برگردان به زبان ساده
چنان خوب رویی بدان دلربایی
دریغت نیاید بهر کس نمایی؟
هوش مصنوعی: تو چقدر زیبا و دلربا هستی، کاش حس زیباییات را برای همه به نمایش نگذاری!
مرا مصلحت نیست، لیکن همان به
که در پرده باشی و بیرون نیایی
هوش مصنوعی: بهتر این است که در پنهان بمانی و خود را در معرض دید دیگران قرار ندهی، حتی اگر به نفع تو نباشد.
نه پیدا توانمت دیدن نه پنهان
بلایی دلم را، بلایی، بلایی
هوش مصنوعی: نه میتوانم تو را بهروشنی ببینم و نه بهطور مخفی. درد و بلای دل من را نمیتوانم بیان کنم، بلایی که وجودم را در بر گرفته است.
وفا را بعهد تو دشمن گرفتم
چو دیدم ترا فتنه بر بی وفایی
هوش مصنوعی: من به وفا و عهدت سوگند خوردم، اما وقتی تو را دیدم که در دسیسههای بیوفایی غرق شدهای، از آن به عنوان دشمنی یاد کردم.
من آنروز از خویش بیگانه کشتم
که افتاد با تو مرا آشنایی
هوش مصنوعی: یک روزی از خودم دور شدم و نتوانستم خودم را بشناسم، چون آشنایی با تو برایم اتفاقی جدید و متفاوت بود.
اگر نه امید وصال تو بودی
ز دیده برون کردمی روشنایی
هوش مصنوعی: اگر به امید رسیدن به تو نبود، روشنی زندگیام را از نظر دور میکردم.
نباشد ترا هیچ غم بی دل من
کسی دید خود عید بی روستایی؟
هوش مصنوعی: اگر تو غمی نداری، بیدلی من را چه کسی میبیند؟ آیا عید بدون روستایی را میتوان تصور کرد؟
من و می از این پس که در دور حسنت
نیاید ز دلهای ما پارسایی
هوش مصنوعی: من و می به دور از زیبایی تو، دیگر نمیتوانیم به دلهای خود پاکی و پرهیزگاری را یادآور شویم.