برگردان به زبان ساده
احمدا بودی تو از گنج لقا
بس فقیر و تنگدست و بینوا
هوش مصنوعی: ای احمق! تو از گنج حضور و لیاقت آن محروم هستی و در فقر و تنگدستی به سر میبری.
مر تو را از گنج حق مالی نبود
اینچنین اعزاز و اجلالی نبود
هوش مصنوعی: تو هیچگاه از ثروت حقیقی برخوردار نبودهای، به همین خاطر چنین بزرگداشت و احترامی برایت وجود ندارد.
پس تو را دادم به گنج خویش راه
تا شدی اندر دو عالم پادشاه
هوش مصنوعی: پس من به تو کلید گنجینهام را دادم تا در این دو عالم به مقام پادشاهی برسی.
دادمت گنج بقاء بی واهمه
مدعایت را برآوردم همه
هوش مصنوعی: برای تو گنج جاودانگی را بدون هیچ گونه نگرانی به تو دادم و به همه ادعاهایت رسیدگی کردم.
چون شدی در عشق ذاتم منتفی
کردمت از گنج ذات خود غنی
هوش مصنوعی: وقتی که در عشق من به وجود آمدی، من تو را از خودم جدا کردم و از گنجینه وجود خود بینیازت ساختم.
این زمان نوحی تو اندر فُلک من
صاحب گنج منی و ملک من
هوش مصنوعی: در این زمان، تو همچون نوحی هستی که در کشتی من قرار داری. تو صاحب گنج و مال من هستی و بر من حکمفرمایی میکنی.
هرچه بود اندر خزینه هستِ من
بر تو دادم چون تو گشتی پستِ من
هوش مصنوعی: هرچه دارایی و گنجینهای داشتم، همه را به تو بخشیدم، زیرا تو به من بیاحترامی کردی و پایین آمدی.
پس به یاد آر ای یتیم بینوا
افتقار خویش و استغنای ما
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش، ای یتیم بیچاره، که چقدر به نیازمندی و فقر خود توجه کنی و در مقابل، به بی نیازی و استقلال ما فکر کن.