برگردان به زبان ساده
شیخ نوری گفت روزی با جنید
حرب من سخت است بِرهانم ز قید
هوش مصنوعی: شیخ نوری روزی به جنید گفت: درگیری من با جنگ بسیار شدید است، اما دلیل و برهان من از این وضعیت رهایی پیدا میکند.
هست سی سال آنکه او را طالبم
چون شود حاضر من از وی غایبم
هوش مصنوعی: سی سال است که به دنبالش هستم، اما زمانی که او در دسترس است، من از او دور میشوم.
غایبم تا آنکه او حاضر بود
چون شوم پیدا من او غایب شود
هوش مصنوعی: من در غیبت هستم تا زمانی که او وجود داشته باشد؛ وقتی من ظاهر شوم، او غایب میشود.
هرچه نالم کاین بود رنج و محن
گوید او باید تو باشی یا که من
هوش مصنوعی: هر چقدر که من از درد و رنج خود شکایت کنم، او میگوید یا تو باید به این وضعیت ادامه دهی یا من.
تا تو هستی من نی ام ای مرد کار
چون تو گم گشتی شوم من آشکار
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در کنار من هستی، من مانند نی میمانم. اما وقتی که تو از من دور میشوی، وجودم به وضوح نمایان میشود.
با مریدان گفت شیخ با شکوه
حیرت درویش این است ای گروه
هوش مصنوعی: شیخ با مریدانش صحبت میکند و به آنها میگوید که این حالت شگفتانگیز درویش، نشاندهندهی عظمت و زیبایی است. ای جمع، به این موضوع توجه کنید.
در تحیّر مانده سی سال است او
گشته جانش واله و حیران هو
هوش مصنوعی: او سی سال است که در حیرت و سردرگمی مانده و جانش به شدت عاشق و سرگردان شده است.
وجد و شوقش بنگرید و اشتیاق
طاقتش با اینکه اینسان گشته طاق
هوش مصنوعی: نگاه کنید به وجد و شوق او و اشتیاقی که دارد، با این حال که این حال و روزش به شدت تحت فشار است.
گفت با او پس امام اهل شور
چونکه آن شاه است قهّار و غیور
هوش مصنوعی: با او سخن گفتند که امام اهل شور است، زیرا آن شاه، قهّار و غیور میباشد.
غیرتش نگذاشت غیری در جهان
نیست تا او هست غیری در میان
هوش مصنوعی: تازمانی که او هست، هیچکس دیگری در این دنیا وجود ندارد که بتواند نسبت به او غیرت و حسادت داشته باشد. غیری وجود ندارد که بتواند با او مقایسه شود یا در برابرش قرار بگیرد.
غیر کبود، هستی موهوم توست
غایب است او تا که این معلوم توست
هوش مصنوعی: جز رنگ آبی، وجود واقعی تو یک خیال است و او ناپیداست تا زمانی که این حقیقت از تو مشخص شود.
آنچنان کن که چه پیدا، چه نهان
جمله او باشد تو نَبوی در میان
هوش مصنوعی: آنچنان رفتار کن که همه چیز، چه آشکار و چه پنهان، نشانهای از تو باشد و تو در دل آنها حضور داشته باشی.
آنچنان گم شو که عین ما شوی
خود تو او باشی اگر پیدا شوی
هوش مصنوعی: به قدری در خود را گم کن که دیگر نتوانی تشخیص دهی که خودت کیستی و به قدری در این حالت غرق شو که دلت بخواهد او را ببینی. اگر روزی دوباره پیدا شدی، در حقیقت همان او خواهی بود.
چیست ما، اثبات نفی اندر لغت
چونکه ما گشتی نگنجی در صفت
هوش مصنوعی: ما چه هستیم؟ در زبان و معنا، زمانی که ما به جایی میرسیم، دیگر نمیتوانیم در توصیفها جا بگیریم.
آنکه ما شد، دائم او پیدا بود
غیر الاّ نیست گرچه لا شود
هوش مصنوعی: آن کسی که در زندگی ما حضور دارد، همیشه قابل رؤیت است؛ اگرچه در واقعیت ممکن است غیرموجود باشد، ولی هیچچیز نمیتواند او را از وجود حقیقیاش دور کند.
بر صفاتی کی شود موصوف او
کل شیءٍ گفت هالک غیر هو
هوش مصنوعی: هیچ چیزی نمیتواند او را توصیف کند؛ همه چیز نابود میشود جز او.