برگردان به زبان ساده
باد نوروزی ره بستان گرفت
دست عاشق دامن جانان گرفت
هوش مصنوعی: باد بهاری در حال وزیدن است و مسیر باغ را در پیش گرفته، در این حال، عاشق هم به دنبال معشوق میگردد و دامن او را به دست میآورد.
نو عروسان چمن را دست ابر
پای تا سر در در و مرجان گرفت
هوش مصنوعی: نوعروسهای چمن با دستان ابر از سر تا پا در آغوش گلها و مرجانها قرار گرفتند.
صبح خندان چون دمی از صدق زد
حالی آن دم در گل خندان گرفت
هوش مصنوعی: صبحی خوش و شاداب به نظر میرسد که در آن لحظهای صادقانه شادی در دل کسی به وجود میآید و آن لحظه، آنگونه که گلها میخندند، سرشار از خوشحالی است.
همچو بیماران دیگر باد را
آرزوی صحن سروستان گرفت
هوش مصنوعی: بیماری مانند دیگر بیماران، آرزوی دیدن باغ و باغچه را در سر داشت.
گل فروشست از سر خوبان باغ
ابر کز چشمش جهان طوفان گرفت
هوش مصنوعی: فروشنده گل، به خاطر زیباییهای سرخود از باغ ابر، از چشمانش طوفانی بر پا میکند.
دست بر عالم فشاند آزاد وار
سرو چون کارجهان آسان گرفت
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تصویر کشیدن فضایی از رهایی و آسایش میپردازد. او به نوعی بیان میکند که در زندگی، هنگامی که انسان با آزادی و اعتماد به نفس قدم برمیدارد، میتواند بر روی جهانی که به نظر میرسد پر از دشواریهاست، تسلط یابد و آن را برای خود آسان کند. مانند درخت سروی که با قامت بلند و استواری خود در برابر مشکلات ایستادگی میکند و به آسایش میرسد.
عزم استقبال گل دارد درخت
از شکوفه سیم در کف زان گرفت
هوش مصنوعی: درخت با اراده و اشتیاق به استقبال گل میرود و شکوفهای نقرهای را در دستانش میفشارد.
جامهای گازری در سر کشید
شاخ را چون در چمن باران گرفت
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به تصویر زیبایی از طبیعت اشاره میکند. او میگوید که هنگامی که باران بر چمن میبارد، شاخسار درختان هم از این نعمت بهرهمند میشود و به نوعی از این باران سیراب میشود. به این ترتیب، زیبایی و تازگی طبیعت در این لحظه احساس میشود.
هر درختی کو قد یارم بدبد
از تعجّب دست در دندان گرفت
هوش مصنوعی: هر درختی که قد و قامت یار من را میبیند، از شگفتی دستش را به دندان میگیرد.
چون صبا نشناخت کس قدر بهار
زان چنانش در میان جان گرفت
هوش مصنوعی: وقتی که نسیم بهاری کسی را نشناخت، از آن حالت بهاری آنقدر در دلش اثر گذاشت که جانش را در خود گرفت.