برگردان به زبان ساده
تا به کف جامِ مِی توانم دید
زهد و سالوس کی توانم دید؟
هوش مصنوعی: من تا وقتی که در دستم جام شراب هست میتوانم به تماشای زهد و ریا نگاه کنم، اما زمانی که این جام را ندارم، نمیتوانم آنها را ببینم.
نکنم یاد زهد و صومعه هیچ
تا رخ ترک فِی توانم دید
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه زیبایی چهره محبوبم را ببینم، به زهد و ریاضتهای دینی فکر نمیکنم و آنها را فراموش میکنم.
هر دم از باد پیچش افتاده
در تهیگاه نی توانم دید
هوش مصنوعی: هر لحظه از وزش باد و پیچش آن در فضا، چیزی در خفا و پنهانی اتفاق میافتد که من نمیتوانم آن را ببینم.
از قدح باده چون فروغ زند
در عدم نقش شی توانم دید
هوش مصنوعی: وقتی که نور زیبای باده در تاریکی قرار میگیرد، میتوانم تصویر وجودی را ببینم.
ز اندرون قدح به چشم صفا
راز پنهانِ می توانم دید
هوش مصنوعی: از دل قدحی که پر از شراب است، میتوانم زیباییهای پنهان را مشاهده کنم.
بر گل عارض نکورویان
شبنم از رشح خوی توانم دید
هوش مصنوعی: بر روی گلهای زیبا، قطرههای شبنم را میتوانم ببینم که از لطف و زیبایی آنها نشأت گرفتهاند.
در سر زلفشان، دلِ شده را
نیم شب نقش پی توانم دید
هوش مصنوعی: در دل شب، میتوانم نقش دل را در زلف آنها ببینم.
نه نه، کز زهد چنگ بَدرگ را
رگ گسته ز پی توانم دید
هوش مصنوعی: نه، از زهد و پرهیزکاری به جایی نمیرسم، زیرا به دنبال قدرت و توانایی هستم که به من اجازه دیدن حقیقت را میدهد.
شیشهٔ بد مزاج نازک را
ز امتلا کرده قی توانم دید
هوش مصنوعی: من نمیتوانم شیشۀ نازکی که بدخلق است را به خوبی مشاهده کنم.
ور صراحی نه در رکوع بود
ریخته خون وی توانم بود
هوش مصنوعی: اگر طلا و جواهر ساز در حالت رکوع خون خود را بریزد، من هم توانایی دارم که این کار را انجام دهم.