برگردان به زبان ساده
شد طبیب دردمندان یار عشق
بر سر بالین آن بیمار عشق
هوش مصنوعی: پزشک دردسرینها، عشق بود که بر بالین آن عاشق رنجور حاضر شد.
کای طبیب دردهای بیدوا
حال تو چون است برگو ماجرا
هوش مصنوعی: ای پزشک، حال تو که خود دچار دردهای بیدرمان هستی، چگونه است؟ داستانت را بگو.
نک ز جا برخیز نبود وقت خواب
حق سلامت می رساند، گو جواب
هوش مصنوعی: برخیز و از جایت حرکت کن، چون وقت خواب نیست. حق به تو سلام میدهد، بگوی پاسخ بده.
ای علی آورده ام از حق پیام
بر تو من بعد از تحیات و سلام
هوش مصنوعی: ای علی، من پیامی از طرف خدا برای تو آوردهام، مقدمهاش همراه با درود و سلام.
کای علیل من تبارک بر تو باد
خلعت شاهی مبارک بر تو باد
هوش مصنوعی: ای کسی که در رنج و بیماری هستی، بر تو باد لباس پادشاهی که نیکوست.
مالک الملکی و سلطان وجود
مظهر من، مظهر غیب و شهود
هوش مصنوعی: تو مالک همه چیز و پادشاه هستی، و من نمایانگر وجود هستم که هم آثار پنهان و هم نمایان را به نمایش میگذارم.
گردنت بود ای به قدرت شیر من
از ازل زیبندة زنجیر من
هوش مصنوعی: تو ای شیر قدرت من، از ازل به گردن تو زنجیری زیبا آویختهام.
جز تو جانی را نبود این حوصله
بس مبارک بر تو باد این سلسله
هوش مصنوعی: جز تو کسی نیست که توانایی این همه شادابی را داشته باشد، پس بر تو مبارک باشد این مسیر و سلسله.
چون پیام دوست بشنید آن علیل
از زبان حق بدون جبرئیل
هوش مصنوعی: وقتی آن بیمار پیام دوست را شنید، آن را مستقیماً از زبان حق دریافت کرد، بدون اینکه جبرئیل واسطه باشد.
برگشود او دیدة حق بین خویش
دید حق را بر سر بالین خویش
هوش مصنوعی: او چشم حقبین خود را گشود و حقیقت را در کنار خود مشاهده کرد.
احمدی برگشته از معراج قرب
مر علی(ع) را هِشته بر سر تاج قرب
هوش مصنوعی: احمدی که از معراج بازگشته، مقام نزدیک علی (ع) را بر بالای تاج مقام قرار داده است.
خود پیام آورده خلاّق جلیل
خود پیمبر بر علی، خود جبرئیل
هوش مصنوعی: خود خداوند بزرگ، پیامبرش را برای علی فرستاده و این کار را جبرئیل انجام داده است.
آن پیمبر از علی بر خاص و عام
وین ز خود بهر علی دارد پیام
هوش مصنوعی: پیمبر پیام خاصی برای مردم داشت که به علی اشاره میکرد و این پیام از خود او به علی منتقل شده است.
شد علیلِ حق بلند از جایگاه
بوسه باران کرد خاک پای شاه
هوش مصنوعی: آدمی که از مقام بالایی برخوردار است، به خاطر محبت و احترام نسبت به مقام بلند حقی که دارد، زمین را بوسهباران کرد.
گفت کای درد و غمت درمان من
ای فدای درد عشقت جان من
هوش مصنوعی: ای درد و غم تو، مایه آرامش منی. جانم را فدای عشقت میکنم.
دردمندی ای خوشا بر حال او
که تو پرسی از کرم احوال او
هوش مصنوعی: ای که در حال کسی که در رنج و درد است، نیکوکارانه از حال او میپرسی، خوشا به حال او که تو را نگران و مهربان مییابد.
گر تو پرسی حال بیماران غم
بس گوارا باشد این درد و الم
هوش مصنوعی: اگر از حال بیماران بپرسی، این درد و رنج را بسیار راحتتری خواهی دانست.
چونکه زنجیر تو را من قابلم
زیر این زنجیر خوش باشد دلم
هوش مصنوعی: وقتی که من تو را در زنجیر خود دارم، دل من در زیر این زنجیر خوشحال است.
