برگردان به زبان ساده
روی بنمای که دیوانه شدم
رحمتی، کز غمت افسانه شدم
هوش مصنوعی: به من نگاهی بیفکن که به خاطر عشق و حسرت تو به شدت دیوانه و مجنون شدهام و از غم و اندوه تو داستانی ساختهام.
شمع رخسار تو نادیده تمام
منِ دلسوخته پروانه شدم
هوش مصنوعی: چهرهی درخشان تو باعث شده است که من در دل سوختهام، مانند پروانهای که به سمت شمع جذب میشود و به او توجهی ندارم.
آشناییّ غمت بود سبب
کز همه شادی بیگانه شدم
هوش مصنوعی: غم آشنایی تو باعث شد که از تمام شادیها دور شوم و بیگانه گردم.
با غم دلشکنت در پنجه
من بی دل که چه مردانه شدم
هوش مصنوعی: دل شکسته من در دستان توست و نمیدانم چطور اینقدر قوی شدم که این احساسات را تحمل کنم.
دام زلف تو ندیدم بر راه
ناگهان شیفتهٔ دانه شدم
هوش مصنوعی: من هرگز دام زلف تو را بر سر راهم ندیدم، اما ناگهان شیفتهٔ زیباییات شدم.
آرزوی لب میگونم خاست
نز گزافی سوی میخانه شدم
هوش مصنوعی: آرزوی چشیدن طعم شراب را دارم و به سمت میخانه میروم.
هوس زلف چو زنجیرم کرد
نه ز بیعقلی دیوانه شدم
هوش مصنوعی: وقتی که دل به زلف تو بند شد، مانند مجنون شدم، اما این دیوانگی از نادانی نیست.