برگردان به زبان ساده
می شنوم باز که باری دگر
رغم مرا کردهای یاری دگر
هوش مصنوعی: باز میشنوم که کسی افسوس مرا خورده و یاری دیگری برایم فرستاده است.
نیست قرارت برِ من تا تو را
با دگری هست قراری دگر
هوش مصنوعی: تو هیچ گونه محکم و ثابتی بر من نداری، تا اینکه با کس دیگری قرار و وضعی متفاوت داشته باشی.
تو به کنار دگران وز تو من
در هوس بوس و کناری دگر
هوش مصنوعی: تو در کنار دیگران هستی و من در هوای تو، در آرزوی بوسه و نزدیکی با کسی دیگر.
باز سرا کار نو آوردهای
اینت دگر ره سر و کاری دگر
هوش مصنوعی: بازگشتهای با ایدهای تازه و نو. دیگر طریقهای برای انجام کارها پیدا کردهای.
نیک بدانست که ما جز بدی
از تو نکردیم شکاری دگر
هوش مصنوعی: او به خوبی میدانست که ما جز آسیب و ضرر از تو چیزی ندیدیم و به دنبال شکار دیگری نیستیم.
دل به تو دادن نه صوابست، لیک
رفت ازین نوبت باری دگر
هوش مصنوعی: دل سپردن به تو کار صحیحی نیست، اما این بار دوباره از این مرحله عبور کردم.
دل ز غم ار خون شودم گو که شود
نیست جز این کارَش کاری دگر
هوش مصنوعی: اگر دل من از غم خونین شود، بگذار که بشود؛ جز این کار هیچ کار دیگری ندارد.
خوش نبود الحق در راه عشق
هر نفسی تازه شماری دگر
هوش مصنوعی: در عشق، هیچ چیز خوشایند نیست؛ هر لحظهای که میگذرد، گویی زمان تازهای را آغاز کردهایم.
ورنه توانم که کنم رغم تو
به ز تو یا همچو تو یاری دگر
هوش مصنوعی: اگر بخواهم، میتوانم از تو بهتر یا حتی کسی دیگر را برای یاری انتخاب کنم.