برگردان به زبان ساده
تا شکسته عشق مُهر نطق من
وز زبان من بود جاری سخن
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق به دل من ضربه نمیزند و من از زبانم قادرم سخن بگویم.
گوش معنی برگشا بار دگر
سوی من بر فهم اسرار دگر
هوش مصنوعی: به شنیدن و درک مفاهیم جدید توجه کن و دوباره به من نگاه کن تا رازهای تازهای را بفهمی.
بعد از این مُهر سکوتم بر لب است
در حقیقت هم سکوتم مشرب است
هوش مصنوعی: پس از این، سکوت من بر لبهای من نقش میبندد و در واقع، این سکوت من نوعی اعتقاد و گرایش معنوی است.
حالیا مأمور بر نطقم از او
چون نگویم زآنکه او گوید بگو
هوش مصنوعی: حالا من موظفم که دربارهاش صحبت کنم، اما چطور باید بگویم وقتی خودش میگوید بگو؟
طوطی ام من آن سخنگو دیگر است
گرچه زین سر نوشی امّا زآن سر است
هوش مصنوعی: من طوطیام، و طوطی دیگری نیز هست که سخن میگوید. هر چند که من از این سمت نوش مینوشم، اما از آن سمت یعنی سمت دیگر قرار دارم.
حالیا بی پرده سرّ پرده دار
می تراود از لبم بیاختیار
هوش مصنوعی: هماکنون بدون هیچ کجروی، رازی که در دل دارم، به طور ناخواسته از لبهایم بیرون میآید.
نی نیوشی زین سپس گفتار من
دان غنیمت حالیا اسرار من
هوش مصنوعی: نی نیوشی از من بشنو که حالا زمان گرفتن کارهایی است که در دست دارم. اسرار و حرفهای من را بشنو و از آن بهرهمند شو.
تا که بیرون کرده اشتر شقشقه
کن حواس خویش جمع از تفرقه
هوش مصنوعی: هنگامی که شتر از شدت بارش عرق میکند و صدای خاصی ایجاد میکند، باید تمرکز خود را از حواس پرتیها دور کرده و به یکپارچگی و توجه برگردانی.
هوش خود آماده ساز و گوش کن
جام را از دست ساقی نوش کن
هوش مصنوعی: خودت را آماده کن و به دقت گوش بده، لیوان نوشیدنی را از ساقی بگیر و بنوش.
تا که این دریاست در جوش و خروش
ضبط گوهر کن گرت ذوق است و هوش
هوش مصنوعی: تا زمانی که این دریا در حال خروش و جنب و جوش است، اگر ذوق و هوش داری، باید گوهر را فراهم کنی.
این خبر نص صحیح از صادق(ع) است
که ز حق منصوص بر حق ناطق است
هوش مصنوعی: این خبر به وضوح بیانگر این است که از جانب حضرت صادق (ع)، چیزی بهطور معتبر و قابل اعتماد انتقال یافته که به حق و حقیقت اشاره دارد.
با خدا ما راست هر دم حالتی
گه بود او ما و، ما او، ای فتی
هوش مصنوعی: ما همیشه با خدا هستیم و هر لحظه حالاتی داریم. گاهی او در ما و ما در او احساس میشود.
چون گذشت این، اوست او، ماییم ما
او حق است و زو هویداییم ما
هوش مصنوعی: زمانی که این مسأله به پایان برسد، آن شخص (او) همان است که هست، و ما نیز فقط خودمان هستیم. او حقیقت است و ما از او روشن و نمایانیم.
جای دیگر سیّد لولاک گفت
این سخن وز معرفت درّی بسُفت
هوش مصنوعی: در جای دیگر، سیّد لولاک این سخن را بیان کرده و از معرفت به عنوان گنجی با ارزش یاد کرده است.
که تو را نشناختیم ای ذو صفت
آن چنانکه هست حق معرفت
هوش مصنوعی: ما نتوانستیم تو را آنگونه که هستی بشناسیم، ای دارای صفات بسیار. ما حق شناختت را ادا نکردیم.
