برگردان به زبان ساده
بار دیگر ز که میآموزی
این که دلها به جفا میسوزی؟
هوش مصنوعی: بار دیگر از چه کسی یاد میگیری که دلها را با ستم و بیرحمی میسوزانی؟
میدَری پرده و میسوزی دل
بر غمزه زکین اندوزی
هوش مصنوعی: تو پرده را کنار میزنی و دلتان را به خاطر دلربایی او آتش میزنی.
طالعی بد بود آن شب که دلم
به تو دادم ز پی بهرورزی
هوش مصنوعی: یادگار آن شب که دل را به عشق تو سپردم، بختی نحس و نامساعد داشتم و از این عشق به چیزی جز درد نرسیدم.
تا زنی در دلم آتش به ادب
از ده انگشت چراغ افروزی
هوش مصنوعی: تا زمانی که بر دل من آتش عشق شعله ور کنی، همچون انگشتانی که چراغی را روشن میکنند.
خه خه، ای دلبر درّا دوزا
خوب میدرّی و خوش میدوزی
هوش مصنوعی: ای دلبر زیبا، تو هنرمندی که به خوبی میدوزی و جواهرات را با مهارت میکنی.
اندکی لطف بیاموز آخر
خود همه جور و جفا آموزی
هوش مصنوعی: کمی مهربانی یاد بگیر، زیرا در نهایت فقط آسیب و بیرحمی را آموختهای.
هرچه خط با رخ زیبای تو کرد
کینه از سینهٔ من میتوزی
هوش مصنوعی: هر چه نوشته شده بر چهره زیبای تو، کینه و حسادت را از دل من بیرون میآورد.
این همه عشوهٔ تو دانم چیست
بیوفاییم همی آموزی
هوش مصنوعی: این همه جذابیت و فریبایی که داری، را به خوبی میشناسم. تو همواره به من میآموزی که چقدر بیوفا هستم.
سر سالست، مرا از رخ تو
نظری رسم بود نوروزی
هوش مصنوعی: سال نو فرا رسیده است و من آرزو دارم که نگاهی از چهره تو بیاندازم، مثل نوروز که نماد تازگی و شروع جدید است.