برگردان به زبان ساده
ذات پاک لا بشرط بیقرین
بر زمین افتاد چون از پشت زین
هوش مصنوعی: وجود ناب و بیهمتایی که هیچ قید و شرطی ندارد، بر روی زمین افتاد، مانند وقتی که کسی از پشت اسب میافتد.
آن مسیح عشق اندر اصطلاح
بر زمین آمد ز پشت ذوالجناح
هوش مصنوعی: عشق مقدس که به مسیح تشبیه شده، بر روی زمین آمد و از پشت اسب با بالهای بزرگش فرود آمد.
نی ندانم اصطلاحی ای عمو
تو مزن زین پس مثل در ذات هو
هوش مصنوعی: من نمیدانم که تو چه اصطلاحی داری، ای عمو، از این به بعد به مانند ذات خودت به من حمله نکن.
ذات مطلق را کجا شاید مثل
کی مثل گنجد به ذات لم یزل
هوش مصنوعی: موجود بینهایت و بیمانند را نمیتوان در هیچ چیزی جا داد، حتی در بزرگترین و ازلیترین چیزها.
شاه ما را زین سپس در خافقین
مینشاید هیچ نامی جز حسین(ع)
هوش مصنوعی: از آن پس، هیچ نامی جز حسین (ع) شایستهٔ یاد آوری در دنیا نخواهد بود.
هست این هم بهر آثار و سمت
ورنه او فرد است از اسم و صفت
هوش مصنوعی: این وجود نیز به خاطر تأثیرات و ویژگیها است وگرنه او از هر نام و صفتی جدا و یکتا است.
گرچه فرد از عالم و از آدم است
در به عالم بلکه عین عالماست
هوش مصنوعی: با اینکه انسان از عالم و آدم جداست، اما در واقع او یک نمود عینی از عالم است.
هستیا ی نبود به غیر هست او
هست مطلق اوست وینها پست او
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود دارد جز وجود او نیست و هستی او تمام و مطلق است، و این باقی چیزها بی ارزش و نازل در برابر او هستند.
چون فتاد از اسب المقصود شاه
بی تعیّن در میان قتلگاه
هوش مصنوعی: زمانی که به هدف نهایی شاه بدون هیچ تعریف و قانون مشخصی در میدان نبرد ضربه میخورد و میافتد.
ساعتی افتاده و بی هوش بود
زآنکه یارش تنگ در آغوش بود
هوش مصنوعی: مدتی است که او بیهوش افتاده، زیرا معشوقش را به شدت در آغوش گرفته است.
من ندانم در چه بالین خفته بود
ساعتی خاموش و گاه آشفته بود
هوش مصنوعی: نمیدانم در چه وضعیتی یا در کنار چه کسی خوابیده بود، در برخی اوقات ساکت و آرام و در برخی دیگر ناآرام و مضطرب بود.
در خموشی نکتهای بنهفته داشت
حال زینب(س) هم، دمیش آشفته داشت
هوش مصنوعی: زینب (س) در سکوت خود راز و نکتهای پنهان داشت و حال او هم متاثر و آشفته بود.
گرچه بودش پر ز خون و خاک چشم
دم به دم میکرد از خون پاک چشم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه چشمانش از خون و خاک پر شده بود، هر لحظه چشمانش را از خون پاک میکرد.
یک نظر بودش به سوی خیمه گاه
لحظهای هم بودش اندر خود نگاه
هوش مصنوعی: او لحظهای به خیمهگاه نگاه کرد و در همان حال، لحظاتی در افکار و احساسات خود غرق شد.
معنی تنزیه و تشبیه است این
وین دو عین یکدیگر باشد یقین
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم و نسبت میان تنزیه و تشبیه اشاره دارد و بیان میکند که این دو مفهوم در حقیقت به یکدیگر بسیار نزدیک هستند و درک درست از آنها نیازمند توجه دقیق است.
کرد در تشبیه جسمش بیدرنگ
با جراحتها قبول چوب و سنگ
هوش مصنوعی: او به سرعت بدنش را با زخمها و جراحتها مقایسه میکند و به خوبی میپذیرد که چوب و سنگ نیز میتوانند آسیبزا باشند.
رفت از تنزیه هر ساعت ز هوش
بود زآن غوغا که میدانی خموش
هوش مصنوعی: هر لحظه از پاکی و خلوص خارج میشد، به خاطر سر و صدایی که میدانی چگونه است، خاموش و بیخبر بود.
