غزلیات
کمالالدین اسماعیل
»
غزلیات
شمارهٔ ۱ : خیزُ دَر دٍه شراب گلگون را
شمارهٔ ۲ : ای روی تو آرزوی دلها
شمارهٔ ۳ : تا که بر گرد سبزه لاله برست
شمارهٔ ۴ : گل رَخت به باغ در فکندست
شمارهٔ ۵ : هر که را دل به اختیار خودست
شمارهٔ ۶ : شاخ سرسبز و چمن دلشادست
شمارهٔ ۷ : هر که اندر موسم گل همچو گل می خواره نیست
شمارهٔ ۸ : بس شگرفست کار و بار لبت
شمارهٔ ۹ : کی بود؟ کی؟ که در آیم ز درت
شمارهٔ ۱۰ : ندانم غنچه را بلبل چه گفتهست
شمارهٔ ۱۱ : دل غنچه را باز این غم گرفتست
شمارهٔ ۱۲ : با لب تو جان شکار زلف تست
شمارهٔ ۱۳ : تا دم باد صبا بگشا دست
شمارهٔ ۱۴ : آنچه عشق تو در جهان کردهست
شمارهٔ ۱۵ : هر که رخسارش آرزو کردست
شمارهٔ ۱۶ : رخت از ماه و لبت از شکرست
شمارهٔ ۱۷ : امروز روی تو ز همه روز خوشترست
شمارهٔ ۱۸ : دلم در آرزوی عشق روی جانانست
شمارهٔ ۱۹ : آنکه سرم بر خط فرمان اوست
شمارهٔ ۲۰ : به زیر سایهٔ زلف تو عقل گمراهست
شمارهٔ ۲۱ : ماه رویا! ز غمت یک دم نیست
شمارهٔ ۲۲ : نگار دل سیاهم لاله رنگیست
شمارهٔ ۲۳ : بیمار فراق تو بحالیست
شمارهٔ ۲۴ : ترا یک ذره خود پروای ما نیست
شمارهٔ ۲۵ : از تو جز درد دل و خون جگر حاصل نیست
شمارهٔ ۲۶ : چو روی خوب تو خورشید آسمان هم نیست
شمارهٔ ۲۷ : دل من ار بغمت خوشتر از زبان تو نیست
شمارهٔ ۲۸ : خود ترا عادت دلداری نیست
شمارهٔ ۲۹ : دوری از یار اختیاری نیست
شمارهٔ ۳۰ : در فراقت دل ازین سوخته تر نتوان داشت
شمارهٔ ۳۱ : دلبرم هم ز بامداد برفت
شمارهٔ ۳۲ : باد نوروزی ره بستان گرفت
شمارهٔ ۳۳ : ای مرا کرده مشوّش زلفت
شمارهٔ ۳۴ : چه باشد گر ز من یادت نیاید
شمارهٔ ۳۵ : تا به کف جامِ مِی توانم دید
شمارهٔ ۳۶ : اهل تو بازار گوهر بشکند
شمارهٔ ۳۷ : دل ز غم عشق تو کی جان برد؟
شمارهٔ ۳۸ : ز لعلت عکس در جام می افتاد
شمارهٔ ۳۹ : دل بدان دلنواز خواهم داد
شمارهٔ ۴۰ : دلم نخست که دل بر وفای یار نهاد
شمارهٔ ۴۱ : رخت تاثیر آهی بر نتابد
شمارهٔ ۴۲ : نفس باد صبا می جنبد
شمارهٔ ۴۳ : کسی که دل به سر زلف یار در بندد
شمارهٔ ۴۴ : رنگ رویت بر ارغوان خندد
شمارهٔ ۴۵ : رخی چنان که ز خورشید و ماه نتوان کرد
شمارهٔ ۴۶ : یار با ما وفا نخواهد کرد
شمارهٔ ۴۷ : زلف تو کان همه سرها دارد
شمارهٔ ۴۸ : رخ و زلفت از شگرفی، صفت بهار دارد
شمارهٔ ۴۹ : تاب جمال تو آفتاب ندارد
شمارهٔ ۵۰ : دلبرم رسم خود چنین دارد
شمارهٔ ۵۱ : دل من ز اندوه ننگی ندارد
شمارهٔ ۵۲ : هر که چون روی تو رویی دارد
شمارهٔ ۵۳ : عشق تو گر دست در زمانه برآرد
شمارهٔ ۵۴ : گل ز رشک تو پیرهن بدرد
