برگردان به زبان ساده
این سخن بیرون ز وهم است ای پناه
تاخت عبدﷲ سوی قتلگاه
هوش مصنوعی: این سخن، فراتر از تصور و خیال است، ای پناه، زمانی که عبد الله به سوی قتلگاه میشتابد.
دید خنجر هِشته دیو واژگون
بر گلوی شاه، دردش شد فزون
هوش مصنوعی: دیو خنجرش را بر گلوی شاه گذاشت و این صحنه درد و رنج زیادی را برای شاه به همراه داشت.
دست وی بگرفت کای دیو عنود
که نکردی در ازل حق را سجود
هوش مصنوعی: او دستش را گرفت و گفت: ای دیو سرسخت، تو در آغاز خلق، فرمان حق را اطاعت نکردی و سجده نکردی.
گرنه مسجود تو ابلیس دغاست
داغ سجده بر جبینت پس چراست
هوش مصنوعی: اگر تو که مورد سجده هستی، به شیطان تعلق داری، پس چرا بر پیشانیات آثار سجدهای وجود دارد؟
گرنه این آثار سجده باطل است
چون دلت بر کشتن حق مایل است؟
هوش مصنوعی: اگر قلبت تمایل به نپذیرفتن حق دارد، پس این نشانههای سجدهای که نشان میدهی، بیهوده و بیمعنی است.
گر دم از ﷲ اکبر می زنی
از چه بر ﷲ خنجر میزنی
هوش مصنوعی: اگر ادعای بزرگی خدا را میکنی، چرا با عمل خود به او آسیب میزنی؟
با جماعت صبح میکردی نماز
نک به قتل حق بود دستت دراز
هوش مصنوعی: تو هر صبح با گروهی نماز میخواندی، اما دستت دراز بود و به حق ظلم میکردی.
سجدة ابلیس کردی ای دبنگ
گرچه دارد هم عزازیل از تو ننگ
هوش مصنوعی: ای دبنگ، تو نیز سجدهای به ابلیس کردی، هرچند عزازیل (ابلیس) به خاطر تو شرمنده است.
سجدة حق گر نکرد او از انا
تیغ هم نکشید ظاهر بر خدا
هوش مصنوعی: اگر کسی در برابر خداوند سجده نکند و تسلیم او نشود، حتی اگر با تظاهر به قدرت و زورمندی هم برآید، درواقع سلاحی بر ضد خداوند ندارد و نمیتواند به او آسیب برساند.
تو نکردی سجدة حق را و تیغ
بهر قتل حق کشیدی بیدریغ
هوش مصنوعی: تو هرگز به حق سجده نکردی و بیپروایی تیغ را برای کشتن حق به دست گرفتی.
خاک بر فرقت که شیطان دوده ای
عار و کفر و ننگ شیطان بوده ای
هوش مصنوعی: خاک بر جدایی! که شیطان همراهی برای عیب و ننگ و نادرستی بوده است.
تو نتیجه فعل شیطانی یقین
من نتیجه فعل شاهنشاه دین
هوش مصنوعی: تو نتیجهی کارهای شیطانی هستی، و من نیز نتیجهی اعمال پادشاه دین هستم.
تو نداری باز دست از قتل شاه
من نگردم زنده باز از قتلگاه
هوش مصنوعی: تو نمیتوانی من را متوقف کنی، حتی اگر شاه من را به قتل برسانی، من هرگز از این بحران و موقعیت دور نخواهم شد.
تو نخواهی داشت دست از کشتنش
من نخواهم داشت دست از دامنش
هوش مصنوعی: تو نمیتوانی از کشتن او دست برداری و من هم نمیتوانم از دامن او دست بکشم.
صورت عشق صفی عبدﷲ است
صورت ابلیس، شمر گمره است
هوش مصنوعی: عشق و محبت واقعی مانند خالصترین شکل از وجود عبداله است، اما خیانت و کجروی مانند چهرهی ابلیس و شمر، به دور از حقیقت و گمراهی است.