از پی تشبیه میگفت العطش
از ره تنزیه گه می کرد غش
هوش مصنوعی: او درباره تشبیه میخواست بگوید که تشنگی چقدر آزاردهنده است و گاهی اوقات به حالت ضعف و بیحالی میافتد.
حق ز تنزیه است پاک و بینیاز
شرح حال آن نصارا گو تو باز
هوش مصنوعی: حق بینیاز و پاک است و برای تو کافی است که درباره حال نصاری (مسیحیان) توضیح بدهی.
ز امّت عیسی میان آن سپاه
بُد جوانی با کمال قدر و جاه
هوش مصنوعی: در میان سپاه پیروان عیسی، جوانی وجود داشت که از نظر مقام و اعتبار، کامل و برجسته بود.
فطرتش از نور عقلی پاکتر
جسمش از روح ملک چالاکتر
هوش مصنوعی: نهوه وجود او، از نور عقل خالصتر است و جسم او، از روح فرشتگان فعالتر و چابکتر.
طینتش نوری، ظهورش ایزدی
نام عیسایی و رتبت احمدی
هوش مصنوعی: افکار و ذات او مانند نوری الهی است و ظهور او صفات خدا را به تصویر میکشد. همچنین، او دارای مقام و رتبهای است که نشاندهنده برتری و ارزش والا است.
عیسی آیین،جان نورانیّ او
صد چو عیسی لیک نصرانی او
هوش مصنوعی: عیسی پیامبری است با روحی روشن و تابان. اما در میان صد نفر مانند او، فقط یکی نصرانی است و دیگران پیروان دیگر هستند.
بود انجیل ارچه حرز جان او
لیک بود انجیل هم فرمان او
هوش مصنوعی: اگرچه انجیل پاسدار جان او است، اما آن نیز به دستور و فرمان او تعلق دارد.
گر نصارا گشت قائل سه خدا
بُد موحّد جان عیسی مر ورا
هوش مصنوعی: اگر نصاری (مسیحیان) به باور سه خدا رسیدهاند، اما حقیقت این است که جان عیسی تنها یک خدا است و او یکی از پیامبران و موحدین است.
در کلیسا داشت گرچه اعتکاف
لیک بودش کعبه دائم در طواف
هوش مصنوعی: اگرچه او در کلیسا به عبادت مشغول بود، ولی قلبش همیشه در عشق و محبت کعبه میچرخید و به سوی آن گرایش داشت.
گرچه حرز جان او انجیل بود
لیک قرآن را هم او تأویل بود
هوش مصنوعی: هرچند که انجیل محافظ جان او بود، اما او نیز تفسیری از قرآن داشت.
گرچه روح ﷲ را او بنده بود
روح قدسی لیک از او پاینده بود
هوش مصنوعی: هرچند که او بنده روح خدا بود و از روح قدسی بهرهمند بود، اما از او نشانهای از پایداری و بقای جاویدان باقی مانده است.
گرچه با ناقوس جانش راز داشت
از دمش ناقوس لیک آواز داشت
هوش مصنوعی: اگرچه او با ناقوس روحش راز و ارتباط داشت، اما از صدای دمش هم نوایی میآمد و آواز زیبایی داشت.
میزد ار ناقوس، بانگ از کثرتش
بود عالم پر ز بانگ وحدتش
هوش مصنوعی: اگر ناقوس مینواخت، صدایش به خاطر فراوانیاش بود و جهان از صدای یکتاییاش پر میشد.
گر به عیسی تخته می خواندش بلند
جان عیسی بُد به مهرش تخته بند
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند عیسی به او احترام میگذارد و او را بزرگ میداند، باید بداند که محبت و عظمت عیسی به خاطر مهری است که به او دارد.
تخته و ناقوس، چوب و آهن است
بانگ حق جذاب جان مؤمن است
هوش مصنوعی: تخته و ناقوس از چوب و آهن ساخته شدهاند، اما صدای حق برای جان مؤمن بسیار دلنشین و جذاب است.
پر دو عالم از صدای وحدت است
بانگ ناقوس آن صدا را آلت است
هوش مصنوعی: همه جا از صدای یگانگی پر شده است و صدای ناقوس نمادی از آن صداست.
بانگ ناقوسش به حق می خواند پیش
بیصدا زد بانگ، حقش نزد خویش
هوش مصنوعی: صدای ناقوس حقیقت را بهخوبی اعلام میکند، اما پیش از اینکه صدایی از آن برآید، حقیقت در دل خود میداند.