این سخن با آنکه فرموده امام
ظاهراً دارد منافاتی تمام
هوش مصنوعی: این حرف که امام گفته، ظاهراً هیچ تضادی با اصل موضوع ندارد.
گرچه در معنی موافق با هم است
لیک پیش غیر عارف مبهم است
هوش مصنوعی: اگرچه در مفهوم با یکدیگر همراستا هستند، اما برای کسانی که آگاه نیستند، هنوز هم نامشخص و مبهم به نظر میآید.
زآنکه باشد گرچه کامل معرفت
دون توحید است آن از هر جهت
هوش مصنوعی: هرچند کسی ممکن است در شناخت و درک کامل باشد، اما اگر به مرحله توحید نرسد، هنوز در مرتبهای پایینتر از آنچه باید است.
زآنکه در وحدت دویی شد بر کنار
معرفت را بر دویی باشد مدار
هوش مصنوعی: چون در وحدت، دوگانگی وجود دارد، درک و معرفت نیز بر پایه همین دوگانگی شکل میگیرد.
گوش بگشا بهر تحقیقش نکو
تا بیابی شرح آن را مو به مو
هوش مصنوعی: به دقت گوش کن تا درباره آن به خوبی بفهمی و جزئیاتش را به وضوح درک کنی.
گفتمت زین پیش در قوس صعود
متّصل گردد چو سالک بر وجود
هوش مصنوعی: به تو گفتم که در مرحله صعود، باید مانند کسی که در جستجوی حقیقت است، به وجود خود و عواقب آن متصل شوی.
طی به سوی نقطه خط ره شود
او به ذات اینجا فناء فی ﷲ شود
هوش مصنوعی: به سوی نقطهای در حرکت است و در این مسیر به ذات الهی نزدیک میشود و در آنجا محو او میشود.
چونکه فانی گشت در ذات وجود
قلب او گردید مرآت وجود
هوش مصنوعی: وقتی که قلب او در حقیقت وجود محو و فانی شد، به مانند آینهای از وجود نمایان شد.
کی بود اندر وجود ای جان، دویی
نیست این جا هیچ مایی و تویی
هوش مصنوعی: ای جان، در وجود هیچکس دوگانگی وجود ندارد؛ اینجا نه منی هست و نه تویی.
نقطه ناطق که دُرّ نقطه سُفت
آن سخن را در مقام نقطه گفت
هوش مصنوعی: یک نقطه ناطق وجود دارد که مانند دُرّی، سخن در مقام خود را به روشنی بیان میکند.
در مقام نقطه غیر از نقطه کیست
نقطه چون خط شد به وی راجع یکی است
هوش مصنوعی: در مقام نقطه، هیچکس نمیتواند غیر از خود نقطه باشد. وقتی نقطه، تبدیل به خط شود، به او نسبت داده میشود که یکی است.
لاجرم گر نقطه گوید مکتتم
بودم اندر خط و اینک نقطهام
هوش مصنوعی: به ناچار اگر نقطه بگوید، من نوشتاری از قبل داشتم و حالا به شکل یک نقطه درآمدهام.
تو عجب داری که این چون ممکن است
این عجبتر کت نه قلبت موقن است
هوش مصنوعی: تو شگفتزدهای که این موضوع چطور ممکن است، اما شگفتانگیزتر این است که قلب تو به این موضوع اطمینان دارد.
این مقام اهل جمع است ای پسر
تا تو در فرقی نداری زآن خبر
هوش مصنوعی: این وضعیت برای جمعی از اهل ادب و فلسفه است، ای پسر، تا زمانی که تو از آنچه درونیتری و متفاوت است، آگاه نیستی.
