برگردان به زبان ساده
نیکویی بیش از آن نمی باید
فتنه اندر جهان نمی باید
هوش مصنوعی: نیکی و خوبی باید به اندازهای باشد که موجب آشفتگی و فتنه در دنیا نشود.
راست اندازۀ دلم دارد
تنگ تر زان دهان نمی باید
هوش مصنوعی: دل من به قدری تنگ و فشرده شده که دیگر نمیتوانم از آن دهان شکایت کنم یا چیزی بگویم.
لبکی داری آن چنان کانصاف
جز لب من در آن نمی باید
هوش مصنوعی: تو لبهایی داری که انصافاً جز لبهای من هیچ لب دیگری به آن زیبایی نمیرسد.
زلف شوریده رامکن در بند
کان خود الا چنان نمی باید
هوش مصنوعی: زلفهای بینظم و پریشان را در قید و بند نکن، زیرا که این کار نباید به این شکل انجام گیرد.
آن نقابت ز چهره یکسو کن
کآفتابم نهان نمی باید
هوش مصنوعی: چهرهات را از پرده بیرون بیاور که باعث پنهان شدن نور من نشوی.
جان همی خواست، گفتمش:بستان
گفت: نی، رایگان نمی باید
هوش مصنوعی: جان به من خواسته بود که بگیرد، اما من به او گفتم که نه، باید چیزی را بدون پرداخت هزینه به دست نیاورد.
گفتم از من بخر ببوسی گفت:
تا بدین حد گران نمی باید
هوش مصنوعی: گفتم از من بخر و بدنیال بوسهام کن، او گفت: تا این اندازه که تو میگویی، نمیتوانم پرداخت کنم.
از رخت می خرم بجان بوسی
هیچ دلّالمان نمی باید
هوش مصنوعی: از زیبایی تو جان میخرم و هیچ دلال و واسطهای نباید در این معامله باشد.
پیشتر زان بده که خط بدهد
زانکه شب در میان نمی باید
هوش مصنوعی: پیش از این که دلت را بشکنی یا آسیب برسانی، به یاد داشته باش که شب باید برای آرامش و استراحت باشد و نباید در میانه شب نگرانیها را جایگزین آن کنیم.