تخته می خواندش به حق لیک از برون
حق به خود زد بانگش از راه درون
هوش مصنوعی: به تختهای که در دست دارد، حق میگوید، اما از درون خود صدای حق را به گوش میرساند.
راه بیرون تا به حق فرسنگ هاست
واندرونی راه، یک مو تا خداست
هوش مصنوعی: برای رسیدن به حقیقت، مسیر طولانی و پرپیچ و خمی وجود دارد، اما اگر به درون خود نگاهی بیندازیم و با خودمان صادق باشیم، فاصلهای که تا خدا داریم بسیار کم و ناچیز است.
بانگ بیرون بهر اهل حس بود
وآن درونی را اشارت بس بود
هوش مصنوعی: صدای بیرون برای کسانی است که حس و درک دارند و اشاره به چیزهای درونی برای آنان کافی است.
بانگ بیرون را یکی از صد هزار
نشنود تا گردد از وی رهسپار
هوش مصنوعی: صدای بیرون را تنها یکی از میان صد هزار نفر میشنود تا از آن صدا راهی را انتخاب کند و به راه بیفتد.
سوی مسجد خواندت بانگ اذان
میروی مسجد نه بر مقصود از آن
هوش مصنوعی: ندای اذان تو را به سوی مسجد میخواند، اما تو به آنجا نمیروی تا به هدف واقعیاش برسی.
کی رسی از این اذان و این نماز
تو به معراج حقیقت بینیاز
هوش مصنوعی: آیا از این اذان و نماز تو به حقیقتی بدون نیاز و بالا رفتن میرسی؟
میرسید ار این اذانها بر فلک
میشد از زهرا(س) کجا غصب فدک
هوش مصنوعی: اگر آن اذانها به آسمان میرسید، از زهرا(س) چهگونه فدک را غصب میکردند؟
همچنین هر فتنهای اندر زمین
هست از آواز بیمعنی یقین
هوش مصنوعی: هر نوع آشوب و دغدغهای که در دنیا وجود دارد، از حرفها و سخنان بیفایده نشأت میگیرد.
مصطفی(ص) گر کرد امرت بر نماز
گفت باشد شرط او صدق و نیاز
هوش مصنوعی: اگر پیامبر (ص) تو را به نماز دستور داد، باید بدانی که شرط آن، صداقت و نیایش است.
چون گرفتی این نماز ای دین فروش
شرطهایش را فکندی پشت گوش
هوش مصنوعی: وقتی که نماز را انجام دادی ای کسی که دینت را میفروشی، شرایط آن را نادیده گرفتی و فراموش کردی.
چون نکردی آن شروطش را حساب
یا چه شرطش گفت، بودی تو بخواب
هوش مصنوعی: وقتی که به شرطهایش توجه نکردی یا نمیدانی چه شرطهایی مطرح شده، پس بهتر است در خواب بمانی و بیخیال از آن موضوع.
خواب از سر هل کنون بیدار شو
مست گر بودند تو هشیار شو
هوش مصنوعی: از خواب بیدار شو و لحظهای به خود بیا، حتی اگر مست هستی، باید هشیار باشی.
زین صداها گوش بر کَن کابتر است
بانگ غولت وعظ اهل منبر است
هوش مصنوعی: از این صداها، گوش را برکنید؛ صدای غول چیزی جز سخنان پندآموز واعظان نیست.
نیست صدقی غیر تزویر و ریا
زیر این عمامه های لا به لا
هوش مصنوعی: زیر این عمامههای رنگارنگ، هیچ صداقت و راستی وجود ندارد و همه چیز فقط ظاهرسازی و تزویر است.
اعلمیّت را بهانه دان یقین
نیست اعلم در رداء و پوستین
هوش مصنوعی: در دانش و علم، تنها ظواهر و لباسها مهم نیستند؛ بلکه صرف داشتن لباس و ظاهر فریبنده، نشانهی دانایی نیست.
اعلم آن باشد که از خود رسته است
دل به حق از هر دو عالم بسته است
هوش مصنوعی: بدان که دل کسی که از تعلقات دنیوی رسته و به خداوند متصل شده، به حقیقت و معنویت در ارتباط است و از هر دو جهان (دنیا و آخرت) جدا شده است.
اعلم اندر ذات پاک ذوالمنن
گشته فانی کرده ترک ما و من
هوش مصنوعی: بدان که در ذات پاک الهی، هر چیز زوالپذیر و فانی است و این فانی بودن باعث شده که ما از خودمحوری و نام و نانخواهی دور شویم.