باز بگشا گوش جان ای ممتحن
وز مقام معرفت بشنو سخن
هوش مصنوعی: خود را آماده کن و با دقت به حقایق معنوی گوش فرا بده، زیرا از جایگاه شناخت و آگاهی، مطالب مهمی برایت بیان خواهد شد.
شخص کامل کآن پیمبر یا ولی است
در ولایت صاحب سرّ علی است
هوش مصنوعی: شخص کامل، همان پیامبر یا ولی است که در مسیر رهبری، دارای معرفت و اسرار واقعی علی (ع) است.
چونکه اندر ذات حق گردد فنا
زآن فنا یابد به سر تاج بقاء
هوش مصنوعی: وقتی که وجود حق از بین برود، از همین از بین رفتن است که سری از بقا به دست میآید.
در مقام فرق باز آید ز جمع
روشن اندر فرق گردد همچو شمع
هوش مصنوعی: در جایگاه ویژهای که وجود دارد، تفاوتها روشن میشود و مانند شمعی که در تاریکی میدرخشد، از میان جمعیت تمایز پیدا میکند.
خلق را بر جمع تا دعوت کند
دیگران را ز اهل این نعمت کند
هوش مصنوعی: آفرینش را به هم میآورد تا دیگران را به سوی اهل این نعمت دعوت کند.
لاجرم او را ز اسرار وجود
هست هر دم صد نزول و صد صعود
هوش مصنوعی: بیتردید، او به واسطه رازهای وجودش، هر لحظه از عالم بالا فرود میآید و به عالم پایین صعود میکند.
چونکه جانش بر مراتب مالک است
پس دمی واصل زمانی سالک است
هوش مصنوعی: وقتی که انسان به درجات بالایی از توجه و معرفت دست پیدا کند، در هر لحظهای که به حقیقت پیوند میخورد، در مسیر سلوک معنوی قرار دارد.
هر دمی بعد از مقامی ناطق است
هرچه گوید در مقامش صادق است
هوش مصنوعی: هر لحظه بعد از یک مقام یا مرتبه، حرفی برای گفتن دارد و هر چه در آن مقام بیان میشود، راست و درست است.
چونکه واصل گشت گوید نقطهام
هست یعنی جز وجود اینجا عدم
هوش مصنوعی: زمانی که به حقیقت و اصل خود برسد، میگوید که من فقط نقطهای از وجود هستم؛ یعنی در اینجا چیزی جز وجود فعلی نیست و هیچ عدمی وجود ندارد.
چونکه از نقطه به خط برگشت باز
گوید از راه و منازل حرف و راز
هوش مصنوعی: زمانی که از نقطهای به خطی برمیگردی، دوباره از مسیر و مراحل مختلف صحبت میکنی و رازها را بیان میکنی.
همچنین تا باز برگردد به جمع
گوید از ره نکتهها با اهل سمع
هوش مصنوعی: تا دوباره به جمع بازگردد و از نکات راه به اهل گوش و شنوا بگوید.
زآن منازل معرفت باشد یکی
کآن بود ملکوت بیریب و شکی
هوش مصنوعی: یکی از درجات شناخت و آگاهی وجود دارد که آن مقام ملکوتی است، بدون هیچ گونه تردید و شک.
چون رسد بر منزل ملکوت آن
از مقام معرفت سازد بیان
هوش مصنوعی: زمانی که شخص به درک و مقام بالای معرفت دست پیدا کند، میتواند به بیان و توضیح معانی ملکوتی و رازهای عمیق بپردازد.
چونکه بر جبروت منزل باز کرد
از حقیقت نکتهها آغاز کرد
هوش مصنوعی: زمانی که بر قدرت و عظمت خود منزلت یافت، به بیان نکات واقعی و عمیق آغاز کرد.
آن حقیقت منزل جبروت ماست
چونکه بر اعیان رسد جبروت لاست
هوش مصنوعی: این حقیقت، جایی از قدرت و عظمت ماست که وقتی به جلوهها و موجودات میرسد، آن قدرت و عظمت به تصویر کشیده میشود.