شمارهٔ ۵۵ : سپیده دم بصبوحی شتاب باید کرد
شمارهٔ ۵۶ : دوش با من نگار من آن کرد
شمارهٔ ۵۷ : مکن ای دوست اگر بتوان کرد
شمارهٔ ۵۸ : ز رویت دستهٔ گل میتوان کرد
شمارهٔ ۵۹ : باد بر خاک ترک تازی کرد
شمارهٔ ۶۰ : باز ما را رخ زیبای تو در کار آورد
شمارهٔ ۶۱ : سحرگهان که دم صبح در هوا گیرد
شمارهٔ ۶۲ : سحرگهان که دم صبح در چمن گیرد
شمارهٔ ۶۳ : دلم ز آتش غم چنان می گدازد
شمارهٔ ۶۴ : اگر دلدار من روزی، نقاب از رخ بر اندازد
شمارهٔ ۶۵ : سوز عشقت جگر همی سوزد
شمارهٔ ۶۶ : سحرگهان که صبا نافۀ ختن بیزد
شمارهٔ ۶۷ : اومید آدمی بوصالت نمی رسد
شمارهٔ ۶۸ : شب نیست کم ز هجر تو صد غم نمی رسد
شمارهٔ ۶۹ : نام تو بر زبان من باشد
شمارهٔ ۷۰ : هر کرا زلف عنبرین باشد
شمارهٔ ۷۱ : گر بر دل من رحم کند یار چه باشد؟
شمارهٔ ۷۲ : دلبرم سوی سفر خواهد شد
شمارهٔ ۷۳ : در عشق تو دل بجان همی کوشد
شمارهٔ ۷۴ : دلم هر شب از عشق چندان بنالد
شمارهٔ ۷۵ : مژده ای دل که یار باز آمد
شمارهٔ ۷۶ : سزد گر غنچه چون من دلخوش آمد
شمارهٔ ۷۷ : باد صبا بین که چها می کند
شمارهٔ ۷۸ : درد دل از حد گذشت و یار نداند
شمارهٔ ۷۹ : آه کان قاعدۀ وصل چنان هم بنماند
شمارهٔ ۸۰ : رخ خوبت به قمر می ماند
شمارهٔ ۸۱ : خبر گل به چمن می آرند
شمارهٔ ۸۲ : تا نگارم رای رفتن می زند
شمارهٔ ۸۳ : سحرگهان که گریبان آفتاب کشند
شمارهٔ ۸۴ : ای دل تو را گر آرزوی بیغمی کند
شمارهٔ ۸۵ : شاید که دل ز عشق قیامت همی کند
شمارهٔ ۸۶ : یا رب! این بچّهٔ ترکان چه ز ما میخواهند؟
شمارهٔ ۸۷ : روی از آن خوبتر تواند بود؟
شمارهٔ ۸۸ : از گلبن زمانه مرا بهره خار بود
شمارهٔ ۸۹ : هر شبی از سرشک من، دامن خاک تر شود
شمارهٔ ۹۰ : هرکه به روی لعل شیرین تو فرمان میدهد
شمارهٔ ۹۱ : نیکویی بیش از آن نمی باید
شمارهٔ ۹۲ : نگارم چو کرد گلستان بر آید
شمارهٔ ۹۳ : نام تو برم زبان بیاساید
شمارهٔ ۹۴ : بیتو مرا زندگی به کار نیاید
شمارهٔ ۹۵ : غمت جز با دلم خوش در نیاید
شمارهٔ ۹۶ : گر امروز آن بُتم همدم نیاید
شمارهٔ ۹۷ : لشکر نوروز بصحرا رسید
شمارهٔ ۹۸ : می شنوم باز که باری دگر
شمارهٔ ۹۹ : زهی در حسرت آن چشم مخمور
شمارهٔ ۱۰۰ : مخور ای دل غم بسیار مخور
شمارهٔ ۱۰۱ : دمید صبح، چه خسبی چو بخت من برخیز؟
شمارهٔ ۱۰۲ : ای ز روی تو آب بر آتش
شمارهٔ ۱۰۳ : زهی مالیده رویت لاله را گوش
شمارهٔ ۱۰۴ : مکن بر من ستم جانا از ین بیش
شمارهٔ ۱۰۵ : گشت آشکاره راز دلم بر زبان اشک
شمارهٔ ۱۰۶ : گر من ز سوز عشق تو یک دم بر آورم
شمارهٔ ۱۰۷ : تا دل اندر مهر دلبر بسته ام