هر که حرف از ما و من زد کژدم است
گرگ آدمخواری اندر مردم است
هوش مصنوعی: هر کسی که دربارهٔ من و خودخواهی صحبت کند مانند یک کژدم است، در واقع گرگهای آدمخوار در دل مردم حضور دارند.
هر منم گفت اوست شیطان رجیم
خواه صوفی، یا اصولی یا حکیم
هوش مصنوعی: هر کسی که من هستم، او شیطان رانده شده است، خواه در لباس صوفی باشد، خواه اصولگرا یا حکیم.
بهر صوفی لیک باشد این محال
نیست صوفی گر منم دارد به قال
هوش مصنوعی: برای صوفی این موضوع غیرممکن نیست، وقتی که او من هستم، همه چیز در گفتار او وجود دارد.
بلکه او صوفی مقال است ای خلیل
کاین زمان بسیار باشد زین قبیل
هوش مصنوعی: این فرد در واقع صوفی است، ای خلیل، چرا که در این زمان، افراد زیادی از این دست وجود دارند.
گفت زین رو صوفی کامل صفت
قبله ارباب حال و معرفت
هوش مصنوعی: پس به این دلیل، صوفی کامل و عارف باید راهنما و محور همهٔ معارف و حالات معنوی باشد.
ای بسا ابلیس آدم رو که هست
پس به هر دستی نشاید داد دست
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد به ظاهر خوب و موجه هستند، اما در باطن مشکلات و نیتهای بدی دارند. بنابراین نباید به هر کس اعتماد کرد و دست دوستانه به هر کسی داد.
حرف مرد صوفی از اینها در است
ادعا مخصوص اهل منبر است
هوش مصنوعی: سخن مردان واقعی از عمق و حقیقت برمیآید، در حالی که ادعاهای بزرگ و فریبنده تنها مختص کسانی است که در منابر صحبت میکنند.
می کند هر روز تصنیفی تمام
در مقام ادعاء بهر عوام
هوش مصنوعی: او هر روز یک تصنیف کامل میسازد تا خود را به عنوان یک شخصیت مهم به دیگران معرفی کند و به مردم عادی بفهماند که در مقام ادعا و ادبیات با آنهاست.
حرف درویشان بدزدد آن فضول
تا دهد زآنها فریب خلق گول
هوش مصنوعی: در این بیت، گفته میشود که برخی افراد فضول و بیمورد، سخنان درویشان را به خود میگیرند و آن را تحریف میکنند تا بتوانند دیگران را فریب دهند. این افراد با استفاده از کلمات و نظرات درویشان، به نفع خود بهرهبرداری میکنند و باعث گمراهی دیگران میشوند.
بود مطلب غیر از این بیدار شو
کاروان رفتند دست و بار شو
هوش مصنوعی: مفهوم این بیت این است که اکنون زمان تحرک و فعالیت رسیده و دیگر وقت خواب و خیال نیست. کاروانها حرکت کردهاند و باید خود را جمع و جور کرد و آماده سفر شد.
خود تو دانی بود اندر کربلا
داغ سجده بر جبین اشقیا
هوش مصنوعی: خود تو بهتر میدانی که در کربلا، داغ سجده بر پیشانی دشمنان باقی مانده است.
بسته میشد صد صف از بهر نماز
وز پی قتل خدا در تُرک و تاز
هوش مصنوعی: مردم برای اقامه نماز صفهای طولانی تشکیل میدادند و به خاطر قربانی کردن خداوند به جنگ و کشتار میپرداختند.
چون نکردی فهم این هوشت کجاست
یا اگر نشنیده ای گوشت کجاست
هوش مصنوعی: اگر تو نتوانستی این موضوع را درک کنی، پس عقل و فهم تو کجا رفته است؟ یا اگر چیزی نشنیدهای، گوشهای تو کجا هستند؟
ور شنیدستی چرا جان میکَنی
جمله اینها دانی و تن میزنی
هوش مصنوعی: اگر شنیدهای که چرا جان میکنی، همه اینها را میدانی و در عوض به بدن خود آسیب میزنی.
یا نِهای آگاه ز این ها در یقین
یا نداری هیچ اصلا درد دین
هوش مصنوعی: یا اینکه از این مسائل به خوبی آگاه هستی و مطمئن هستی، یا اینکه اصلاً دردی از دین و باورها نداری.