هست اعیان منزل توحید ما
تو ندانی چون نِهای، همدید ما
هوش مصنوعی: در این بیت گفته میشود که وجودهایی که در خانهی توحید هستند، تو نمیدانی که چگونه در آنجا هستند؛ زیرا همواره ما آنها را میبینیم.
شد چو اعیان منزل او ای سند
حرف از توحید و وحدت میزند
هوش مصنوعی: وقتی که حضرات و شخصیتهای بزرگ به منزل او میآیند، او در مورد توحید و یکی بودن خدا سخن میگوید.
چونکه بیرون تاخت از اعیان فَرَس
منزل اسماست او را زآن سپس
هوش مصنوعی: وقتی که اسب از دامن پر از جواهرات خارج میشود، منزلت و عظمت او نمایان میشود.
گوید آنجا از صفات حق سخن
یا ز اوصاف ولی ممتحن
هوش مصنوعی: در آنجا درباره ویژگیهای پروردگار صحبت میشود یا از صفات ولیای که مورد آزمایش قرار گرفته است.
بر صفات و اسم یابد رابطه
کآن صفت خود اوست در حق واسطه
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که ویژگیها و نامهای به دست آمده، ارتباطی دارند که آن ویژگیها در واقع نشانهای از خود او هستند و در مقام واسطه عمل میکنند.
چون گذشت از منزل اسماء تمام
شد فناء فیﷲ ذاتش، والسلام
هوش مصنوعی: پس از اینکه از مراحل و نشانهها عبور کرد، فنا در ذات الهی او کامل شد، و پایان کار است.
اندر آنجا نفی شد اسم و صفت
گنجد اینجا چون بیان معرفت؟
هوش مصنوعی: در آنجا، نام و ویژگیها از بین رفتهاند؛ حال چگونه میتوان به معرفت و شناخت در اینجا پرداخت؟
میرسد توحید اینجا بر کمال
زآنکه شد نفی صفاتش لامحال
هوش مصنوعی: در اینجا به مرحلهای از توحید میرسیم که به کمال خود نزدیک میشود، زیرا وجود تمامی صفات او، غیرممکن و ناپذیرفتنی است.
از مقام معرفت تا این مقام
راه بسیار است میدان ای همام
هوش مصنوعی: در مسیر دستیابی به درک و علم عمیق، فاصله و مراحل زیادی وجود دارد، این را بدان ای دوست.
پس بیان ما عرفناک است راست
زآنکه حق معرفت در حق فناست
هوش مصنوعی: بیان ما از معرفت، درست و واقعی است، زیرا در حقیقت، شناخت و معرفت به فنا و زوال است.
در مقام نقطه سلطان وجود
شد منزه از تعیّن وز قیود
هوش مصنوعی: در جایگاه اصلی و حقیقی خود قرار گرفتم و از همه محدودیتها و مشخصات بینزدیکی و پاکی برخوردار شدم.
مر تعیّن را در اینجا بار نیست
غیر یار اندر سرا دیّار نیست
هوش مصنوعی: در اینجا تکیه بر هویت خاصی نیست و غیر از محبوب، کسی در این سرزمین وجود ندارد.
بر ثبوت خویش ذات کردگار
می زند بر غیر اینجا ذوالفقار
هوش مصنوعی: این شاعر به این نکته اشاره میکند که خداوند، در حقیقت خود، ثابت و پایدار است. او با قدرت و قاطعیت بر غیر از خود، که به نوعی اشاره به جهان و مخلوقات دارد، تأثیر میگذارد و همچون شمشیری قوی و برنده، در پی حفظ و تأکید بر حقیقت خود عمل میکند.
باز باید کرد بر مطلب رجوع
دل ز وصف حق کجا گردد قنوع
هوش مصنوعی: باید دوباره به مسألهای که در ذهن داریم، برگردیم؛ دل از وصف و توصیف خداوند به کجا میتواند قانع شود؟