شمارهٔ ۱۰۸ : زان شب که با تو دست در آغوش کرده ام
شمارهٔ ۱۰۹ : من چو بچۀ مهر تو بشکستم
شمارهٔ ۱۱۰ : گر ترا گویم که عاشق نیستم
شمارهٔ ۱۱۱ : جان که در عالم خود او را داشتم
شمارهٔ ۱۱۲ : چو درد دلست این که من درفتادم؟
شمارهٔ ۱۱۳ : من نه آنم که ز کویت به جفا برگردم
شمارهٔ ۱۱۴ : دروغ بود که من در غمت صبور شدم
شمارهٔ ۱۱۵ : روی بنمای که دیوانه شدم
شمارهٔ ۱۱۶ : عید کنون عید شد که روی تو دیدم
شمارهٔ ۱۱۷ : چه جفا بود کز آن ترک ختن نشنیدم
شمارهٔ ۱۱۸ : مرا که زهره نباشد که در رخت نگرم
شمارهٔ ۱۱۹ : نه دسترسی به یار دارم
شمارهٔ ۱۲۰ : امید راحت از عالم ندارم
شمارهٔ ۱۲۱ : جان را چو نیست وصل تو حاصل کجا برم؟
شمارهٔ ۱۲۲ : سحرگهان که ز بهر صبوح برخیزم
شمارهٔ ۱۲۳ : خون دل از دو دیده بدامن همی کشم
شمارهٔ ۱۲۴ : ما حالی از نشاط کناری گرفته ایم
شمارهٔ ۱۲۵ : یاد باد آنکه حریفان همه با هم بودیم
شمارهٔ ۱۲۶ : ترک سر خویشتن بگویم
شمارهٔ ۱۲۷ : ای بتو چشم نکویی روشن
شمارهٔ ۱۲۸ : راه بگشادند بر آیندگان
شمارهٔ ۱۲۹ : نگارا چند ازین پیمان شکستن
شمارهٔ ۱۳۰ : باز دیدی که ابرِ تر دامن
شمارهٔ ۱۳۱ : آه ازین زندگیّ ناخوش من
شمارهٔ ۱۳۲ : بجز از غصّه های مشکل من
شمارهٔ ۱۳۳ : کجایی ای به دو لب آب زندگانی من؟
شمارهٔ ۱۳۴ : ای رنگ عارض تو، آتش در آب بسته
شمارهٔ ۱۳۵ : دلی دارم ز جان دل برگرفته
شمارهٔ ۱۳۶ : ای غمزهٔ تیز تو جگرخواره
شمارهٔ ۱۳۷ : بدان و آگه باش ای دل ستمکاره
شمارهٔ ۱۳۸ : مرا دلیست هوس خانۀ غم آبادی
شمارهٔ ۱۳۹ : ای باد صبا خبر چه داری؟
شمارهٔ ۱۴۰ : رویی، چگونه رویی؟ رویی چو آفتابی
شمارهٔ ۱۴۱ : لب و دندان یار من نگرید
شمارهٔ ۱۴۲ : من از وجود برنجم مرا چه غم بودی
شمارهٔ ۱۴۳ : نخستم دل بدام اندر کشیدی
شمارهٔ ۱۴۴ : خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
شمارهٔ ۱۴۵ : کجایی ای به دو رُخ آفتابِ دلداری؟
شمارهٔ ۱۴۶ : بر آمد ز گلزار باد بهاری
شمارهٔ ۱۴۷ : زهی از روی تو گل شرمساری
شمارهٔ ۱۴۸ : نرگسا! چیستت که پنداری
شمارهٔ ۱۴۹ : هر شبی با دلی و صد زاری
شمارهٔ ۱۵۰ : بار دیگر ز که میآموزی
شمارهٔ ۱۵۱ : گر بخواهی کشتنم یکبارگی
شمارهٔ ۱۵۲ : منم امروز و یکی مطرب و جایی خالی
شمارهٔ ۱۵۳ : ساقیا هین بیار ساغر می
شمارهٔ ۱۵۴ : ترسم آن نوش ز لب کم سخنی
شمارهٔ ۱۵۵ : ماه رویا بسر خویش کنی
شمارهٔ ۱۵۶ : خه، شاد و کش آمدی کجایی؟
شمارهٔ ۱۵۷ : تا کیام انتظار فرمایی؟
شمارهٔ ۱۵۸ : چنان خوب رویی بدان دلربایی
شمارهٔ ۱۵۹ : آخر چه شد که راه جفا برگرفتهای
شمارهٔ ۱۶۰ : بازم لباس صبر به صد پاره کردهای