شرع احمد نیست این بی واهمه
که تو بینی در میان این رمه
هوش مصنوعی: اینکه تو در میان این جمعیت بدون ترس و دغدغه میبینی، نشان نمیدهد که این رفتار مطابق با قوانین و اصول پیامبر احمد (ص) باشد.
خورده ای ای جان فریب زهد و علم
زین بیان تندی میاور دار حلم
هوش مصنوعی: ای جان، فریب زهد و دانش را نخور و از این سخنان تند واکنش نشان نده. سعی کن با بردباری و صبر برخورد کنی.
در میان صد هزاران یک نفر
نیست قلبش با خدا نیکو نگر
هوش مصنوعی: در میان افراد بسیار، یک نفر هم پیدا نمیشود که دلاش به خوبی با خدا ارتباط داشته باشد.
تو در این وهمی که خلق افزون بوند
جمله این خلق مشرک چون بوند
هوش مصنوعی: تو در این خیال هستی که مردم به تعداد زیادی وجود دارند، اما همه این مردم در واقع مشرک هستند.
یا موحد ای اخی یا مشرک است
نیست دیگر ثالث این هم بیشک است
هوش مصنوعی: ای برادر، یا تنها یک خدا را بپرست، یا اگر مشرکی، دیگر راه سومی وجود ندارد. این نکته کاملاً روشن است.
بود چون در کربلا ای مرد کار
یک موحد در میان صد هزار
هوش مصنوعی: در کربلا، ای مرد، هنگامی که در میان صد هزار نفر، تنها یک موحد وجود داشت، او توانست به تنهایی کار بزرگی انجام دهد.
بود آن هم ای برادر عیسوی
تا تو بر اجماع امّت نگروی
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که، ای برادر عیسوی، اگر تو بر اتحاد و همبستگی امّت توجه نکنی، آن هم در گذشته وجود نداشت.
نه همین اندر ثقیفه ساعده
گشت اجماع ظلالت فایده
هوش مصنوعی: اجماع بر گمراهی فقط در همین سایهی سنگین نیست که مفید باشد.
در هزاران صد اگر هوشت بجاست
یک موحد عیسوی آن هم چراست
هوش مصنوعی: اگر هزاران صدا باشد و تو به آنها توجه کنی، وجود یک مومن به عیسی کافی است تا نشان دهد که چه مسألهای واقعاً اهمیت دارد.
پس مخور ای جان فریب جامه را
و اجتماع و شهرت و عمامه را
هوش مصنوعی: پس، ای جان، فریب ظاهر و لباس زیبا و جمعیت و شهرت را نخور.
کرده هر جا باز شیطان لعین
گرم دکانی به اسم شرع و دین
هوش مصنوعی: شیطان پلید هر جا به راه انداخته است فروشگاهی با نام دین و شریعت.
هست اینها جمله دکان طمع
بشنو از درویش عزّ و من قنع
هوش مصنوعی: این جمله اشاره به این دارد که دنیا و چیزهایی که در آن وجود دارند، تنها تلههایی برای به دست آوردن آرزوها و خواستهها هستند. در عوض، یک درویش که زندگی سادهتری دارد، از قناعت و رضایت میگوید و به دنبال ارضای خواستههای خود در دنیای مادی نیست. او بر این باور است که باید از چیزهایی که داریم راضی باشیم و به دنبال لذتهای بزرگی که به راحتی دستیافتنی نیست، نرویم.
هر کسی گوید منم یعنی مبر
پیش غیر از من متاع سیم و زر
هوش مصنوعی: هر کس که ادعا میکند من هستم، یعنی اینکه دیگران را از خود دور کنید و چیزی جز خود من برای شما ارزشمند نیست.
گر نباشد این مراد ای ممتحن
چیست پس مقصود از این ما و من
هوش مصنوعی: اگر این هدف و خواسته نیست، ای آزمایشکننده، پس هدف از وجود ما و این من و تو چیست؟
زین بیان گر کلک نظمم سر شود
زبدة الاسرار صد دفتر شود
هوش مصنوعی: از این کلام، قلم نظم من به صورت یک اثر برجسته و ارزشمند در میآید و میتواند به تعداد زیادی از دفترها تبدیل شود.
صحبت بیگانگان را هل بجا
آشنا را گو حدیث آشنا
هوش مصنوعی: در گفتگو با دیگران، بر روی موضوعات بیمورد تمرکز نکن و به جای آن، دربارهی مسائل آشنا و نزدیک صحبت کن.