گشت ظاهر حقد ابلیس عدو
مظهر حقدش تویی بیگفتگو
هوش مصنوعی: ظاهر دشمنی ابلیس به خاطر حسادت او، در تو نمایان شده است. بدون هیچ شک و تردیدی، تو مصداق این حسد هستی.
بست صورت فعل نیک بوالبشر
مظهر عشقش منم بی شور و شر
هوش مصنوعی: من نمایانگر عشق و زیباییهای نیکو هستم، بیهیچ هیجان و شوری.
فعل شیطان راندة حضرت بود
تا ابد از حق بر او لعنت بود
هوش مصنوعی: عمل شیطان همواره طرد شده از جانب خداوند است و تا ابد بر او نفرین خواهد بود.
مورد رحمت بود فعل صفی
زآن که شد عهد امانت را وفی
هوش مصنوعی: عمل صالح و رحمت فراوانی نصیب کسی میشود که به وفای به عهد و پیمان خود پایبند باشد.
آدمِ اول که فعلش بندگی است
این شه است و بوالبشر زو بنده ای است
هوش مصنوعی: آدم نخستین که تنها وظیفهاش گذاشتن بندگی و پرستش خداوند بود، در حقیقت همان مقام و جایگاه والای بشریت است و تمام انسانها از او بهعنوان بندگان خداوند پیروی میکنند.
عشق مطلق آدم اوّل بود
چشم مشرک ار ندید احول بود
هوش مصنوعی: عشق ناب و واقعی متعلق به آدم اول است، اما اگر چشمان مشرک به آن عشق نبیند، در حقیقت ناتوان و ناقص خواهد بود.
فعل نیک آدم اوّل منم
پیشتر زین شاه باید کشتنم
هوش مصنوعی: من نخستین کسی هستم که باید به دست این شاه، به خاطر اعمال نیک آدم اول، کشته شوم.
آنچه این شه کرد در صحرای عشق
ریخت از دامان به پیش پای عشق
هوش مصنوعی: آنچه این شخص در دشت عشق انجام داد، از دل خود به سمت عشق نثار کرد.
در نظر ناورد یک جو کار خویش
کرد اینسان عهد با دلدار خویش
هوش مصنوعی: در نظر من، تنها با یک مقدار ناچیز، کار خود را انجام داد و به همین ترتیب با محبوب خود به توافق رسید.
تا بیاموزند ارباب سلوک
رسم و راه بندگی را از ملوک
هوش مصنوعی: تا آنجا که پیشوایان معنوی شیوه و روش عبادت را از پادشاهان بیاموزند.
نیست پس از قتل عبدﷲ گزیر
در کنار شاه بی مثل و نظیر
هوش مصنوعی: بعد از کشتن عبدالله، هیچ راه فراری وجود ندارد و تنها در کنار شاهی بیهمتا و بینظیر میتوان پناه گرفت.
آن دنی در دامن شاه شهید
تیغ برد و دست پاکش را برید
هوش مصنوعی: در این دنیا، کسی که بر رنج و درد دیگران تسلط دارد، سرانجام به دست کسانی که مقتدر هستند، مجازات میشود و از نعمتهای پاکی و صداقت محروم میگردد.
کشته شد در دامن شاه زمن
سرّ قتلش را نگویم با تو من
هوش مصنوعی: در دامن شاه، کسی کشته شد و من راز قتل او را با تو در میان نمیگذارم.
زآنکه گفتم نیست فهمت مستقیم
خود بیابد گر بود فهم سلیم
هوش مصنوعی: هرگاه بگویم که فهم تو مستقیم نیست، خودت به آسانی درک میکنی اگر فهم درستی داشته باشی.
اینقدر گویم اگر هوشت بجاست
بین که لطف نام عبدﷲ کجاست
هوش مصنوعی: اگر هوش و درک خود را به کار ببندی، میفهمی که زیبایی و خوبی نام «عبدالله» در کجاست.
وقت قتل شه چرا جان باخت او
وز سرادق سوی میدان تاخت او
هوش مصنوعی: زمانی که قرار بود شهید شود، چرا جان خود را از دست داد و از خیمه به سمت میدان رفت؟