من به زنجیر تو دارم افتخار
شیر حق را نیست از زنجیر عار
هوش مصنوعی: من به بند تو افتخار میکنم، زیرا این زنجیر برای من به معنای عار و ننگ نیست.
ناطق آمد نقطه ذات علی
شد علی برهان اثبات علی
هوش مصنوعی: گفتار آغاز شد و نشاندهندهی وجود علی شد و علی دلیلی برای اثبات خود قرار گرفت.
کنز مخفی بود چون ذات علی
گشت از ذات علی هم منجلی
هوش مصنوعی: کنز پنهانی همچون وجود علی، وقتی به ذات او نگریسته شد، از خودش آشکار شد.
هست رازی اندر این معنی خفی
چون نگوید، چونکه میداند صفی
هوش مصنوعی: در این معنا راز عمیقی وجود دارد؛ چون کسی که میداند، نمیتواند به راحتی آن را بیان کند.
نی ندانم،چنگ ذوقت ساز نیست
گوش هرکس لایق این راز نیست
هوش مصنوعی: نمیدانم، ساز چنگی برای ذوق من نیست و هر کسی شایسته درک این راز نیست.
حق تعالی بر صفی ممتحن
کشف کرد اسرار خود را نی به من
هوش مصنوعی: خداوند بر جمعی از آزمایششدگان حقایق و رازهای خود را نمایان ساخت، نه اینکه این درک و فهم نصیب من شود.
گنج علم، عَلَّم الْاَسماء صفی است
نی صفی این هم ز اسرار خفی است
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به راز و اهمیت علم و دانش اشاره دارد. در آن گفته میشود که گنجینهای از علم وجود دارد که شامل نامها و مفاهیم عمیق است. این نامها و اسرار نه تنها در خود علم بلکه در معرفت و دانش پنهان شدهاند و برای درک بهتر آنها، نیاز به آگاهی و عمقبینی داریم. به عبارت دیگر، علم و دانش به گونهای هستند که درون خود، معانی و رازهای عمیقی دارند که باید کشف شوند.
آنکه در من،دم ز من زد، نی منم
مشنو این را، من نگویم، کی منم
هوش مصنوعی: کسی که در وجود من نفوذ کرده و از من صحبت میکند، نگو که من همانی هستم که تو فکر میکنی. من نمیتوانم بگویم که واقعاً کیستم.
راز حق را ای اخی نبود حجاب
پردة آن خود تو یی، نیکو بیاب
هوش مصنوعی: راز حق را باید به خوبی درک کنی؛ مانعی بین تو و این راز وجود ندارد. خود تو هستی که باید به آن پی ببری و به زیبایی آن را بیابی.
پرده زآن هِشتند پیش خانهها
تا نهان مانند از بیگانهها
هوش مصنوعی: پردهها در برابر خانهها مثل حریمی هستند که باعث میشود زندگی خصوصی مردم از چشم بیگانگان پنهان بماند.
هستی تو مردم بیگانه است
پرده زآن بهر تو پیش خانه است
هوش مصنوعی: وجود تو مانند یک پرده برای دیگران است و این پرده به خاطر تو در مقابل خانهی وجود تو قرار دارد.
تا تو را باقی است زین هستی کمی
شاهدِ آن راز را نامحرمی
هوش مصنوعی: تا وقتی که تو از این زندگی و وجود باقی هستی، کمی از آن راز را به کسی نشان نده که تو را نمیشناسد.
الغرض گردید یکجا منجلی
نقطه ذات حسین(ع) اندر علی(ع)
هوش مصنوعی: خلاصه اینکه، برجستگی و نورانیت شخصیت حسین (ع) در وجود علی (ع) تجلی پیدا کرده است.
بود دریایی نهان در زیر کف
جوش کرد از قعر و کف شد برطرف
هوش مصنوعی: در زیر سطح آرام دریا، یک دریاچه مخفی وجود دارد که از عمق و زیر کف دریا به سمت بالا آمده و خود را نشان میدهد.
موج زن شد بحر ذخّار وجود
وز علی فرمود اظهار وجود
هوش مصنوعی: موجی بر بلندای دریای پربار وجود برمیخیزد و علی (علیهالسلام) به بیان و نمایاندن این وجود پرداخته است.
چون علی در ملک دین شد پادشاه
عزم میدان کرد شاه از خیمه گاه
هوش مصنوعی: وقتی علی در عرصه دین به حکومت رسید، شجاعانه تصمیم به نبرد گرفت و از جایی که ساکن بود خارج شد.