حرف آرد حرف ورنه در بیان
عاری ام از صحبت بیگانگان
هوش مصنوعی: اگر کلامی وجود نداشته باشد، من در صحبت کردن از دیگران بیخبر و ناتوانم.
خواند باری با وعید سیم و زر
آن نصارا را به نزد خود عمر
هوش مصنوعی: یک بار عمر با تهدید طلا و نقره، مسیحیان را به نزد خود فراخواند.
کای نصاری چون تو عیسی ملّتی
نیست با اسلام هیچت نسبتی
هوش مصنوعی: ای نصاری، تو مانند عیسی نیستی؛ هیچ رابطهای با اسلام نداری.
وین شهی کاینسان به خاک افتاده است
در یقین ما را پیمبر زاده است
هوش مصنوعی: این پادشاهی که اکنون بر زمین افتاده است، به طور قطع فرزند پیامبر ماست.
دشمن دین تو و مغضوب ماست
کشتنش هم بهر تو حق و رواست
هوش مصنوعی: دشمن دین تو و مورد خشم ماست، و کشتن او برای تو کار درستی است.
گر تو این ساعت کنی او را شهید
هست انعامت فزون نزد یزید
هوش مصنوعی: اگر در این زمان او را شهید کنی، پاداش تو در نزد یزید بسیار بیشتر خواهد بود.
گفت اگر او زادة پیغمبر است
کشتن او بهر من کی در خور است
هوش مصنوعی: گفت اگر او فرزند پیامبر است، آیا کشتن او برای من چه فایدهای دارد؟
کشتن فرزند پیغمبر چرا
گو مسلمان این کند، کافر چرا
هوش مصنوعی: چرا یک مسلمان باید فرزند پیغمبر را بکشد، و چرا کافر این کار را انجام نمیدهد؟
چون پیمبر زاده را ناحق کُشی
در تقیّد قادر مطلق کُشی
هوش مصنوعی: وقتی که فرزند پیامبر را به ناحق میکشی، در واقع میکشی که قدرت مطلق را به چالش بکشی.
کی نصاری نسل پیغمبر کُشد
هست این کار مسلمان گر کُشد
هوش مصنوعی: نمیتوان نسل پیامبر را کشت، آیا این کار مسلمانهاست که همدیگر را بکشند؟
گفت، پیغمبر نبوده جد او
بد مکن دل از قبول و رد او
هوش مصنوعی: گفت، اگر جد او پیامبر نبوده، اما دل خود را از قبول و رد او خالی نکن.
ساحری بوده است بس کامل فنون
گشت بر ما پادشاه از این فسون
هوش مصنوعی: ساحری بوده که در هنرهایش بسیار ماهر و کامل است و به همین دلیل بر ما تسلط و فرمانروایی دارد.
ما همه رفتیم در دینش ز بیم
ورنه خود داریم آیین قدیم
هوش مصنوعی: ما همه به خاطر ترس از عذاب و کیفر در دین او مشغول شدیم، در حالی که در واقع خودمان دارای آیین و سنتهای قدیمی خود هستیم.
نیک تا دانی تو با اولاد او
کین ما زین روست، کم کن گفتگو
هوش مصنوعی: تو بهتر است که با فرزندان او خوب رفتار کنی، زیرا این نسبت به ما از همین جا ناشی میشود، بنابراین کمتر در مورد آن صحبت کن.
زین فسون کرد آن لعین دین تباه
آن نصارا را روان در قتلگاه
هوش مصنوعی: این عبارات به توطئه و فریب کاری اشاره دارد که باعث سقوط دین و مذهب گروهی از مردم شده و آنها را به سمت نابودی کشانده است. به نوعی، به نقش منفی و آسیبرسان فردی یا گروهی اشاره دارد که در پی آسیب زدن به دیگران هستند و آنان را به سوی خطر سوق میدهند.
وآن جوان حق پرست پاک جان
داشت با خود گفتگویی در نهان
هوش مصنوعی: آن جوانی که به حق و راستگویی اعتقاد داشت، در دل خود با خودش گفتوگویی کرد.
کاین عمل گر بُد نه زشت و ناحقی
چون به من می کرد تکلیف این شقی
هوش مصنوعی: این عمل، اگر زشت و نادرست نبود، پس چرا این فرد بدسرشت به من چنین وظیفهای واگذار میکند؟
خود مرا گر این عمل بُد سرنوشت
میشنیدم چون بشارت بر بهشت
هوش مصنوعی: اگر میدانستم که این عمل، سرنوشت من است، مانند بشارت به بهشت، خوشحال میشدم.
