به سوی مکتب میخوانی بدون اینکه با کسی درگیر شوی.
کی تو بودی آگه آن روز ای تراب
کز تو خواهد جلوه گر شد بوتراب
هوش مصنوعی: ای تراب، در آن روز مگر تو مطلع بودی که بوی خوش تو به زودی نمایان خواهد شد؟
این گمان هرگز تو را در سر نبود
که تو خواهی گشت مرآت وجود
هوش مصنوعی: هرگز فکرش را نمیکردی که روزی به آینه وجود دیگران تبدیل خواهی شد.
با کمال ذوالجلالی کبریا
از تو پوشد جامه فقر و فنا
هوش مصنوعی: با بزرگی و عظمت خاص خداوند، تو در لباس فقر و زوال به سر میبری.
آن غنی الذات کز عیب است پاک
آید و پوشد لباس آب و خاک
هوش مصنوعی: آن موجود بینظیر و برخوردار از کمالات، که از هر نقص و عیبی پاک است و در عین حال در لباس مادی و زمینی ظاهر میشود.
با کمال اعتلاء آید به زیر
وا نماید خویش را اینسان فقیر
هوش مصنوعی: با تمام جوانب بالا، او به زیر میآید و خود را اینگونه به نمایش میگذارد که فقیر است.
هین برو ای خاک و کم کن گفتگو
یاوری بهر من از جنس تو کو
هوش مصنوعی: برو و حرفهای زیاد نزن، ببین آیا کسی از جنس تو میتواند به من کمک کند.
در ربوبیت چه گر پاینده ام
گفتگو بگذار عبد و بنده ام
هوش مصنوعی: در مقام خدایی چه اهمیتی دارد، وقتی که من فقط یک بنده و عبد هستم.
در حقیقت گرچه ذات مطلقم
من چه گویم، بندة ذات حقم
هوش مصنوعی: در واقع، هرچند من ذات مطلق را درک میکنم، اما در حقیقت، من فقط بنده ذات حق هستم و در مقام بندگی قرار دارم.
بندة حقم در این صحرا کجاست
عبد حق را یاوری کز جنس ماست
هوش مصنوعی: من بنده خدا هستم و در این بیابان دلم میسوزد که یاری برای بنده خدا پیدا نمیشود، یاری که از جنس ما باشد و بتواند به من کمک کند.
من ز خاکم ذات حق زینهاست پاک
چون زخاکم یاوری خواهم ز خاک
هوش مصنوعی: من از خاک هستم و ذات پاک حق از این ماده برتر است. به همین دلیل به خاطر وجود خودم نیاز به یاری دارم.
کو مرا یاری ز خاک پاک فن
سر ز بی یاری نهم بر خاک من
هوش مصنوعی: به دنبال کسی هستم که از دنیای غم و تنهایی کمکم کند. این کمک برای من ارزشمند است و به من انگیزه میدهد تا دوباره به زندگی برگردم.
چون ز خاکم،خاک را گردم دخیل
یاورم خاکست و این شاه علیل
هوش مصنوعی: زیرا من از خاک ساخته شدهام، به خاک متوسل میشوم، یاورم خاکستری است و این پادشاه بیمار.