بار الهی خیر آور پیش من
تا نباشد این جوان همکیش من
هوش مصنوعی: ای خدا، خوبی را به من عطا کن تا این جوان همکیش من در کنارم نباشد.
بر من ای هادی تو بنما راه راست
کن شناسای وی ام گر ز اولیاست
هوش مصنوعی: ای راهنمای من، به من نشان بده که چگونه به درستی پیش بروم. اگر تو از اولیا هستی، مرا راهنمایی کن تا او را بشناسم.
این هدایت را بود سرّ طلب
ا ین دعا باشد هدایت را سبب
هوش مصنوعی: این هدایت از راز طلب ناشی میشود و این دعا میتواند عاملی برای هدایت باشد.
این دعا باشد به سوی حق ایاب
هست بی شک این دعایت مستجاب
هوش مصنوعی: این دعا به سوی خداوند فرستاده میشود و بدون شک، این دعای تو مورد قبول قرار خواهد گرفت.
زآنکه توحید تو فطری دل است
مذهب توحید را دل مایل است
هوش مصنوعی: از آنجا که فطرت دل به سوی توحید گرایش دارد، بنابراین دل انسان به این مذهب تمایل نشان میدهد.
این دعا با دل چو آهن دان و سنگ
خواهی ار آتش به هم زن بی درنگ
هوش مصنوعی: اگر میخواهی با قلبی محکم و استوار دعا کنی، پس باید بیدرنگ آتش اشتیاق و عشق را در دل خود شعلهور کنی.
سنگ آتش گر بود دائم در آب
سلب نارش کی شود نیکو بیاب
هوش مصنوعی: اگر سنگی که در آب همیشه غوطهور است، ویژگی آتش را داشته باشد، چگونه میتواند آتش خوبی را از خود نشان دهد؟
ور تو گویی آتش آن جذب حق است
وآن کجا با سنگ و آهن ملحق است
هوش مصنوعی: اگر تو بگویی که آتش به حق و حقیقت نزدیک میشود، پس چگونه ممکن است با سنگ و آهن مرتبط شود؟
راست باشد این ولی آتش نجَست
سنگ و آهن تا تو را نآمد به دست
هوش مصنوعی: اینکه ممکن است درست باشد، اما آتش نمیتواند به سنگ و آهن آسیب بزند، تا وقتی که تو به آنها دست نزنی.
هست گفت آن عارف کامل عیار
سنگ و آهن مولِدِ ایجاد نار
هوش مصنوعی: آن عارف کاملی که در اینجا به او اشاره شده، نیرویی را دارد که میتواند از مواد سادهای مانند سنگ و آهن آتش و گرما ایجاد کند. این نشاندهنده توانایی او در تبدیل چیزهای عادی به چیزهای ارزشمند و تأثیرگذار است.
عون حق، باد بهار است ای پسر
شاخ ها زین باد گردد بارور
هوش مصنوعی: کمک و یاری الهی مانند بادی است که در فصل بهار میوزد و باعث میشود درختان شکوفه زده و میوه دهند. پس ای پسر، بدان که همین باد موجب رشد و باروری شاخ و برگها میشود.
شاخ خشکی گر نگردد باردار
نیست این کوتاهی از باد بهار
هوش مصنوعی: اگر شاخهی خشک بارور نشود، تقصیر باد بهار نیست، بلکه این کوتاهی به خود آن شاخه برمیگردد.
بُد تری او را دعا و شد زیاد
پس اجابت نیست او را هم ز باد
هوش مصنوعی: اگر کسی در دعای خود دچار مشکل شود و دعایش به نتیجه نرسد، نباید ناامید شود چرا که ممکن است این عدم اجابت به خاطر شرایط ناپایدار و متغیر زندگی باشد.
این اجابت هست خود عین دعا
وآن دعا باشد تَری مر شاخ را
هوش مصنوعی: این که پاسخ دادن به دعا خود نوعی دعا به حساب میآید و آن دعا هم به مانند تکیهای است که تو را به درخت میسپرَد.
نیست داعی پس چه نبود شاخِ تر
از دعا می یافت بود ار تَر ثمر
هوش مصنوعی: اگر دعا نبود، پس چرا چیزی بهتر از آن برای درخواست کردن وجود نداشت؟ اگر دعا حقیقتاً مؤثر بود، میتوانست میوههایی را به بار آورد.
باد اندر تربیت نبود بخیل
شاخ را لیکن تری باشد دخیل
هوش مصنوعی: باد به خودی خود نمیتواند شاخ را بپروراند، اما با وجود آن، رطوبت میتواند بر آن تأثیر بگذارد.
شاخ خشک آن باد را گوید به پیش
چون دریغ از من نمودی فیض خویش
هوش مصنوعی: درخت خشک به باد میگوید، ای باد، کاش نعمت و خوبیات را از من دریغ نمیکردی.
باد گوید نیست این تقصیر من
بی تفاوت می وزم من در چمن
هوش مصنوعی: باد میگوید که من هیچ تقصیری ندارم و بهخاطر عدم توجه، بیهیچ دلیلی و با آرامش در میان گلها میوزم.
قابل فیض است لیکن شاخ تر
چون تو خشکی گردی از من خشکتر
هوش مصنوعی: شما اگرچه ظرفیت و استعداد بالایی برای دریافت خوبیها دارید، اما اگر مانند یک شاخه خشک و بیثمر باشید، از من که خشکتر هستید، خواهید شد.
پس دعا را هست اجابت در قفا
بل بود عین اجابت خود دعا
هوش مصنوعی: دعا کردن همیشه با اجابت همراه است، چرا که خود دعا در حقیقت نمایانگر اجابت است.
هر دعایی بی اجابت کی بود
هم اجابت هم دعا از وی بود
هوش مصنوعی: هر دعایی که به نتیجه نرسد، نشاندهندهی این است که خودِ دعا از جانب او (خدا) بوده است.
هر دعا کز حق نگردد مستجاب
نه دعا، تسویل نفس است و عذاب
هوش مصنوعی: اگر دعایی از جانب خداوند مورد پذیرش قرار نگیرد، آن دعا حقیقتاً دعا نیست و فقط فریبی است که نفس انسان به او میدهد و میتواند به عنوان عذاب تلقی شود.
اهدنا گو چون کِشد تیغ ای سلیم؟
از عداوت بر صراط المستقیم
هوش مصنوعی: این شعر درباره درخواست هدایت و راهنمایی است، با اشاره به اینکه اگر در مسیر درست قرار بگیریم، دشمنیها و مشکلات چه تأثیری میتوانند بر ما بگذارند. شاعر میپرسد که در شرایط سخت و در مواجهه با دشواریها، چگونه میتوانیم به سمت راه راست و صحیح حرکت کنیم.
آن نصارا چونکه از ربّ اله
گشت از روی یقین جویای راه
هوش مصنوعی: نصارا (مسیحیان) وقتی از پروردگار خود به درستی و یقین آگاه شدند، به دنبال راه صحیح و هدایت گر آمدند.
حق تعالی راه را بر وی نمود
صد هزارش در به روی دل گشود
هوش مصنوعی: خداوند راه را به او نشان داد و درهای زیادی را برای قلبش گشود.
یک قدم برداشت او در راه دین
برد حقش تا به منزلگاه دین
هوش مصنوعی: او با یک قدم در مسیر دین حرکت کرد و حقش را به مقصد اصلی دین رساند.
شمس رحمت هر که را در تابش است
یک کشش بهتر ز عمری کوشش است
هوش مصنوعی: هرکه تحت نور رحمت قرار بگیرد، یک لحظه جذب این نور، ارزشی بالاتر از تمام تلاشهای طولانی زندگیاش دارد.
کوشش عاشق چو ذرّه اندک است
جذب معشوق آفتاب سالک است
هوش مصنوعی: تلاش عاشق خیلی کم است مثل یک ذره، در حالی که جذب معشوق به اندازه تابش خورشید بر سالک (رهرو) بزرگ و پرنور است.
کوشش آمد ذرّه و جذب آفتاب
ذرّه را با آفتاب حق چه تاب
هوش مصنوعی: ذره تلاش میکند تا به نور خورشید نزدیک شود، ولی آیا این ذره میتواند تاب و قدرت نور حقیقت را داشته باشد؟
لیک آن جذبه است موقوف سلوک
هست این تحقیق حق و از ملوک
هوش مصنوعی: اما آن جاذبهای که در مسیر سیر و سلوک وجود دارد، به تحقیق و شناخت حقیقت وابسته است و از سوی پادشاهان و قدرتها نشأت میگیرد.
تا نخواهد حق هدایت کس نیافت
از پی تحصیل آن باید شتافت
هوش مصنوعی: تا زمانی که حق هدایت نفرماید، هیچکس نمیتواند به دنبال کسب آن برود.